داستان پند آموز | نمک و آب

مشاهده : 212
داستان پند آموز | نمک و آب اس ام ا س ، داستان ، معما
داستان پند آموز : نمک و آب روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد.راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد.سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد.شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک […]

داستان پند آموز : نمک و آب

روزی شاگرد یک راهب پیر هندو از او خواست که به او درسی به یاد ماندنی دهد.
راهب از شاگردش خواست کیسه نمک را نزد او بیاورد.
سپس مشتی از نمک را داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست همه آن آب را بخورد.
شاگرد فقط توانست یک جرعه کوچک از آب داخل لیوان را بخورد، آن هم به سختی.

داستان پندآموز

استاد پرسید: «مزه اش چطور بود؟»شاگرد پاسخ داد: «خیلی شور و تند است، اصلاً نمی شود آن
را خورد.»

داستان پند آموز

پیر هندو از شاگردش خواست یک مشت از نمک بردارد و او را همراهی کند.
رفتند تا رسیدند کنار دریاچه.
استاد از او خواست تا نمکها را داخل دریاچه بریزد.
سپس یک لیوان آب از دریاچه برداشت و به شاگرد داد و از او خواست آن را بنوشد.
شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید.
استاد این بارهم از او مزه آب داخل لیوان را پرسید.
شاگرد پاسخ داد: «کاملا معمولی بود.»

داستان پند آموز

پیر هندو گفت: «رنجها و سختیهائی که انسان در طول
زندگی با آنها روبرو می شود همچون مشتی نمک است و اما این روح و قدرت پذیرش انسان است که
هر چه بزرگتر و وسیعتر می شود، می تواند بار آن همه رنج و اندوه را براحتی تحمل کند.
بنابراین سعی کن یک دریا باشی تا یک لیوان آب.»

جـایـلــسـتـان

2017-02-02 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی