بیوگرافی علی ملک؛ زندگی شخصی، آثار و درگذشت مجسمهساز

علی ملک، نقاش و مجسمهساز خودآموخته ایرانی، از هنرمندانی بود که مسیرش از علاقه به ورزش و سینما به ساخت پیکرههای خیالانگیز رسید. او با نقاشی، طراحی و مجسمهسازی کار میکرد و در بسیاری از آثارش، شخصیتهای آشنا را به شکلهایی نامتعارف درمیآورد. خبر درگذشت او در ۱۵ تیر ۱۴۰۵ منتشر شد؛ چند ماه پس از نمایش مجموعهای که کشتی و منش پهلوانی را کنار یکدیگر قرار میداد.
در این مطلب پرشینوی، زندگی علی ملک را از جوانی و ورود اتفاقی به تصویرگری تا نمایشگاههای مهمش دنبال میکنیم. برای شناخت او، دیدن مجسمهها بهاندازه خواندن سابقه کاری اهمیت دارد؛ آثاری که گاهی از پرندگان و خودروها الهام میگرفتند و گاهی، حرکت و تعادل دو کشتیگیر را موضوع خود میکردند.
بیوگرافی علی ملک؛ زندگی شخصی و سالهای جوانی
علی ملک در تهران به دنیا آمد. درباره سال تولد او اختلافی میان منابع وجود دارد: خبر درگذشت در هنرآنلاین، فروردین ۱۳۵۵ را ثبت کرده، اما صفحه معرفی هنرمند در مجموعه معاصر سو، سال ۱۳۵۳ را نوشته است. بنابراین تاریخ تولد را نمیتوان بدون توضیح، قطعی دانست. سن ۵۰ سال نیز در خبرهای درگذشت بر پایه تاریخ نخست گزارش شده است.
اطلاعات عمومی درباره زندگی خانوادگی او محدود است. در منابع بررسیشده، مشخصات تأییدشدهای از همسر، فرزندان یا شغل پدر و مادرش دیده نمیشود. بخش شناختهشده زندگی او بیشتر به علاقههای جوانی، دوستیهای هنری و تجربههایش در کارگاه و نمایشگاه مربوط است.
ملک سالهای جوانی را با ورزش و سینما گذراند. در سال ۱۳۷۵ در انجمن سینمای جوانان به یادگیری سینما پرداخت. این سابقه، با مدرک دانشگاهی سینما یکسان نیست و در معرفی او باید همین تفاوت را حفظ کرد. بعدها مجموعه معاصر سو نیز به تجربه شخصی او در رشته کشتی اشاره کرد؛ تجربهای که در یکی از آخرین مجموعههایش، به موضوع اصلی مجسمهها تبدیل شد.
دوستی با هنرمندان و حضور پارسا پیروزفر در نمایشگاه
امید بنکدار، فیلمساز و نقاش، از دوستان نزدیک علی ملک بود و خبر درگذشت او را تأیید کرد. حضور چهرههای سینما در نمایشگاههای ملک هم بخشی از ارتباط او با فضای هنری را نشان میدهد. برای نمونه، تصویر مشترک او با پارسا پیروزفر در گزارش بانی فیلم منتشر شده است. طبق توضیح همان گزارش، عکس هنگام بازدید پیروزفر از نمایشگاه آخر او گرفته شده؛ دیداری در فضای گالری و در کنار آثار هنرمند.
یک نقاشی اتفاقی چگونه مسیر زندگی او را تغییر داد؟
شروع کار تجسمی علی ملک، بر اساس معرفی آرتیبیشن، به اتفاقی ساده برمیگردد. او در جریان آشنایی با یک کتابفروشی، تصویری از یک سگ کشید و همین نقاشی باعث شد استعدادش دیده شود. سپس فرصتی برای همکاری بهعنوان تصویرگر با یک انتشارات به دست آورد. این نخستین راه ورودش به کاری بود که بعدها شکل حرفهایتری پیدا کرد.
تصویرگری مقصد نهایی او نشد. پس از آشنایی با هنر مدرن و پستمدرن، به مجسمهسازی علاقه پیدا کرد و از سال ۱۳۸۳ این مسیر را مستقل دنبال کرد. در ادامه به انجمن نقاشان پیوست. روایت ورودش به هنر، بیش از یک برنامه تحصیلی از پیش تعیینشده، بر تجربهکردن و پیدا کردن علاقه شخصی تکیه دارد.
تجربه جابهجایی میان چند حوزه هنری، برای خوانندگان زندگینامه هنرمندان موضوع آشنایی است. مطلب زندگی نادر ابراهیمی و فعالیت او در تصویرگری و سینما نیز نمونه دیگری برای مطالعه درباره مسیرهای چندشاخه هنری است. در مورد ملک، نتیجه این جستوجو بیش از همه در کنار هم قرار گرفتن نقاشی و حجم دیده میشود.
پاپیهماشه و مجسمههایی با ظاهر نامتعارف
یکی از مواد مهم در آثار علی ملک، پاپیهماشه یا خمیر کاغذ بود. نمونههای ثبتشده در گالری سو، هم پیکره کشتیگیران را دربرمیگیرند و هم شخصیتهای خیالی با جزئیات فراوان را. در این آثار، رنگگذاری بخشی از شخصیت مجسمه است؛ یعنی سطح حجم نیز مانند یک تصویر، اطلاعات و نشانههایی برای تماشا دارد.
گالری سو در معرفی ملک، بر روایتگری، طنز تلخ، توجه به جزئیات و خامی عامدانه تأکید کرده است. با چنین توصیفی، سطح ناهموار یا شکل اغراقشده را باید بخشی از انتخاب هنرمند دید. او میخواست اثر، داستان خود را پیش ببرد و مخاطب عمومی نیز بتواند با آن ارتباط برقرار کند. این نگاه، کلیدی برای نزدیک شدن به مجسمههایی است که در برخورد نخست ممکن است عجیب یا حتی شوخطبع به نظر برسند.
برای مقایسه شیوههای متفاوت کار با حجم، میتوان زندگی و آثار ابوالحسن صدیقی را هم خواند. چنین مقایسهای به شناخت تنوع مجسمهسازی کمک میکند؛ از پیکرههای یادمانی تا تجربههای شخصی با ماده، رنگ و خیال.
نمایشگاه «چه موافق، چه مخالف» در گالری هما
در خرداد ۱۳۹۳، مجموعه «چه موافق، چه مخالف» در گالری هما ارائه شد. اطلاعیه نمایشگاه، این آثار را نخستین مجموعه مجسمههای ملک معرفی میکرد: ۱۲ قطعه با خمیر کاغذ که روی آنها با رنگ صنعتی و ماژیک کار شده بود. زمان برگزاری در تقویم میلادی، ۱۴ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۱۴ ثبت شده است.
در توضیح هنرمند برای این مجموعه، ایده اولیه به ساخت حجمهایی برای هنر خیابانی برمیگشت. با فراهم نشدن شرایط آن شکل ارائه، امکان نمایش آثار در فضای گالری مطرح شد و هما میزبان مجموعه شد. این بخش از کارنامه او نشان میدهد که محل دیده شدن اثر نیز در فرایند شکلگیری کار اهمیت داشته است؛ یک حجم در فضای شهری و همان حجم در اتاق نمایش، تجربه یکسانی برای مخاطب نمیسازند.
نقاشی و طراحی در کنار ساخت پیکرهها
«خنده گربه نشسته»؛ مرز خیال و واقعیت
علی ملک در شهریور ۱۳۹۶ با نمایشگاه «خنده گربه نشسته» به گالری هما بازگشت. گزارش گالریگردی هنرآنلاین، نقاشیهای این مجموعه را آثاری توصیف میکند که در نگاه اول واقعی جلوه میکنند، اما با تماشای دقیقتر، خیالی بودن آنها آشکار میشود. کمکردن تزئینات و عناصر اضافی نیز توجه بیننده را مستقیمتر به موضوع تصویر میبرد.
در همان گزارش، این طراحیها حاصل گردش ذهن و تبدیل تصویرهای خیالی به صحنههایی دیدنی معرفی شدهاند. به این ترتیب، ملک تنها در پی ثبت آنچه مقابل چشم قرار داشت نبود؛ به امکان ساختن صحنهای باورپذیر از چیزی میاندیشید که در ذهن شکل گرفته است. این ویژگی، راه دیگری برای شناخت وجه داستانگوی آثار اوست.
از نمایش نقاشیها در سال ۱۳۹۷ تا «طراحیهای جدید»
گالری هما از ۱۲ تا ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ نیز میزبان نمایش نقاشیهای علی ملک بود. ثبت این برنامه در آرشیو نمایشگاهها، ادامه حضور او در نقاشی را در کنار مجسمهسازی نشان میدهد. بنابراین معرفی او فقط با عنوان مجسمهساز، همه بخشهای کارنامهاش را پوشش نمیدهد.
در تیر ۱۳۹۹، نام او میان هنرمندان نمایشگاه گروهی «طراحیهای جدید» در مجموعه معاصر سو قرار گرفت. این برنامه از ۶ تا ۱۷ تیر برگزار شد و هنرمندانی چون رضا بنگیز، رعنا دهقان و سپهر حاجیآبادی نیز در آن حضور داشتند. متن معرفی نمایشگاه، طراحی را فضایی مستقل برای ثبت ایده و جریان فکر میدید؛ فراتر از مرحلهای مقدماتی برای ساخت نقاشی یا مجسمه.
«شکلی دیگر» و «معبد آگاهی» در سال ۱۴۰۲
نمایشگاه انفرادی «شکلی دیگر» از ۵ تا ۱۸ آبان ۱۴۰۲ در فضای «استخر» مجموعه ایوان ربط، از پروژههای آرتیبیشن، برگزار شد. در این برنامه ۱۳ مجسمه پاپیهماشه به نمایش درآمد. شهروز نظری در معرفی مجموعه، پشت ظاهر خام و گاه نامتعارف این حجمها، نشانههایی از شناخت هنرمند نسبت به زیباییشناسی و هنر گذشته میدید.
چند ماه بعد، «معبد آگاهی» از ۲۹ دی تا ۲۰ بهمن ۱۴۰۲ در گالری سو برگزار شد. عکسهای رسمی این نمایشگاه، نقاشیها را در کنار حجمهای رنگی و پیکرههای خیالانگیز نشان میدهند. دیدن چیدمان کامل، امکان دنبالکردن رابطه میان تصویر روی دیوار و اثر حجمی در فضای سالن را فراهم میکند؛ رابطهای که در عکس جداگانه یک مجسمه کمتر به چشم میآید.
نمایشگاه «کفترباز»؛ الهام از پرندگان و خودروها
مجموعه «کفترباز» از ۲۹ آذر تا ۲۱ دی ۱۴۰۳ در سو ارائه شد. معرفی رسمی نمایشگاه، دو گروه اثر را کنار هم قرار میدهد: کبوترهای نامهبر و شخصیتهایی در ارتباط با خودروها. ریشه این ترکیب به دو علاقه شخصی ملک برمیگشت؛ مشاهده پرندهها و توجه به فرهنگ علاقهمندان تغییر ظاهر و شخصیسازی خودرو.
طبق توضیح گالری، او سالها به بازار پرندگان رفتوآمد داشت و رفتار آنها را تماشا میکرد. در نزدیکی همان بازار، کارگاهها و خدمات مربوط به خودرو نیز توجهش را جلب کرده بودند. بنابراین دو موضوع نمایشگاه، از مشاهده مکانهای واقعی و علاقههای روزمره او آمده بود. کنار هم قرار گرفتن آنها، پیوندی میان زندگی بیرون از کارگاه و دنیای ساختهشده در آثار ایجاد میکرد.
نمایشگاه آبان ۱۴۰۴؛ «قهرمان بودن کافی نیست، پهلوان باش»
یکی از مهمترین بخشهای متأخر کارنامه علی ملک، نمایشگاهی است که از ۱۶ آبان تا ۷ آذر ۱۴۰۴ در طبقه اول مجموعه معاصر سو برگزار شد. این برنامه در معرفی رسمی، سومین نمایشگاه انفرادی او در سو نام گرفته است. عنوان مجموعه، با اشاره به جملهای از جهانپهلوان تختی، توجه را از نتیجه مسابقه به رفتار و منش ورزشکار میبرد.
نمایشگاه شامل ۲۱ پیکره بود: چهار اثر با الهام از کشتی باستانی ایران، سه اثر مرتبط با سوموی ژاپنی و ۱۴ اثر برگرفته از کشتی فرنگی. این تنوع، فرصتی برای نمایش حالتهای متفاوت بدن و برخورد نیروها فراهم میکرد. تجربه ملک در کشتی نیز به این مجموعه وجهی شخصی میداد؛ او موضوعی را انتخاب کرده بود که پیشتر در زندگیاش حضور داشت.
در متن گالری، تعادل، شکست، فروتنی و ارزشهای انسانی از مضمونهای این آثار معرفی شدهاند. برای خواندن مجموعه، میتوان به فاصله بدنها، تکیهگاه پاها و جهت فشار نگاه کرد. در چنین پیکرههایی، حرکت متوقف شده، اما نشانههای تلاش و حفظ تعادل همچنان قابل مشاهده است.
گفتههای منتشرشده در یک سال اخیر درباره کشتیگیران
گزارش ۱۵ تیر ۱۴۰۵ بانی فیلم، گفتههای علی ملک درباره این مجموعه را بازنشر کرده است. او بدن را راهی برای بیان اندیشه میدانست و کشتیگیر را تصویری از درگیری انسان با خویش توصیف میکرد. از این منظر، مجسمهها علاوه بر مسابقه، به تجربه درونی تلاش و مقاومت هم اشاره داشتند.
ملک در همان گفتهها برای مخاطب نقش فعالی قائل بود. نگاه تماشاگر، هنرمند یا مجموعهدار میتوانست معنای اثر را ادامه دهد. این سخنان، به فهم رابطهای کمک میکند که او میان حجم ساختهشده و تجربه بیننده در نظر داشت. زمان انتشار این بازنشر، تیر ۱۴۰۵ است؛ نباید آن را بهعنوان مصاحبهای تازه در همان تاریخ معرفی کرد.
درگذشت علی ملک و واکنش دوستانش
خبر درگذشت علی ملک در بامداد ۱۵ تیر ۱۴۰۵، با اعلام گالری آرتیبیشن منتشر شد. هنرآنلاین علت را ایست قلبی گزارش کرد. متن یادبود گالری، در کنار اشاره به فعالیت هنری، از نگاه انسانی و رفتار او یاد میکرد و میان منش شخصیاش و عنوان آخرین مجموعه، ارتباط میدید.
امیرحسین صدیق نیز از چهرههایی بود که با انتشار پیامی برای او ابراز اندوه کرد؛ پیامی که در گزارشهای خبری همان روز بازتاب یافت. برای علاقهمندان ارتباط میان بازیگری و هنرهای تجسمی، مطلب کارگاه مجسمهسازی امیرحسین صدیق هم خواندنی است.
از علی ملک، مجموعههایی با موضوعهای متفاوت باقی مانده است: تصویرهای خیالی، شخصیتهای رنگی، پرندگان، خودروها و کشتیگیران. مرور این آثار، تصویری روشنتر از هنرمندی میدهد که تجربههای شخصی و مشاهدههای روزمره را به نقاشی و مجسمه تبدیل میکرد. کارنامه او را میتوان از همین رفتوآمد پیوسته میان دیدن، خیالکردن و ساختن دنبال کرد.
منابع
مجموعه معاصر سو؛ گالری آرتیبیشن؛ هنرآنلاین؛ بانی فیلم؛ آرشیو رویدادهای کدوم؛ صد هنر؛ گزارشهای روزنامه هفت صبح در خبر فارسی.















