دختر خانوم هایی که بختشان بسته شده ،اصلا نگران نباشند/کلیک کنند

مشاهده : 23693
دختر خانوم هایی که بختشان بسته شده ،اصلا نگران نباشند/کلیک کنند سرگرمی
ماوراء (۹) بستن بخت جایگاه بخت بستن : سوال : آیا بخت بستن یک واقعیت است یا توهم ؟ جواب : شما دوباره به آیه ای که قبلا هم مطرح شد توجه کنید ، می فرماید : « و ما هم بضارین به من احد الا باذن الله » (۳۲) هیچ جادوگری نمی تواند هیچ […]
دختر خانوم هایی که بختشان بسته شده ،اصلا نگران نباشند/کلیک کنندماوراء (۹) بستن بخت جایگاه بخت بستن : سوال : آیا بخت بستن یک واقعیت است یا توهم ؟ جواب
: شما دوباره به آیه ای که قبلا هم مطرح شد توجه کنید ، می فرماید : « و ما
هم بضارین به من احد الا باذن الله » (۳۲) هیچ جادوگری نمی تواند هیچ ضرری به کسی برساند مگر
به اذن خدا .
پس به این معنی که کسی اراده کند بخت شما را ببندد نداریم ، اما اگر خدا مصلحت دید کسی
را تنبیه کند ممکن است آن تنبیه از طریق جادوگری انجام گیرد .
هیچ کس با اراده ی خود نمی تواند بخت کسی را ببندد ، اما همین طور که می شود با
ضربه ای که بر صورت کسی می زنند او را تنبیه کنند ، همین طور هم بعضی ها را از
طریق جادوگر تنبیه می کنند ، تا آدم ها در دل این سختی ، امتحان بدهند .
اگر مثلاً شما با یک ماشین سواری تصادف کردید و پایتان شکست ، می گویید خدا این طوری امتحانم کرد
.
یا اگر کسی پشت سر شما حرف زد که آبروی شما را ببرد ، باز باید متوجه باشید که دارید
امتحان می شوید ، زیرا خداوند می فرماید : « ان الله یدافع عن الذین آمنوا » (۳۳) خدا مدافع
مومنان است پس اگر کسی بخواهد پشت سر شما حرف بزند و آبروی شما را ببرد نمی تواند ، منتها
عمل او ، زمینه ی امتحان شدن شما را فراهم می کند .
حال اگر کسی تصمیم بگیرد از طریق جادوگر بخت شما را ببندد ، مثل همان کسی است که تصمیم می
گیرد پشت سر شما حرف بزند ، به ظاهر می تواند ، همان طور که او به ظاهر این طرف
و آن طرف می رود و پشت سر شما به این و آن بد می گوید .
شما هم ممکن است با سادگی تمام بگویید ؛ وای ! آبرویم رفت ، ولی اگر ببینیم دنیا و آبرو
و عزت در دست خداست ، با بدگوییهای او توسل شما به خدا زیادتر می شود ، زیرا « و
لله العزه و لرسوله و للمومنین و لکن المنافقین لا یعلمون » (۳۴) عزت از خدا و رسول او و
مومنین است ولی این نکته را منافقین نمی فهمند .
رژیم شاه چقدر تلاش کرد تا در جریان ۱۵ خرداد سال ۴۲ حضرت امام خمینی « قدس سره » را
بی آبرو کند ، دروغ برای ایشان ساختند که از « جمال عبدالناصر » رئیس جمهور مصر پول گرفته تا
در ایران اغتشاش کند .
آیا این کارها نتیجه داد یا اینکه حضرت امام خمینی « قدس سره » آبرومندترین فرد دنیا شدند ؟ بله
می شود یک جادوگری به کمک جنی ها یک شیطنتی بکند اما شما با توکل به خدا تمام نقشه های
جادوگر و جن را هیچ می گیرید و بدون هیچ عکس العملی به زندگی دینی خود ادامه می دهید ،
و در آن صورت آنها هیچ غلطی نمی توانند بکنند .
ما چوب بی توکل بودنمان را می خوریم .
اگر کسی به ناحق پشت سر شما با تهمت هایی که زد ، بی آبرویی راه انداخت به طوری که
در شهر هر کسی شما را ببیند بگوید عجب ؛ این بوده که این کارها را کرده ! حال شما
دو کار می توانید بکنید ،یکی اینکه بگویید من دیگر در این شهر نمی توانم زندگی کنم ، آبرویم رفت
، بلند می شوی و به شهر دیگری می روی .
این در حالی است که این ذهنیت به دنبال شما است که در شهر خودم آبرویم رفته ، همیشه این
سیاهی دنبالتان هست .
اما یک وقت می گویی خدایا خودت که بهتر می دانی ، پس خودت مدافع من باش .
شما هم در حد وُسع و توان خود ، از خود دفاع می کنی .
یک سال نمی گذرد درست برعکس می شود ، آبروی آن کسی که می خواسته آبروی شما را ببرد ،
از کف او می رود ، و از آن مهمتر در این جریان حضور خداوند را در زندگی خود احساس
می کنی .
ولی اگر بد امتحان داده بودی و نقش طرفی که می خواسته آبروی شما را ببرد ، نقشی موثر می
پنداشتی ، شما از شهر خوت هم که می رفتی ، باز نقش آن فرد برایت یک نقش موثر باقی
می ماند و هرگز از آن طریق به خدا نمی رسیدی .
اگر از شهر می رفتی چوب خودت را خورده بودی و نه چوب آن طرف را .
برای پیدا کردن چنین بصیرتی به ما فرموده اند سوره های معوذتین ( فلق و ناس ) را بخوانید .
می فرماید : « قل اعوذ برب الفلق » ؛ بگو همواره به پروردگاری که سیاهی ها را می شکافد
پناه می برم .
« قل اعوذ برب الناس » ؛ بگو به پروردگاری که کلیه امور انسان ها به دست اوست پناه می
برم .
با توجه به این آیات دیگر کسی نمی تواند در روان شما صاحب نقش و اثر باشد .
وقتی می گویی : « قل اعوذ برب الناس ، ملک الناس ، اله الناس » ؛ پروردگار و حاکم
و معبود انسان ها پناه می بری ، پس دیگر هیچ کس در جان شما کاره ای نیست .
درست است که عده ای « النفاثات فی العقد » ؛ هستند و در گره ها و تصمیم ها می
دمند ، اما با پناه بردن به خداوند ، هم کار آنها را خنثی میکنی ، هم بهره ی نزدیکی
به خداوند نصیب تو می شود .
درست است این طرف دارد در غیاب شما ، شما را ضایع می کند ولی اگر با آرامش کامل و
در حد توان خود از خود دفاع کنید و بقیه اش را به خدا بسپارید ، درست امتحان داده اید
و چند قدم جلو آمده اید و آن سختی برای شما پنجره ی ورود به عالم بهتری می شود .
در روایت قدسی داریم که خداوند می فرماید : « و عزتی و جلالی و مجدی و ارتفاعی علی عرشی
لاقطعن امل کل مومل غیری بالیاس و لاکسونه ثوب المذله عندالناس و لانحینه من قربی و لابعدنه من فضلی أ
یومل غیری فی الشدائد و الشدائد بیدی و یرجو غیری و یقرع بالفکر باب غیری و بیدی مفاتیح الابواب و
هی مغلقه و بابی مفتوح لمن دعانی فمن ذا الذی املنی لنوائبه فقطعته دونها و من ذا الذی رجانی لعظیمه
فقطعت رجاء منی جعلت آمال عبادی عندی محفوظه فلم یرضوا بحفظی و ملات سماواتی ممن لایمل من تسبیحی و امرتهم
ان لا یغلقوا الابواب بینی و بین عبادی فلم یثقلوا بقولی ألم یعلم [ ان ] من طرقته نائبه من
نوائبی انه لا یملک کشفها احد غیری الا من بعد اذنی ـ فما لی اراه لاهیا عنی اعطیته بجودی ما
لم یسالنی ثم انتزعته عنه فلم یسالنی رده و سال غیری أ فیرانی ابدا بالعطاء قبل السماله ثم اسال فلا
اجیب سائلی أ بخیل انا فیبخلنی عبدی أ و لیس الجود و الکرم لی أ و لیس العفو و الرحمه
بیدی أ و لیس انا محل الآمال فمن یقطعها دونی افلا یخشی المومنون ان یوملوا غیری فلو ان اهل سماواتی
و اهل ارضی املوا جمیعا ثم اعطیت کل واحد منهم مثل ما امل الجمیع ما انتقص من ملکی مثل عضو
ذره و کیف ینقص ملک انا قیمه فیا بؤساً للقانطین من رحمتی و یا بوسا لمن عصانی و لم یراقبنی
» (۳۵) به عزت و جلال و بزرگواری و رفعتم بر عرشم سوگند که آرزوی هر کس را که به
غیر من امید بندد ، به نومیدی بدل می کنم .
و به او نزد مردم جامه خواری می پوشانم ، و او را از تقرب خود می رانم و از
فضلم دور میکنم .
آیا او در گرفتاری ها به غیر من آرزو می بندد ، در صورتی که گرفتاری ها به دست من
است ؟ و به غیر من امیدوار می شود و در فکر خود در خانه ی جز مرا می کوبد
؟ با آن که کلیدهای همه درهای بسته نزد من است و در خانه ی من برای کسی که مرا
بخواند باز است .
کیست که در گرفتاری هایش به من امید بسته و من امیدش را قطع کرده باشم ؟ کیست که در
کارهای بزرگش به من امیدوار گشته و من امیدش را از خود بریده باشم ؟ من آرزوهای بندگانم را نزد
خود محفوظ داشته و آنها به حفظ و نگهداری من راضی نگشتند ، و آسمان هایم را از کسانی که
از تسبیحم خسته نشوند ( فرشتگان ) پر کردم و به آنها دستور دادم که درهای میان من و بندگانم
را نبندند .
ولی آنها به قول من اعتماد نکردند ، مگر آن بنده نمی داند که چون حادثه ای از حوادث من
او را بکوبد ، کسی جز به اذن من آن را از او بر ندارد ، پس چرا از من
روی گردان است ؟ من با جود و بخشش خود آنچه را از من نخواسته به او می دهم سپس
آن را از او می گیرم ، و او برگشتش را از من نمی خواهد و از غیر من می
خواهد ؟ او درباره ی من فکر میکند که ابتدا و پیش از خواستن او عطا می کنم ، ولی
چون از من بخواهد به سائل خود جواب نمی گویم ؟ مگر من بخیلم که بنده ام مرا بخیل می
داند ؟ مگر هر جود و کرمی از من نیست ؟ مگر عفو و رحمت دست من نیست ؟ مگر
من محل آرزوها نیستم ؟ پس چه کسی می تواند آرزوها را پیش از رسیدن به من قطع کند ؟
آیا آنها که به غیر من امید دارند نمی ترسند ؟ اگر همه ی اهل آسمان ها و زمینم به
من امید بندند ، و به هر یک از آنها به اندازه ی امیدواری همه دهم ، به قدر عضو
مورچه ای از ملکم کاشته نشود ، چگونه کاسته شود از ملکی که من سرپرست او هستم ؟ پس بدا
به حال آنها که از رحمتم نومیدند ، و بدا به حال آنها که نافرمانیم کنند و از من پروا
نکنند .
وقتی امام خمینی « قدس سره » را به نجف تبعید کردند ، عوامل رژیم شاه شایع کردند که ایشان
یک آخوند سیاسی بی سوادی است که چون نمی توانسته است درس بدهد شلوغ کرده است .
آنها امید داشتند با این شایعات هیچ کس پای درس حضرت امام « رحمه الله علیه » نرود ، ولی
زمانی نگذشت که ایشان از جمله ی آبرودارترین شخصیت های حوزه ی علمیه ی نجف شدند ، چون با امیدواری
به لطف خدا ، فقط وظیفه ی خود را انجام دادند .
باید متوجه بود در هر حادثه ای می خواهند ما را امتحان کنند ، اگر توانستیم بگوییم ؛ خدایا هر
طور تو راضی هستی ما راضی خواهیم بود ، منور به مقام رضا می شویم .
خدایا ! هر طور بخواهی ، ما همان را می خواهیم ، می خواهی ما تنها باشیم ، ما هم
تنهایی را می خواهیم ، می خواهی بی نام و نشان زندگی کنیم و بمیریم ، ما هم همین را
میخواهیم .
این نوع رویکرد به مسائل ، شخصیتی از شما می سازد هزار برابر بالاتر از آنکه بخواهید آرزوهای دنیایی تان
برآورده شود و برای تحقق آن آرزوها به فالگیر و رمال پناه ببرید و او هم به شما بگوید بخت
تان را بسته اند باید پول بدهید تا باز کنم و از این طریق خود را در مقابل پروردگارتان روسیاه
کنید ..
پی نوشت‌ها: ۳۲) سوره ی بقره ، آیه ی ۱۰۲ ۳۳) سوره ی حج ، آیه ی ۳۸ ۳۴) سوره
منافقین ، آیه ی ۸ ۳۵) الکافی ، ج ۲ ، ص ۶۷ ، باب التفویض الی الله و التوکل
علیه .
منبع: کتاب « جایگاه جن ، شیطان و جادوگر در عالم »
2010-12-11 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
فیلم پرشین وی
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
logo-samandehi