داستان آموزنده | دشنام اسیر به پادشاه

مشاهده : 616
داستان آموزنده | دشنام اسیر به پادشاه اس ام ا س ، داستان ، معما
داستان آموزنده : دشنام اسیر به پادشاه پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد.اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد.شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ وزیر گفت: به جان شما دعا می کند.شاه اسیر را بخشید.وزیر دیگری که در محضر شاه بود و با آن وزیر اول مخالفت داشت گفت: […]

داستان آموزنده : دشنام اسیر به پادشاه

پادشاهی قصد کشتن اسیری کرد.
اسیر در آن حالت ناامیدی شاه را دشنام داد.
شاه به یکی از وزرای خود گفت: او چه می گوید؟ وزیر گفت: به جان شما دعا می کند.
شاه اسیر را بخشید.وزیر دیگری که در محضر شاه بود و با آن وزیر اول مخالفت داشت گفت: ای پادشاه
آن اسیر به شما دشنام داد.

 داستان آموزنده دشنام اسیر به پادشاه

پادشاه گفت: تو راست می گویی اما دروغ آن وزیر که جان انسانی را نجات می دهد بهتر از راست
توست که باعث مرگ انسانی می شود.

جز راست نباید گفتهر راست نشاید گفت

گلستان سعدی

2017-03-04 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی