مشاهده : 1156 زنان RSS

قصاص و دیه زنان

قصاص و دیه زنان زنان
یکی از مهمترین مسائل در حوزه قوانین کیفری در تمام کشورها مسئله جبران خسارت و آسیب های بدنی و جانی وارد شده به شهروندان میباشد ما در این مطلب به بررسی دیه زنان و مردان پرداخته ایم

یکی از بارزترین مسائل در حوزه قوانین کیفری و جزا در حوزه خسارت جانی و آسیب های بدنی وارد شده بر انسان دیه می باشد پیش از این در دیه زن و مرد تفاوتی بوده است اما در چند سال اخیر قانون گذار اهمییت و جایگاه زنان را در جامعه ارج گذاری کرده است و قوانین حمایتی از زنان را گسترده تر کرده است و دیه زنان و دیه مردان را با هم مساوی کرده است در ادامه مطلب از پرشین وی به بررسی دیه زنان ، قصاص زنان و ارث زنان مطالبی را آماده کرده ایم

دیه زنان

این آیه شبیه آیه ای در عهد عتیق است.
خود قصاص یعنی تعادل و تساوی، یعنی اگر قبیله ای از شما یک نفر را کشت شما فقط یک نفر؛;
قاتل، را…
یکی از بحث های مهم در تفاوت و تبعیض بین زن و مرد این بحث است که در آیه ۱۷۸
از سوره بقره آمده است: یا ایهاالذین آمنوا کتب علیکم القصاص فی القتلی، الحر بالحر و العبد بالعبد و الانثی
بالانثی …
فمن اعتدی بعد ذلک فله عذاب الیم.
و لکم فی القصاص حیوه یا اولی الالباب.

ای اهل ایمان مقرر شد بر شما قصاص در قتل؛ آزاد به آزاد، برده به برده، زن به زن …
اگر کسی بعد از این، از این قانون تخطی و زیاده روی کند برای اوست عذابی دردناک.
در قصاص برای شما مایه حیات است ای صاحبان خرد.
این آیه شبیه آیه ای در عهد عتیق است.
خود قصاص یعنی تعادل و تساوی، یعنی اگر قبیله ای از شما یک نفر را کشت شما فقط یک نفر؛
قاتل، را بکشید نه بیشتر.

اینک در دنیای مدرن، قصاص گاه، از نظر برخی افراد، یک امر منفی تلقی می شود.
اما در آن دوران کاملا یک امر انسانی است.
در آن هنگام مجازات ها نوعی انتقام گیری بوده و اگر فردی یک نفر از اعضای قبیله ای را می
کشت آنها می رفتند و تعدادی از اعضای قبیله قاتل را می کشتند.

قصاص می گوید عمل و عکس العمل باید مساوی باشد و شما نباید از این حد تجاوز کنید و اگر
کسی تجاوز کند و از حد خارج شود خداوند او را به شدت مجازات و عذاب خواهد کرد.

دیه زنان

دیه زنان

روض الجنان ذیل این آیه می گوید سبب نزول آیه این بود که دو قبیله بودند؛ اوس و خزرج، در
میان ایشان قتالی افتاد و یکی از دیگری قوی تر بود.
اقویا به ضعفا گفتند ما به هر برده ای آزادی را بکشیم و به هر زنی، مردی را و به
هر مردی دو مرد را.

و ادامه داده است: اگر عفو کند فضل باشد و می افزاید آیه مجمل است محتاج است به بیان.
و سپس به بحث در مورد انواع قتل عمد و غیرعمد و شبه عمد می پردازد و ادامه می دهد
آزاد به آزاد و مرد به مرد و زن به زن، مذهب بعضی فقها چنان است که قصاص جز این
وجه نشاید…

اگر مردی بنده خود را بکشد مستحق تأدیب و تعزیر بود از سوی امام و اگر بنده کسی دیگر را
بکشد بهایش لازم آید بر او، مذهب ابوحنیفه آن است که به بنده خود نکشند او را و به بنده
دیگرانش بازکشند.

و سپس می گوید پدر را به فرزند بازنکشند و نامادر را به فرزند بازکشند و شافعی گفته زن از
جمله اولیای مقتول نباشد و او را از قصاص نصیب نباشد…
مرد را به زن بازکشند چون اولیای مقتول نیمه دیه مرد باز پس دهند و مسایل قصاص بسیار است و
اختلاف فقها در کتب فقه مذکور است.

و می افزاید در عهد رسول مردی مردی را بکشت و او را پیش رسول آوردند.
رسول او را به ولی مقتول داد آنگه گفت هیچ ممکن نباشد که عفوش کنی؟ گفت از دلم نیاید.
گفت دیه بستانی؟ گفت نه، جز این که قصاص کنم.
رسول گفت پس مثل او باشی.
]از این جمله تأویل های مختلفی کرده اند[ در جاهلیت اول مصالحه کردندی بعد او را بکشتندی و دیه بیانداختندی،
حق تعالی بر آن تهدید کرد.

قصاص زنان

مجمع البیان می گوید قصاص یعنی به مساوی جبران و تلافی کردن.
و حدیثی از امام صادق می آورد: آزاد را در برابر کشتن بنده نباید کشت بلکه باید به شدت مضروب
ساخت و دیه بنده را از او گرفت.

سپس می افزاید اگر زنی را بخواهند در برابر مردی بکشند باید نصف دیه او را بدهند.
حقیقت مساوات هم همین را ایجاب می کند ]اینک ما در این دوره می گوییم مساوات ایجاد می کند که
دیه یکسان باشد اما تفسیر مجمع البیان کاملا عکس ما قضاوت می کند و طبق فرهنگ و مناسبات زمانه اش
می گوید حقیقت مساوات همین را ایجاب می کند[ زیرا زن با مرد مساوی نیست و خون بهای او نصف
خون بهای مرد است.

طبری در تفسیر خود این حکم را از علی (ع) هم نقل کرده است.
بعد می گوید آیه نمی گوید زن در مقابل مرد و بنده در مقابل آزاد کشته نشود.
]یعنی آیه در این مورد ساکت است و نظراتی که داده شده تفسیری و روایی و اجتهادی است[.
تفسیر گازر هم می گوید قصاص مساوات است یعنی بر شما مساوات واجب کرده اند.
و ادامه می دهد پدر را به فرزند بازنکشند و مادر را به فرزند بازکشند.

المیزان می گوید آیه قصاص مخصوص جامعه مسلمین است و نسبت به کفار و اهل ذمه ساکت است ]یعنی دیه
غیرمسلمانان در قرآن روشن نشده و نظراتی که در این مورد وجود دارد تفسیری و روایی و اجتهادی است[.
تفسیر نمونه می گوید شأن نزول این آیه عادت عرب جاهلی بود که اگر کسی از آنها کشته می شد
تصمیم می گرفتند تا آنجا که مقدورشان است تلافی کنند تا آنجا که به خاطر یک مرد حاضر بودند تمام
فامیل قاتل را بکشند…

دیه زنان

دیه زنان و قصاص زنان

اما این ماجرا هم باز همگانی است و در بسیاری از حوزه های تمدنی رواج داشته است.
ویل دورانت می گوید: یک مجرم برای یک زن معمولا نصف دیه ای را پرداخت می کرد که برای بزه
همانند به یک مرد تعلق می گرفت (ج ۴، ص ۱۱۱۲).

ما در بحث های گذشته مان نمونه هایی از این تفاوت های بین زن و مرد که در بعضی موارد
خیلی شگفت انگیز به نظر می آمد، را مطرح کردیم.
مثلا وندیداد (فرگرد ۷، بند ۴۱ و ۴۲) حتی به تفاوت دستمزد برای معالجه و تطهیر و…
، برای زن و مرد اشاره می کند.
هر چند در زمانه ما تنها نرخ آرایشگاه های زنانه و مردانه خیلی تفاوت دارد! اما در بقیه جاها تفاوت
دستمزد وجود ندارد.

مثلا ویزیت پزشکان برای زنان کمتر از مردان نیست.
و یا در بحث از آیین یهود، این موضوع را مطرح کردیم که طبق عهد عتیق (لاویان، بند ۱۲، آیه
۱ تا ۵) اگر زن پسر بزاید تا هفت روز و اگر دختر بزاید تا چهارده روز نجس است (در
جملات حضرت علی هم مشابه این نکته وجود دارد که مثلا ادرار پسر پاک است و ادرار دختر نجس است
چون شیر پسر از یک جای بدن زن می آید و شیر دختر از جای دیگر بدن زن).
و یا مثلا عهد عتیق می گوید اگر زنی پسر بزاید تا ۳۳ روز و اگر دختر بزاید تا ۶۶
روز باید صبر کند تا بتواند به چیزهای مقدس دست بزند.

دیه زنان و قصاص زنان

این ها نگاه های فرهنگی تاریخی است که در پوشش مسایل علمی خود را نشان می داده است.
طبق این نگاه انگار ذات زن و مرد با هم فرق می کند.
به هر حال این هم یک نوع بدبینی و بی اعتمادی به ذات و سرشت زن است و به نظر
می رسد این نگاه تأثیر و بازتاب خودش را در حوزه های حقوقی و قضایی و حوزه های مختلف دیگر،
نشان می دهد دیه زنان.

بخشی از این موقعیت نیز به وضعیت خود زنان و ناآمادگی ذهنی و عدم حضور عینی و عملی آنان در
حوزه های گوناگون زندگی برمی گردد وگرنه زن در جاهای دیگری از قرآن و یا دیگر متون مقدس خود فردی
کامل و تمام و مختار و مسیول و موظف است و در قیامت نیز در پیش گاه خداوند به عنوان
یک انسان تمام حاضر می شود و نصفه آدم محسوب نمی گردد.

جدا از مسایل فرهنگی؛ اگر از منظر مناسبات عینی و واقعی برخی خانواده های امروزی بخواهیم نصفه بودن دیه زنان
را بررسی کنیم، این سؤالات اساسی مطرح است که آیا لطمه ای که کشتن یک نان آور زن (زن سرپرست
خانوار) به یک خانواده می زند همانند و گاه بیشتر از کشتن مرد یک خانواده نیست؟ و اصلا فراتر از
آن، چرا فقط به زیان های مادی و اقتصادی توجه می کنیم، آیا لطمه ای که کشتن یک مادر خانواده
به روح و روان و شخصیت بعضی از فرزندان می زند بیشتر از کشتن مرد خانواده نیست؟

دیه زنان و مردان

آیا نباید این
موضوع را صرفا به یک مسیله اقتصادی تقلیل نداد و فروپاشی عاطفی و روانی خانواده برای برخی فرزندان (که البته
در بین بچه های مختلف فرق می کند و به قول عامیانه بعضی ها بابایی و بعضی مامانی هستند)، در
صورت کشته شدن مادر را در همان حد کشتن پدر و لطمات ناشی از آن ارزیابی کرد؟ اگر با این
دید به موضوع نگاه کنیم صورت مسیله خیلی فرق می کند.
به علاوه آنکه امروزه بسیاری از زنان نان آور خانواده اند و زنان سرپرست خانوار بخش زیادی از جامعه را
تشکیل می دهند دیه زنان .

و حتی یک تعبیر در مباحث توسعه به نام زنانه شدن فقر مطرح شده است.
طرح این اصطلاح در سطح بین الملل شاید به دلیل رشد خانواده های تک سرپرست، به علت شیوع طلاق به
ویژه در غرب باشد.

در جوامع در حال توسعه نیز بنا به دلایل دیگری فقر زنانه بسیار جدی شده است.
اگر مسیله دیه زنان و مرد را نه ذاتی، بلکه موقعیتی تحلیل کنیم و برای این حکم علت و فلسفه
ای قایل باشیم، دیگر نمی توان در جهان جدید، با فرهنگ و مناسباتی متفاوت این حکم را پذیرفت.
اما در آن جهان و در آن بستر اعتقادات فرهنگی و مناسبات اقتصادی و اجتماعی، آن حکم پذیرفته شده و
مساوات و عدالت نیز تصور می شد.

اما امروزه دیگر این چنین نیست و در حوزه زنان همین که پذیرفته و اعتماد شود که زنان نیز انسان
و آدم کاملی، هستند، آنها می توانند به دقت و در کنار و همچون مردان شهادت بدهند و اگر قرار
باشد دقت قضایی و بازپرسی بیشتر باشد و به شهود بیشتری نیاز باشد فرق نمی کند که تعداد زن یا
مرد بیشتر شود.دیه زنان و این همان سخن آیت الله صانعی است.

دیه زنان

دیه زنان

چشم زنان که با چشم مردان فرقی ندارد و اگر احتمال اشتباه مطرح باشد، چشم هر دو ممکن است اشتباه
کند.

مردان هم مانند زنان، گاه ممکن است تحت تأثیر عوامل جانبی و برخی تمایلات درونی قرار می گیرند.
بحث قصاص و جلوگیری از ازدیاد و افزایش آدم کشی و انتقام جویی در آن هنگام رفرم جهشی بزرگ بوده
است.

اما نکته قابل تأمل این است که این تفاوت گذاری در دیه که در زمان گذشته تصور می کردند به
عدل و مساوات نزدیک تر است، اما با نظام ارزشی امروز ما خلاف عدل و مساوات تلقی می شود حال
کدام یک از این دو تلقی درست تر و انسانی تر است و به توحید نزدیک تر؟ ما اینک این
تفاوت را ظلم و تبعیض تلقی می کنیم اما در گذشته چه براساس تلقی های فرهنگی و نظری شان و
چه، به ویژه، مبتنی بر مناسبات اجتماعی و اقتصادی شان جایگاه زن در آن، آن را عادلانه و مقبول می
دانستند.

اما امروزه مقبول عصر ما و عقل فطری و احساس درونی و انسانی بشر عصر ما نیست.
ولی کدام یک از این دو نگاه با منظر هستی شناسی و انسان شناسی توحیدی متن سازگارتر است.
موضوع دیگری که در حاشیه بحث قابل طرح است این مسیله است که وقتی مردی زنی را به قتل رساند
آیا می توان را به خاطر کشتن این زن قصاص (قصاص نفس) کرد یا خیر؟ این میسله در ایران کنونی
مشکلات زیادی را ایجاد کرده است چرا که طبق فقه شیعی در صورتی این امر میسر است که خانواده زن
مقتول، نیمی از بهای دیه را به خانواده قاتل مرد بدهند تا بتوانند او را قصاص کنند.

نظر فقها پیرامون دیه

فقهای شیعه حداقل سه حدیث صحیح از امام صادق مبنی بر لزوم پرداخت نیم دیه مرد به خانواده قاتل مرد
برابر قصاص او نقل می کنند.
اما در این رابطه احادیث معارض هم وجود دارد.
مثلا امام صادق از امام علی نقل می کند که امیر مؤمنان (علی) مردی که زنی را به عمد کشته
بودو چنین زنی که مردی را به عمد کشته بود قصاص کرد(ص ۷۰).
بر این اساس است که ماده ۳۰۰ قانون مجازات های اسلامی می گوید: دیه قتل زن مسلمان خواه عمدی، خواه
غیرعمدی نصف دیه مرد مسلمان است .

در انتهای این مبحث لازم است علاوه بر مبحث قصاص و تفاوت یا یکسانی دیه نفس به تفاوت دیه اعضای
زن و مرد نیز اشاره کنیم.
شفیعی سروستانی در این قسمت می گوید نظر همه مسلمان ها این است که دیه اعضای زن نصف دیه مرد
است.
البته در هنگامی که دیه عضو جراحت زده شده از یک سوم دیه انسان کامل کمتر باشد (مثلا در مورد
دندان ها، یا یک تا سه انگشت و…

)، دیه زن و مرد مساوی است.
وی این نظر خلاصه و مهم را از مؤلف جواهرالکلام درباره وحدت نظر مسلمین در مورد نصف بودن دیه زن
نقل می کند و از قول او می افزاید تنها ابن علیه و اصم گفته اند که دیه زن همانند
مرد است.
اما اجماع هم در قبل و هم در بعد ] از زمان[ این دو ]بر خلاف آنچه آنها گفته اند[
منعقد شده است (ص ۱۱۵).

بر این اساس است که در ماده ۳۰۱ قانون مجازات اسلامی آمده است دیه زنان و مرد یکسان است تا
وقتی که مقدار دیه به ثلث دیه کامل برسد و در آن صورت دیه زن نصف دیه مرد است.

بیشتر بدانید از سهم ارث زن پس از مرگ شوهر

براساس ماده ۸۶۱ قانون مدنی زن پس از مرگ همسرش ارث می‌برد به شرط این که
در عقد دائم او بوده و قبل از مرگ شوهرش زنده باشد. اما ماده ۸۸۰ قانون مدنی می‌گوید:
«اگر زن که وارث شوهر است و او را به قتل عمد رسانده باشد، ارث نخواهد برد.»

اگر شوهر در زمان فوت هیچ فرزند یا نوه‌ای از همسرش یا از همسران قبلی نداشته
باشد، زن از اموال مرد یک چهارم ارث می‌‌برد. در غیر این صورت یک هشتم از اموال مرد را به ارث خواهد برد.

پیشتر، زن به استناد ماده ۹۴۶ قانون مدنی فقط از اموال منقول (هر چیزی که از شوهر باقی مانده بود)
ارث می‌برد و در اموال غیرمنقول (ساختمان و زمین) سهمی به او نمی‌رسید. اما پس از ۷۰
سال مجلس هشتم ماده قانونی را تصویب کرد که براساس آن زن در صورت داشتن فرزند
از همسر مرحومش، یک هشتم از اموال منقول، یک هشتم دیگر نیز از قیمت اموال غیرمنقول
از جمله عرصه و عیان – ساختمان و زمین – ارث خواهد برد.

در صورتی که مرد هیچ فرزندی نداشته باشد، سهم زن یک چهارم از اموال منقول،
همه اموال خواهد بود. همچنین از فروش اموال غیرمنقول یعنی عرصه و عیان –
ساختمان و زمین – به میزان یک چهارم سهم خواهد برد.

سهم ارث زن

ماده ۹۴۲ قانون مدنی می‌گوید: «اگر مردی دارای دو یا چهار زن عقد دائم است، پس
از مرگش در صورت داشتن فرزند، یک هشتم از اموالش بین زنان به طور مساوی تقسیم
خواهد شد.البته به این نکته مهم نیز باید توجه داشت، دو زن که یکی از آنها فرزندی ندارد
اما زن دوم دو دختر و یک پسر دارد، پس از مرگ همسر، زن اول با آن که فرزندی از شوهر
متوفی نداشته است، ولی به علت وجود فرزندان همسر دوم نصف یک هشتم از اموال
شوهرش را ارث خواهد برد.»

ماده ۸۴۳ قانون مدنی به وصیت‌کننده اجازه داده که فقط تا ثلث اموالش را وصیت کند.
اگر وصیت فرد متوفی بیش از این مقدار باشد باید ورثه در خصوص بقیه اموال اجازه دهند.
یعنی اگر خانه‌ای که از سوی شوهر متوفی برای همسرش وصیت شده از نظر قیمتی
بیش از یک سوم اموال او نباشد وصیتنامه صحیح است. در غیر این صورت باید ورثه درباره بقیه ثلث اموال اجازه دهند.

براساس ماده ۹۴۰ زنی که عقد دائم مرد متوفی بوده ارث می‌برد و اگر زنی که در عقد
موقت مرد بوده ارث نخواهد برد.در ماده ۹۴۳ قانون آمده است: «اگر مرد، زن خود را
به صورت رجعی (طلاقی که به طور معمول انجام می‌یابد) طلاق داده باشد و در زمان
عده فوت کرده باشد زن از اموال شوهر ارث می‌برد.

روزنامه موج نو javanemrooz.com / تابناک

2020-04-30 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
دکتر بتول طاهریفیلم پرشین وی