داستان واقعی

داستان زیبای مادر دروغگو داستان زیبای مادر دروغگو

مادر واژه ای است که معنای به وسعت تمام دنیا دارد و تنها کسی که مادر ندارد می داند که چگونه قدر مادر را بداند اما صد افسوس که دیگر دیر شده است…

داستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچه داستان کوتاه حضرت سلیمان و مورچه

از مقام های حضرت سلیمان هم نبوت بود و هم حکومت وی به خواست و قدرت خداوند با جن در ارتباط بوده است. داستان های زیادی درباره صحبت کردن وی با مورچه نقل شده …

داستان واقعی | ویلون زن داستان واقعی | ویلون زن

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد. این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت….

داستان واقعی | کمک به دو دانشجو و مردم لهستان داستان واقعی | کمک به دو دانشجو و مردم لهستان

داستان واقعی : کمک به دو دانشجو و مردم لهستان داستان رویدادی که در سال ۱۸۹۲در دانشگاه استنفورد اتّفاق افتاد: دانشجویی ۱۸ ساله در تلاش بود تا شهریه اش را تأمین کند.یتیم بود و نمی دانست به کجا روی آورد و نزد چه کسی دست دراز کند.ناگهان اندیشه ای به ذهنش خطور کرد.او و دوستش […]

داستان زیبا و واقعی دستان دعا کننده داستان زیبا و واقعی دستان دعا کننده

داستان دستان دعا کننده این داستان واقعی است و به اواخر قرن ۱۵ بر می گردد.در یک دهکده کوچک نزدیک نورنبرگ خانواده ای با ۱۸ فرزند زندگی می کردند.برای امرار معاش این خانواده بزرگ، پدر می بایستی ۱۸ ساعت در روز به هر کار سختی که در آن حوالی پیدا می شد تن می داد. […]

داستان کوتاه و آموزنده ایمان واقعی بازرگان داستان کوتاه و آموزنده ایمان واقعی بازرگان

داستان ایمان واقعی بازرگان روزی تاجری موفقی از مسافرت بازگشت و متوجه شد خانه و دکانش در غیاب او آتش گرفته و اجناس گرانبهایش همه سوخته و خاکستر شده اند و خسارت زیادی به او وارد آمده است. فکر می کنید آن مرد چه کرد؟! خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد؟ و یا اشک […]

داستان واقعی و شنیدنی چرا من ؟ داستان واقعی و شنیدنی چرا من ؟

داستان واقعی چرا من بهترین و افسانه ای ترین تنیسور جهان آرتور اش هنگامی که برای جراحی قلب خود در بیمارستان بود با سهل انگاری پرستاران با تزریق خون آلوده به بیماری ایدز مبتلا شد طرفداران آرتور از سر تا سر جهان نامه هایی محبت آمیز برایش فرستادند یکی از دوستداران وی در نامه خویش […]

داستان واقعی مردی که در اتاقش را قفل می زد داستان واقعی مردی که در اتاقش را قفل می زد

داستان واقعی مردی که در اتاقش را قفل می زد می گویند که ایاز غلام سلطان محمد غزنوی ، در آغاز چوپان بود و با گذشت زمان ، در دربار پادشاه صاحب منصب شد.او اتاقی داشت که هر روز صبح به آن سر می زد و وقت خروج بر در اتاق قفلی محکم می زد […]

داستان واقعی دخترزیبای که سیاه بخت شد داستان واقعی دخترزیبای که سیاه بخت شد

داستان دخترزیبای که سیاه بخت شد اتاق ۲۱۹! اینجا جایی بود که سرنوشت مرا رقم می‌زد.این اتاق ۳ شماره‌ای در دادسرای ناحیه۱۹تهران قرار بود مرا به جایی نامعلوم پرتاب کند.عرق کرده بودم، دست‌هایم می‌لرزید.به مادرم گفتم: « اینجا آخر خطه؟» چشم‌های مادر قرمز بود و نگاهم نمی‌کرد: «قسمت این بود.» قسمت، تقدیر، سرنوشت…کلماتی که یک […]

داستان واقعی و عجیب مرگ در غسالخانه! داستان واقعی و عجیب مرگ در غسالخانه!

داستان مرگ در غسالخانه این ماجرا به زمانی برمی‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد.وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را […]

داستان واقعی عشق در جنگ داستان واقعی عشق در جنگ

داستان واقعی عشق در جنگ هوا سرد است.بسیار سرد.اما در اردوگاه کار اجباری نازی ها در سال ۱۹۴۲چنین روز تاریک زمستانی با روزهای دیگر تفاوتی ندارد.با لباس های کهنه و نازک ایستاده ام و می لرزم.نمی توانم باور کنم که چنین کابوسی در حال وقوع است.من فقط یک پسر کم سن و سال هستم.باید با […]

داستان آموزنده و واقعی عیادت مرد ناشنوا از همسایه بیمار داستان آموزنده و واقعی عیادت مرد ناشنوا از همسایه بیمار

داستان عیادت مرد ناشنوا از همسایه بیمار ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود.با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند. […]

داستان واقعی و آموزنده ابو علی سینا داستان واقعی و آموزنده ابو علی سینا

داستان واقعی ابو علی سینا در زمان های قدیم یک دختر از روی اسب می افتد و لگنش از جایش درمی‌رود پدر دختر هر حکیمی را به نزد دخترش می‌برد دختر اجازه نمی‌دهد کسی دست به باسنش بزند هر چه به دختر می گویند حکیم بخاطر شغل و طبابتی که می کنند محرم بیمارانشان هستند […]

داستان واقعی درسی بزرگ از یک کودک داستان واقعی درسی بزرگ از یک کودک

داستان درسی بزرگ از یک کودک سال ها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان استانفورد مشغول کار بودم با دختری به نام لیزا آشنا شدم که از بیماری نادری رنج میبرد ظاهرا تنها شانس بهبودی او گرفتن خون از برادر پنج ساله خود بود که او نیز قبلا مبتلا به این بیماری بود […]

داستان کوتاه و زیبای ثروت واقعی داستان کوتاه و زیبای ثروت واقعی

داستان کوتاه و زیبای ثروت واقعی مردی خسیس تمام دارایی اش را فروخت و طلا خرید. او طلاها را در گودالی در حیاط خانهاش پنهان کرد. او هر روز به طلاها سر میزد و آنها را زیر و رو میکرد. تکرار هر روزه این کار یکی از همسایگانش را مشکوک کرد. همسایه، یک روز مخفیانه […]

داستان زیبای هزینه عشق واقعی من به تو داستان زیبای هزینه عشق واقعی من به تو

داستان زیبای هزینه عشق واقعی من به تو شبی پسر کوچکی یک برگ کاغذ به مادرش داد.او با خط بچگانه نوشته بود: صورتحساب: کوتاه کردن چمن باغچه ۵ دلارمرتب کردن اتاق خوابم ۱ دلارمراقبت از برادر کوچکم ۳ دلاربیرون بردن سطل زباله ۲ دلارنمره ریاضی خوبی که امروز گرفتم ۶ دلارجمع بدهی شما به من: […]

داستان زیبا و واقعی قبر خالی داستان زیبا و واقعی قبر خالی

داستان زیبا و واقعی قبر خالی براساس یک ماجراى واقعى… مورچه هاى نگران اطراف سنگ قبرت مى خزیدند و با هر خزش خود نبودنت را به یادم مى آوردند. پرندگان قبرستان ده دور افتاده مان وقتى دختر بچه اى چون من را بالا سر قبرمادرش مى دیدند برایم مى خواندند. انگارشعرپرنده ها، فصل ها را […]

فیلم پرشین وی