تاریخ نشر :دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۸ مشاهده : 2424 سایر خبرها RSS

رستوران خاص در تهران که تنها به ۱۰ مشتری در روز سرویس می دهد

رستوران خاص در تهران که تنها به ۱۰ مشتری در روز سرویس می دهد اخبار گوناگون
رستورانی بسیار خاص در تهران که هر روز 10 مشتری می پذیرد مسئولی بسیار عجیب دارد که تنها برای او پول درآوردن مهم نیست

برخی از افراد هستند که تنها برای آن ها پول درآوردن مهم نیست و بیشتر عشقی کار می کنند رستوران خاص در تهران که صاحب این رستوران فردی عاشق است که دوست دارد تنها به عشق بپردازد این رستوران تنها ده مشتری در روز قبول می کند و بیشتر به کودکان کار و آن هایی که توان مالی خوبی ندارند سرویس می دهد همیشه پول هم نیست که مهم باشد مهم این است که چگونه با این زندگی کنار بیایند . رستوران خاص در تهران را در پرشین وی بخوانید

رستوران خاص در تهران با ده مشتری در روز

چند لحظه چشمانتان را ببندید و جهانی را تصور کنید که آدم‌هایش به جز صلح، عشق و معجزه مهربانی
به هیچ‌چیز دیگری فکر نمی‌کنند. آدم‌هایی که چشمانشان را به روی جهانی از ناملایمت‌ها بسته‌اند
و برایشان مهم نیست که صلح چه عایدی‌ای برایشان دارد.

مریم محبی
اگر تصور این جهان برایتان سخت است حالا آرام چشمانتان را باز کنید و این گفت‌وگو را تا انتها بخوانید
تا بانویی را بشناسید که هدف زندگی‌اش صلح و محبت به جهان اطرافش است.

مریم محبی متولد سال ۱۳۶۱ است. او فوق لیسانس نقاشی دارد و گیاهخوار مطلق است. مدت زیادی
هم نقاشی تدریس می‌کرده اما پس از بچه‌دار شدن تا حد زیادی کارش را محدود کرده است. او در حال
حاضر در آشپزخانه کوچک خانه‌اش یک رستوران اینترنتی مخصوص گیاهخواران راه انداخته که قوانین
و ویژگی‌های خودش را دارد. مثلاً اینکه این رستوران هر روز فقط میزبان ۱۰ مشتری است و بخش
زیادی از عواید فروش این رستوران کوچک خانگی صرف پخت غذا برای کودکان کار می‌شود.

با مریم محبی یک گپ و گفت مفصل داشته‌ایم درباره این رستوران متفاوت و جهان‌بینی او درباره
زن‌بودن، آشپزی، زندگی، صلح و … .

خانم محبی اول از علاقه‌مندی‌هایش می‌گوید: «همیشه دلم می‌خواست سراغ کاری بروم که رنگ
و لعاب و نشاط داشته باشد و از طرفی با آدم‌های مختلف معاشرت کنم چون عاشق ارتباط برقرار کردن
هستم.

رستوران خاص در تهران

عجیب ترین رستوران خاص در تهران

عجیب ترین رستوران خاص در تهران

سه چیزی که خیلی مرا آرام می‌کند نقاشی، عکاسی و بعد آشپزی است و در کنار آن نیز
ارتباط و شناخت از آدم‌های مختلف خیلی برایم مهم است. دوست دارم به آدم‌ها عشق
بدهم؛ هرچند شاید یک‌وقت‌هایی آن عشق را دریافت نکنم اما حسی که خودم پیدا می‌کنم
برایم مهم است.

آن انرژی‌های بد خیلی سریع در میان حس‌های خوب گم می‌شوند و فراموششان می‌کنم.
من خیلی آدم خوش‌بینی هستم؛ خوش‌بین به اطرافم، به جامعه و آدم‌ها. همیشه فکر می‌کنم
هر آدمی که به زندگی‌ام می‌آید رسالتی دارد و قرار است یک چیزی به من یاد بدهد. این را
از پدرم یاد گرفته‌ام.»

او اصالتاً اهل بندرعباس است و در تهران و یزد تحصیل کرده و مدتی هم به آبادان رفته است:
«همیشه آشپزی می‌کردم و به این کار خیلی علاقه داشتم. دوستانم هم همیشه از دستپختم
تعریف می‌کردند و به شوخی می‌گفتند: دستت خوشمزه است! البته الان یک سال و نیم است
که گیاه‌خوارم.»

گیاه‌خوار شدن خانم محبی داستانی پشتش دارد که البته برای خودش با غمی بزرگ همراه است
: «یک سال و نیم پیش برادرم را از دست دادم؛ وقتی او فقط ۳۶ سال سن داشت و بر اثر سرطان
خون از دنیا رفت.

نحوه کار رستوران خاص در تهران

او برای طی کردن روند درمان در تهران به خانه ما می‌آمد و من همیشه در حال تحقیق این بودم که
چه غذاهایی برایش مناسب است. خیلی تحقیق کردم و بر اثر مطالعه آگاهی‌هایی پیدا کردم.
دیگر تصمیم گرفتم مسیر زندگی‌ام را عوض کنم. اول فقط سالم‌خواری می‌کردم اما بعد با یک
انتخاب آگاهانه گیاه‌خوار مطلق شدم. البته امروز هیچ جبهه‌ای نسبت به همه‌چیزخوارها ندارم.
این فقط عقیده من است و گیاه‌خواری برایم نماد صلح است و خب برادرم باعث شد که مسیر
زندگی‌ام عوض شود.»

او ادامه می‌دهد: «در آن روزها در عین حال به خاطر از دست دادن برادرم غمگین بودم و احساس
می‌کردم که همه چیزم را از دست داده‌ام. خودم را باخته بودم با اینکه همیشه دختری قوی بودم
. متأسفانه نمی‌توانستم با آن اتفاق کنار بیایم. نقاشی و عکاسی را به طور کامل کنار گذاشتم
و با خودم لج کردم.

حتی دیگر سفارش نقاشی قبول نمی‌کردم و به ۱۲ سال تدریس پشت پا زده بودم. تا اینکه مژگان
، همسایه دیوار به دیوارم که از اوضاع روحی من باخبر بود، پیشنهاد داد غذا و شیرینی درست کنم
و تصویرش را در فضای مجازی به اشتراک بگذارم و آموزش آشپزی گیاهی را شروع کنم. چون هم
آموزش را خیلی دوست دارم و هم می‌توانستم یک کسب و کار خانگی برای خودم راه بیندازم تا
کمی سرگرم شوم. با همسرم در این‌باره مشورت کردم و او هم گفت اگر فکر می‌کنی آشپزی
تو را خوشحال می‌کند این کار را انجام بده اما به خاطر پول این کار را نکن!»

ایده رستوران خاص در تهران

این ایده در حالی شکل گرفته بود که او دو روز در هفته برای کودکان کار غذای سالم می‌پخت
و حالا همین ایده کوچک باعث شده بود که او هم یک کسب و کار کوچک داشته باشد و هم
عواید حاصل از آن را صرف فعالیت خیرخواهانه‌اش کند: «همیشه کار کردن و استقلال را دوست
داشتم و از سوم دبیرستان کار می‌کردم و آموزش نقاشی می‌دادم.

آشپزی و به اشتراک گذاشتن تصویر غذاهایم اولش خیلی برایم جدی نبود. همسایه‌مان
که صفحه پربازدیدی داشت، برایم تبلیغ کرد. اولین مشتری‌ام خانم عزیزی به نام گلاره از
سنندج و دوست‌دار محیط زیست بود که وقتی یک‌روز به تهران آمد به من غذا سفارش داد.
من در منوی خودم غذایی به اسم «بریانی» برای گیاه‌خواران دارم که دستورش برای خودم
است. او خیلی از غذا خوشش آمد و اتفاقاً این مشتری هم خیلی برایم تبلیغ کرد. به تدریج
دنبال‌کننده‌هایم زیاد شدند و سفارش‌هایم بیشتر شد.»

کسب و کار خانم محبی با همین روال گسترش پیدا کرد و او منوی هفتگی مشخصی برای
غذاهای گیاهی‌اش ارائه داد: «با تمام وجود و با شوق کارم را پیگیری کردم و دوست‌های
خوبی پیدا کردم.

پیشنهاد ساختن رستوران خاص در تهران

خیلی اتفاق‌های خوبی برایم افتاد. حس اولین مشتری که یک خانم فوق‌العاده محسوب می‌شد
، برایم دوست‌داشتنی بود. مشتری‌ها زیاد شدند اما در روز بیشتر از ۱۰ سفارش قبول نکردم که
هم به بچه و زندگی برسم و هم لذت کار کردن را ببرم. الان می‌توانم برای پسرم پرستار بگیرم
و برای خانه خدمتکار داشته باشم که کارهایم را انجام دهد اما دوست ندارم. دلم می‌خواهد
خودم کارهایم را انجام دهم و در کنارش از شغل جدیدم لذت ببرم.»

دریافت سفارش‌ها، خرید روزانه و پخت غذا بخش راحت کار خانم محبی است. او ارسال غذا
را هم خودش بر عهده دارد: «زمان ارسال غذا برای مشتری‌ها همسرم خیلی کمکم می‌کند.
او برای اینکه حال من خوب باشد و برای اینکه مرا تنها نگذارد به من کمک می‌کند. خیلی
وقت‌ها از مشتری‌ها می‌خواهم خودشان پیک بفرستند و اغلب همکاری می‌کنند اما بعضی‌ها
هم هستند که دوست ندارند همکاری کنند و بداخلاقی می‌کنند.»

شروع کار برای او با چالش‌های متعددی همراه بوده است: «دو هفته از آغاز کارم می‌گذشت
که یک خانم هنرمند که نسبتاً معروف هم هست، سفارش فلافل و سمبوسه داد و من قبول
کردم اما متأسفانه هنوز قلق کار دستم نیامده بود و ۱۰ دقیقه سفارش این خانم دیر شد و
تلفنشان آنتن نمی‌داد که بتوانم تأخیر را به ایشان اطلاع دهم. او خیلی به خاطر این موضوع
بداخلاقی کرد و من از این برخورد شوکه شدم و تا ۳ روز ناراحت بودم؛

ایده رستوران خاص در تهران

چون همیشه فکر می‌کردم او خانم بسیار کاملی است. برایش یادداشت گذاشتم و نوشتم از
شما انتظار این رفتار را نداشتم و ایشان گفت که اگر سرتان شلوغ است چرا سفارش می‌گیرید؟
کمی با ایشان صحبت کردم و در نهایت ایشان گفت که این موضوع برایش قابل قبول نبوده است.

به ایشان توضیح دادم قصد من از آشپزی و فروش غذا، پول نیست؛ فقط عشق است. پس از
یک مکالمه طولانی برایم پیام گذاشت و عذرخواهی کرد که در شرایط روحی خوبی نبوده است
. وقتی این مشکل را حل کردم به آرامش رسیدم و هفته بعدش هم دوباره ایشان به من سفارش
غذا داد و من آن روز به خاطر سفارش این خانم هیچ سفارشی را قبول نکردم.

غذایشان را به زیباترین حالت بسته‌بندی کردم و پسرم را برداشتم و به آموزشگاه آن خانم رفتم
تا خودم غذا را برایشان ببرم. ایشان شوکه شد و سریع میز ناهار را چید و با هم غذا خوردیم.
این کار را برای جبران آن ۱۰ دقیقه تأخیر که ناراحتش کرده بود، انجام دادم و خواستم لبخند
روی لبش بیاورم. موفق شده بودم که این کار را کردم و این حس خوبی به من می‌دهد.»

برای مریم محبی لبخند مشتریانش در اولویت است و بارها این را تکرار می‌کند: «من همیشه
پس از ارسال غذا نظر مشتری‌ها را می‌پرسم و نظرشان خیلی برایم مهم است. یک روز ساعت
۴ بعد از ظهر مشتری سفارش غذا داد. به او گفتم غذا نزدیک ته‌دیگ است اما خودش گفت
مشکلی ندارد.

سرویس دهی در رستوران خاص در تهران

غذا را برایش فرستادم اما بعدش هیچ پیامی از او نگرفتم. خیلی برایم عجیب بود چون مشتری‌ها
به من پیام می‌دهند و راجع به غذا نظر می‌دهند. به ایشان پیام دادم که نظرش را جویا شوم
اما پاسخی نداد. بعد از دو روز به من پیام داد و گفت غذا کمی طعم ته‌گرفتگی داشت. ناراحت
شدم و دیدم خوشبختانه آدرس ایشان را دارم و یک‌ روز برایشان بدون اینکه خبر داشته باشند،

سمبوسه فرستادم. آنقدر خوشحال شد و ذوق کرد که این برایم یک‌دنیا ارزش داشت. یک
مشتری دیگر دارم که چند وقت پیش پیام داد که عازم کانادا است و سفارش ادویه داد و من
همراه ادویه برایش چند سمبوسه فرستادم. خیلی خوشحال شد. این احساس شادی که
مشتری‌ها دارند خیلی برایم عزیز است. وقتی می‌فهمم کسی را خوشحال کرده‌ام به اندازه
یک دنیا برایم می‌ارزد.

من واقعاً از خوشحالی دیگران بال در می‌آورم. برایم لذت غیرقابل وصفی است. احساس می‌کنم
قلبم لبخند می‌زند. این حس آنقدر برایم عزیز است که دوست دارم برای به دست آوردنش همه
کار بکنم. »

با وجود همه این چالش‌ها رستوران خانگی مریم محبی به فکر کودکان کار هم هست: «من
از خیلی قبل برای کودکان کار غذا می‌پختم و از همان روز اول که کسب و کارم را شروع کردم،
هفته‌ای دوبار را به پخت غذای سالم برای کودکان کار اختصاص دادم. روزهای سه‌شنبه و

پنجشنبه برای بچه‌ها غذای مخصوص می‌پزم و همسرم آن را میان کودکان پخش می‌کند
. در واقع بخشی از درآمد کسب و کارم به این موضوع اختصاص دارد و این موضوع انگیزه
اصلی من برای این کارم است.»

اقتصاد نیوز

2019-06-17 / گردآوری:
برچسب ها:
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
دکتر بتول طاهریفیلم پرشین وی
سوژه های روز رو این جا ببینید !
درمان فوری افتادگی پلک بدون جراحی و به آسانی !
فال روزانه
تعبیر خواب
سوژه هایی دیدنی از سریال فوق لیسانسه ها
شهرام پوراسد بازیگر فقط به خاطر ستایش به تلوزیون برگشته است
حق و حقوق مسافران در صورت لغو پرواز
چهره های مطرح در رونمایی از فیلم کوتاه خداحافظ المپیک
شور و اشتیاق بازیگران در راهپیمایی اربعین | از فراهانی تا پیام
بازارهای ارزان ایران ، بهترین سوغات خارجی ها برای هم وطنی هایشان
نظر متفاوت حمید انصاری خواننده درباره کلیپ های رقص اینستاگرامی
درآمد هنگفت عجیب ترین شغل های دنیا | از مغز خالی کن تا آدم جمع کن
تماشاگر زن فوتبال که کیهان دو بار عکسش را قربانی کرد ، توئیت زد
رفتار نامتعارف زن رقاص مشهدی ، عامل راه بندان بلوار شهید فهمیده مشهد
واکنش سوسن صفاوردی مادر شوهر مهناز افشار به زنان در ورزشگاه آزادی
عناوین روزنامه‌ های امروز دوشنبه ۹۸/۷/۲۲
چهار ساعت پیاپی بازی با روح و روان مردم در تلویزیون
تخریب جدی پل اسالم تالش بر اثر سیلاب
اینفلوئنسرهای خارجی راهکار جدید عربستان برای جذب گردشگر
انتقاد تند کاربران از تیپ هنجارشکن پوشش متین در اکران مسخره‌ باز!!
کنسرت محمدرضا گلزار در آمریکا و آمار مضحک فروش بلیت آن!
شیوه جدید کلاهبرداری با مبایعه نامه به روش کاملا قانونی
اعطای وام به سربازان به میزان ۳۰ میلیون تومان + جزئیات
بینی رودریگو آلوز مرد باربی عروسکی معروف افتاد!!
مصرف شربت متادون به جای شربت آلبالو جان پسر ۸ساله را گرفت
باند فروش سوالات کنکور در تهران منهدم شد!
دیدار عمران خان نخست وزیر پاکستان با حسن روحانی در سعدآباد!
ناگفته‌های سمیرا شبانی خلبان زن بالگرد در ایران؛ از خانه‌داری تا پرواز!!
شب‌های زنده شهر مهران در آستانه‌ اربعین حسینی
آب میوه های صد درصد طبیعی هم مانند نوشابه‌ ها مضرند!!
ناگفته‌های شهرام پوراسد در سریال ستایش ۳
آخرین خبرها درباره سرنوشت گم شدن زهرا ۲ ساله ورامینی
معمای مفقود شدن زهرا حسینی | راز تصویر دست داخل ویدیو!!؟
تصاویری از حضور رهبر در دانشگاه امام حسین (ع)
درگذشت مهدی جعفری طراح صحنه در آتش‌سوزی لوکیشن یک سریال
دلایل روزنامه کیهان برای انتشار عکس جنجالی
انتقاد شیوا خنیاگر بازیگر ستایش از حرف‌های داریوش ارجمند
پوشش متین ستوده |پوششم آراسته بود، توهین نکنید
شغل جدید همسر استراماچونی مربی استقلال در ایران
اولین تصاویر از محل اصابت موشک به نفتکش ایرانی
رازگشایی باقری امام جمعه اسالم از دلایل شناخت نیکی‌میناژ و جنیفر لوپز
ظاهر شدن همسر رئیس جمهور مصر بعد از مدت ها در ملا عام
سفر رئیس مجلس به صربستان با پرواز عادی و غیراختصاصی
حقوق سردار نقدی چقدر است؟
عناوین روزنامه‌ های امروز یکشنبه ۹۸/۷/۲۱
شوخی عجیب و منشوری پانته‌ آ بهرام با صابر ابر در یک مراسم جنجالی شد!!!
عامل حمله به نفتکش ایرانی نزدیک سواحل جده عربستان!!
تنها دانشجوی ستاره‌ دار در دانشگاه تهران تحصن کرد!!
ترور سردار سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه ایران غیرممکن نیست!!
درگذشت پدر امیر محمد زند بازیگر ستایش و تدفین او در کربلا!!
زهرای گمشده و آخرین وضعیت پرونده او از زبان رئیس پلیس پایتخت!
زنان در آزادی | وقتی به مردان آداب ورزشگاه رفتن یاد می‌دهند!!
مراسم افتتاحیه فیلم مسخره‌باز در هتل اسپیناس پالاس با حضور بازیگران معروف
مالک خانه چند میلیاردی در زعفرانیه به قطع یارانه اش اعتراض کرد
روشهای ساده ی بزرگ و کوچک کردن سینه و باسن