مشاهده : 7102 بیو گرافی و سبک زندگی افراد مشهور RSS

زندگی محمد بحرانی ؛ از ازدواج هنری تا اوج شهرت با کلاه قرمزی و جناب خان (۳۴۸)

زندگی محمد بحرانی ؛ از ازدواج هنری تا اوج شهرت با کلاه قرمزی و جناب خان (۳۴۸) چهره ها
محمد بحرانی یکی از محبوب ترین چهره های تلویزیونی در چند سال اخیر می باشد که از کلاه قرمزی تا جناب خان حضور داشته و در این شب ها در سریال نوروزی دوپینگ مهمان خانه های مردم شده است.

محمد بحرانی صداپیشه و عروسک گردان مشهور کشورمان این روزها در سریال نوروزی دوپینگ هنرنمایی می کند شب گذشته مهمان برنامه دورهمی مهران مدیری بود و گفتگویی خواندنی با وی که اولین تجربه اش با آقای مدیری سریال هیولا بوده صورت گرفته است. وی در زمینه بازیگری نیز فعالیت دارد و می توان گفت فرد موفقی در این زمینه نیز می باشد. در ادامه به بهانه حضور وی در دورهمی و سریال دوپینگ مروری داریم بر زندگی شخصی و کاری وی با پرشین وی همراه شوید.

محمد بحرانی بازیگر سریال هیولا

محمد بحرانی در روز ۱۶ آذر ۱۳۶۰ در شیراز به دنیا آمد و یک خواهر و برادر دارد. فارغ التحصیل لیسانس بازیگری از دانشگاه تهران و فوق لیسانس کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس می باشد.

محمد بحرانی

محمد بحرانی

بیوگرافی محمد بحرانی

وی یک برادر و یک خواهر دارد. دوران کودکی اش را در محله ای زندگی کرد که جنوبی های مهاجر به شیراز هم آنجا بودند. زبان و لهجه جنوبی را از آنها یاد گرفته و می گوید از همان بچگی با قابلمه و تشت آهنگ بندری می زدم. از سال ۱۳۸۰ وارد تلویزیون شد

علاقهٔ بحرانی به نمایش عروسکی از جشنواره های تئاتر عروسکی دانشجویی آغاز شد. او که در آن دوران چند کار در این حیطه داشت، با گذر زمان به این موضوع علاقه مند شد.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و جواد عزتی

وی در سال ۱۳۸۰ در همین حین مریم سعادت که داور یکی از این جشنواره ها بود کارِ وی پسندید و از او برای کار در یک برنامهٔ تلویزیونی دعوت کرد. از همان جا بود که فعالیت او در این مسیر جدی شد. اکثر کارهای وی از سال ۱۳۸۰ که او وارد تلویزیون شده در ژانر کودک و کارهای عروسکی بوده است.

پس از مدتی فعالیت در فیلم سینمایی “فیلم رفیق بد” با ایرج طهماسب و حمید جبلی آشنا شد و به واسطه همین همکاری و آشنایی از طریق امیر سلطان احمدی که عروسک گردان پسرعمه زا کارش را از سال ۱۳۸۸ با مجموعه کلاه قرمزی شروع کرد.

محمد بحرانی

زندگینامه محمد بحرانی

ازدواج محمد بحرانی با مهناز خطیبی

محمد بحرانی با همسرش مهناز خطیبی در دانشگاه آشنا شد و با هم موسیقی گوش می کردیم و شروع پیشنهاد ازدواج من به او با آلبوم در خیال شجریان بود.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و همسرش

کارهای حرفه ای محمد بحرانی

از معروف ترین کارهای محمد بحرانی صداپیشگی عروسک های ببعی و آقای همساده در کلاه قرمزی و همچنین کوچه مروارید در
کوچه مروارید و خندوانه بوده است.

همچنین در سال های اخیر در سریال گلشیفته و هیولا هم بازی کرده که بسیار مورد توجه قرار گرفته است البته او در سال های قبل نیز کارهای
خوبی را بازی کرده بود.

محمد بحرانی در برنامه دورهمی مهران مدیری

محمد بَحرانی، بازیگر و صداپیشه، در برنامه «دورهمی» حضور یافت و درباره سن واقعی و اطلاعات غلط شناسنامه‌ اش صحبت کرد.

برنامه «دورهمی»، با حضور محمد بَحرانی، صداپیشه جناب خان و بازیگر سریال نوروزی «دوپینگ» از شبکه نسیم پخش شد. در این برنامه، بَحرانی درباره سن واقعی خود و ماجرای شناسنامه گرفتنش صحبت کرد.

در ابتدا، این بازیگر با کلاهی که مارک یک برند تجاری روی آن ثبت شده بود، روی صحنه آمد و در همان دقایق ابتدایی، مهران مدیری از او خواهش کرد تا کلاه را از سرش بردارد و علت را این‌گونه بیان کرد: «چون مارک تجاری روی کلاه ثبت شده و اگر در تصویر باشد، یک نوع تبلیغات برای آن برند تجاری است».

محمد بحرانی

محمد بحرانی در دورهمی

در ادامه، مدیری، سن واقعی این بازیگر را پرسید و بحرانی در پاسخ گفت: «من اصولا یک عامل
خوبی هستم برای افرادی که مرا می‌بینند و هم سن و سال من هستند،
چون در نهایت به این نتیجه می‌رسند که خوب مانده‌اند و به زندگی امیدوار می‌شوند و معمولا هرکسی
سن واقعیم را می‌فهمد می‌گوید تو خیلی پیر و داغون شدی. اینجا هم اگر بگویم
قطعا همه تعجب می‌کنند. من متولد ۱۶آذر۱۳۶۰ هستم و ۳۸سالم است».
پس از این پاسخ، مدیری باخنده گفت: «واقعا؟ خیلی داغون شدی!»

این بازیگر ادامه داد: «البته تمام موارد شناسنامه من دروغ است، مانند تمام هم نسلان من، ما نه تاریخ تولدمان درست است نه سالش، البته برای خیلی از افراد، محل تولد هم درست نیست مانند خودم و این موضوع به میزان نزدیکی و آشنایی که پدر نوزاد در ثبت احوال داشته باشد، مربوط می‌شود.»

محمد بحرانی

محمد بحرانی و جناب خان

این صداپیشه درباره محل تولدش گفت: «شناسنامه پدر من برای کازرون است، سه برادر و خواهر بزرگترم
در تهران به دنیا آمدند، پدرم به‌خاطر عمویم مجبور شده است به بهشهر برود و من هم آن‌جا به دنیا
آمدم اما چون می‌دانسته که نمی‌خواهد آنجا بماند، شناسنامه من را برای شیراز گرفته است.
کلا تمام مواردی که در شناسنامه‌ام ذکر شده، دروغ است و شناسنامه‌ام جعلی است،
همین الان پلیس به خاطر جعلی بودن اطلاعات شناسنامه، می‌تواند من را ببرد.»

مدیری در ادامه این برنامه، درباره ظاهر محمد بحرانی گفت: «همینی که هستی خوب است، تو هنرمندی، خوشتیپی و رنگ چشمانت هم سبز است، این سبزی از دور معلوم نیست من سر فیلمبرداری «هیولا» متوجه این موضوع شدم، حالا چه اتفاقی افتاده که بد ماندی؟»

محمد بحرانی

محمد بحرانی

بحرانی در پاسخ گفت: «بله، از دار دنیا خداوند یک چشم رنگی به من داده که آن هم
اصلا معلوم نیست، در این مورد هم شانس نیاوردم. حقیقتا علت بد ماندنم را نمی‌دانم،
از ابتدا همین‌گونه بد بودم، صدایم کلفت است، موهایم هم زود ریخت،
آن باقی مانده‌هایش هم زود سفید شد. این موارد در کنار هم جمع شد
و عامل به وجود آمدن این موضوع شد.»

ایده شکل گیری جناب خان از زبان محمد بحرانی

در شروع کوچه مروارید یک اتاق فکر تشکیل شد و من هم یکی دو جلسه در آن حضور پیدا کردم. آنجا چند نفری به این نتیجه رسیدیم که جناب خان می تواند یک کاراکتر جنوبی باشد، چون جنوبی ها آدم های باحالی هستند و اتفاقاتی که کنارشان می افتد، خوش ریتم و جذاب است.

مدت زیادی از آن جلسات گذشت تا اینکه محمد نادری که در سریال «شمعدونی» هم بازی کرده (بازیگر نقش هوشنگ مظاهری)، سری دوم کوچه مروارید را کارگردانی کرد. نوشتن عمده متن های سری اول و دوم هم به عهده خودش بود، اما در نتیجه همان اتاق فکر بود که در نهایت به یک شخصیت جنوبی لبوفروش به نام جناب خان رسیدند. هدیه هاشمی هم طراحی عروسک را به عهده داشته که حسابی از او ممنونیم.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و جناب خان

مصاحبه ای متفاوت با محمد بحرانی

این یکی دو هفته اخیر با هر کدام از دوستان حوزه سینما و تلویزیون دیداری داشتم، اسمی هم از شما برده شد. به نظرم دایره بزرگی از دوستان و رفقا دارید.

بله، خدا را شکر از دوران بچگی تا هم‌اکنون حال‌وهوای من همین‌طور بوده است. من همیشه با همه رفیق بودم. مثلا در مدرسه، هم با بچه درس‌خوان‌ها و هم با بچه‌های شیطان… هم درسم خوب بود و هم به اندازه گروه دوم دیوانه بودم و شیطنت می‌کردم. حمل بر خودپسندی نباشد، محور رفاقت‌های کلاس بودم.

یعنی لیدر بودید؟

نمی‌خواهم بگویم لیدر، اما همه رفاقتی با محمد بحرانی داشتند.

خود شما متوجه این‌قدر محبوبیت بودید؟

شما لطف دارید که اسمش را محبوبیت می‌گذارید… سعی می‌کنم در آدم‌هایی که اطرافم هستند، وجه مشترک و زبان مشترک با آن‌ها پیدا کنم تا احساس نزدیکی و رفاقت با هم داشته باشیم.

احتمالا دوره دبیرستان چنین نگاهی به ماجرای دوستی‌ها نداشتید؟

احتمالا… بله.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و احسان علیخانی و رامبد جوان

چه عاملی باعث می‌شد جذب شوید و جذبتان کنند؟

من واقعا بچه آزار‌رسانی نبودم و شیطنت‌های عجیب و غریبی نمی‌کردم. اما از صبح تا شب تو کوچه و خیابان ولگردی می‌کردم… خیلی… برخلاف خانواده‌ام که پدرم دبیر است و خواهر و برادرهایم خیلی آرام هستند، اما من از صبح تا شب با بچه‌های محل تو کوچه و این‌ور و آن‌ور بودم. البته مجوز بچه‌های محل هم بودم که آن‌ها هم بمانند… یعنی می‌گفتند با محمد هستیم، می‌پذیرفتند.

کدام محله شیراز بودید؟

ایستگاه چهار زرهی بزرگ شدم. پدرم کازرونی است. البته مدتی تهران زندگی کردند و خواهر و برادرم در تهران متولد شدند، اما برگشتند شیراز. فامیل‌های زیادی در کازرون داریم. اما من واقعا یک شیرازی هستم. خیلی هم شیراز را دوست دارم.

محمد بحرانی

تصاویر محمد بحرانی

چه جالب… این تلقی وجود دارد بچه آبادان هستید.

محله‌ای که در آن زندگی می‌کردیم، جایی بود که خیلی از جنگ‌زده‌ها آن‌جا زندگی می‌کردند. من با دوستان جنوبی بزرگ شدم. اما هیچ وقت مدت زیادی بیش از دو، سه روز در خوزستان یا بوشهر نبودم.

به چه مشغول می‌شدید و چگونه می‌گذشت آن دوران؟

گپ… گپ و گفت‌های شبانه بهترین اتفاق‌ها بود. واقعا دوستان خوبی داشتم.

چه جالب… درباره چی بود گپ‌ها؟

همه چی… موسیقی‌های آن دوران… کریستی‌برگ… پینک‌فلوید… تازه کتاب شعرهایشان به دو زبان منتشر شده بود… راجع به خدا، شب، ستاره‌ها… حال و حول خوبی بود.

آیا هیچ‌کدام از بچه‌های آن گپ و گفت‌ها ماندنی شدند؟

تقریبا همه. قدیمی‌ترین و صمیمی‌ترین دوست من که به دو، سه سالگی‌‌ام بازمی‌گردد، بهنام است که در جناب خان از او یاد می‌کنم.

محمد بحرانی

گفتگو با محمد بحرانی

بهنام واقعا وجود دارد؟

بله. ما هنوز دوستان خوبی هستیم. بهنام بچه آبادان است. ما دو تا بچه‌ای بودیم که به دست زدن و شادی کردن و بندری خواندن تو کوچه معروف بودیم. بچه بزرگ‌ترهای محل ما را که چهار، پنج سالمان شده بود، صدا می‌کردند تا فرصت خنده آن‌ها باشیم… اصلا پیش‌تولید جناب خان از آن‌جا شروع شد. (خنده)

بهنام چه ویژگی‌هایی داشت و دارد که این همه سال ماندگار شد؟

بهنام یک آبادانی تمام‌عیار، خوش‌ریتم و باحال است. من در تمام این سال‌ها معمولا هیچ‌کدام از دوستانم را از دست ندادم. مثلا وحید فقها‌زاده از دوستان همان دوران چند شب پیش کنار جناب‌خان نشسته بود… من رفقایم را دوست دارم، آن‌ها هم من را. چرا همدیگر را از دست بدهیم؟

در همه رفاقت‌‌ها دوست داشتن هست، اما خیلی‌ها ماندگار نمی‌شوند. در رفاقت شما با بهنام و وحید و قطعا خیلی‌های دیگر چه چیز اضافه‌تری بود و هست؟

عمق… که با حرف‌های ناب ایجاد شد. ما با هم درددل کردیم. خیلی با هم خندیدیم… حتی خیلی وقت‌ها شنونده گریه‌های هم بودیم. به نظرم وقتی شما شنونده گریه‌های گاه بی‌وقت رفیقت باشی، دیگر هیچ‌وقت از دستش نمی‌دهی.

محمد بحرانی

زندگی محمد بحرانی

آیا از آن دوران جز وحید و بهنام کسان دیگری ماندگار شدند؟

خیلی‌ها، اما یکی از کسانی که دوست دارم از او یاد کنم، علی بهرامی‌فرد است. علی هم‌کلاس دبیرستانم بود که حالا هم‌نواز سنتور استاد کیهان کلهر است… با او که رفیق شدم، اصلا سویه فکری‌ام عوض شد. حال‌وهوای خوبی داشت در نگاه به دنیا، خدا، موسیقی، دین و… دوست بسیار نابی بود که هم‌چنان هر چند روز یک‌بار همدیگر را می‌بینیم. دریچه‌ای از فرهنگ و موسیقی و نگاه به دین را دوباره برای من باز کرد… و نکته دیگر این بود که اصولا علی باعث شد من وارد فضای نمایش و تئاتر شوم.

محمد بحرانی

محمد بحرانی بازیگر

مصاحبه محمد بحرانی

چطور؟

ما دبیرستان ریاضی می‌خواندیم و علی یک ترم جلوتر از من موسیقی هنرهای زیبا قبول شد
و من برای این‌که فکر کردم کنار علی باشم، به دانشگاه هنر فکر کردم.
قاعدتا من باید مهندس می‌شدم که دوستش هم نداشتم. اما من ساز که نمی‌زدم…
مجسمه‌سازی که بلد نیستم… کنکور هنر دادم و بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای فقط با چند
هفته مطالعه تئاتر هنرهای زیبا قبول شدم، در صورتی که هیچ چیز از تئاتر نمی‌دانستم
و حتی تئاتری هم ندیده بودم.

علی می‌داند این‌قدر مدیونشی؟

من خیلی گفتم… بله، من خیلی مدیون علی هستم. بارها به خودش گفتم خیلی رفیق و برادر و همراه من هستی.

احتمالا گذرتان به جلوی دبیرستان‌های دخترانه شیراز هم می‌افتاد؟

نه واقعا. هرگز…

واقعا؟… چرا؟… شیراز.

نمی‌دانم چرا. (خنده) واقعا حال‌وهوایم آن نبود هیچ‌وقت.

محمد بحرانی

بیوگرافی محمد بحرانی

پس تا قبل از دانشگاه عاشق نشدید.

نه… درنهایت ممکن بود وقتی فوتبال بازی می‌کردیم، اگر خانمی رد می‌شد، توی دلمان بگوییم به‌به. دوستانم کسانی بودند که با هم درباره مهم‌ترین مسائل بشری حرف می‌زدیم. در نسل ما خیلی باب نبود. در نسل ما یک حجب و حیایی وجود داشت. خاصه این‌که من در خانواده‌ای بزرگ شدم که… این‌که شماره تلفن بدهم یا بگیرم، هرگز اتفاق نیفتاد… به خدا…

حالا من هم باور کردم (خنده)…

خیلی هم شاید اسباب افتخار نباشد، ولی شماره دوستانم را می‌دهم زنگ بزن بپرس(خنده)… شاید باید می‌کردم، اما نکردم… حال خانوادگی ما این‌طور نبود.

وارد دانشگاه شدید. آن هم هنرهای زیبا که کف همه می‌برد… یک بچه شهرستانی چطور با آن فضا مواجه شد؟

اولش که گیج بودم.

با شلوار پارچه‌ای؟

بله… از این شلوارهای خمره‌ای پیلی‌دار (خنده). کاپشن برادرم که یک سایز برایم بزرگ بود.

مو داشتی آن وقت؟

بله… اما من هیچ‌وقت پرموی خفن نبودم. پدر خودم یک کچل درست و حسابی است و پدر مادرم هم همین‌طور. از دو طرف ژن کچلی را داشتم. (خنده) یعنی اگر ژن ما را زیر میکروسکوپ ببرند، عمرا اگر مو داشته باشد. وارد بهترین جای دنیا شدم… دانشگاه هنرهای زیبا بهشت است.

محمد بحرانی

عکس محمد بحرانی

در بدو ورود کم نیاوردی با دیدن بچه‌هایی که کار کرده بودند و البته تیپ و قیافه‌ها؟

یک خرده چرا، ولی خیلی دیوانه‌تر از این حرف‌ها هستم که بخواهم کم بیاورم.

همیشه کم نمی‌آوری؟

من کم‌فروشی نمی‌کنم. در هر کاری که وارد شدم، همه زورم را گذاشته‌ام. یعنی اگر جایی عروسکی یا بازی‌ای از من دیدید و بی‌مزه بوده، این همه زور من بوده است. از خواب و زندگی و خانواده همواره زده‌ام تا کم‌فروشی نکنم.

اولین دوست دانشگاه؟

امیر سلطان‌احمدی… تو صف ثبت‌نام بودیم و دیدم امیر، با دهانش آهنگ یک کارتون را می‌زند. من هم عاشق این کارها… تو محل جمع می‌شدیم و موسیقی کارتون‌ها را می‌زدیم. دیدم او هم مریضی من را دارد. شروع کردم پلنگ صورتی را زدن. او ادامه داد. بعد دیدیم دو تا دیوانه هم را پیدا کردند…تا الان هم همین کار را می‌کنیم.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و عادل فردوسی پور

حتما جمع زیادی هستند این افراد. با کدامشان عمق پیدا می‌کند؟

کار سختی است گفتنش… شاید آن‌هایی که سه بعد از نصف شب تلفن را بردارم و زنگ بزنم و بگویم فلانی الان احتیاج دارم الان ببینمت. خودم را هم دوست صمیمی کسانی می‌دانم که به خودشان این اجازه را بدهند.
سه صبح بگویند محمد ما الان این مبلغ پول لازم داریم و بریز… و تو سه دقیقه دیگر ریخته باشی. این‌ها دوستان صمیمی من هستند.

چند نفر هستند؟

کم نیستند. در دوستی یک ایمنی باید حفظ شود. یعنی در با تو بودن این احساس را داشته باشد. من همیشه گوش خوبی برای خیلی دوستانم بودم. آدمی بیاید ساعت‌ها با من حرف بزند، توی حرفش نپرم، بعدا از آن حرف‌ها سوءاستفاده نکنم و به حال آن شب او نخندم و فراموش کنم آن شب را… این اتفاق خوبی است دوستی از این دست داشته باشی.

محمد بحرانی

برنامه خندوانه

گفت‌وگوی ورزشی و هنری با محمد بحرانی بازیگر سریال نوروزی «دوپینگ»

این روزهای محمد بحرانی؛ از قرنطینه جناب‌خان تا دلتنگی برای کلاه‌قرمزی

شاید کمتر پیش بیاید که طرفداران برنامه‌های عروسکی نام صداپیشه یک عروسک را بدانند و او را بشناسند.
اما «جناب‌خان» مانند همه عروسک‌ها نبود. او که در ۵ فصل، بخش جدانشدنی «خندوانه» بود،
به خاطر دغدغه‌هایش برای مسائل اجتماعی، کل کل شیرینش با رامبد جوان و البته
اطلاعات فوتبالی فوق‌العاده‌اش جای خود را در دل مخاطبان باز کرده بود و محبوبیت
زیادی داشت. برای همین هم کنجکاوی برای شناختن صداپیشه‌اش زیاد بود
و همین باعث شد تا مخاطبان چهره محمد بحرانی را هم مانند صدایش بشناسند.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و شبنم مقدمی در دوپینگ

بحرانی که خاستگاهش صحنه تئاتر است، در چند فیلم و سریال و با کارگردان‌های بزرگی مثل کیومرث پوراحمد و ایرج طهماسب کار کرده و در «کلاه قرمزی» هم برای دو شخصیت محبوب «ببعی» و «آقوی همساده» صدا ساخته بود.

محمد بحرانی این شب‌ها در سریال نوروزی شبکه سه با نام «دوپینگ»، نقش یکی از کاراکترهای اصلی را ایفا کرده است. به همین بهانه با او گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

کمدی فانتزی سریال «دوپینگ» می‌تواند مخاطب را جذب کند؟

البته کمدی این سریال، فرم کمدی مرسومی در تلویزیون نیست. در این سال‌ها برای ساخت کمدی خیلی سعی شده و بیشتر آنها ناتورالیستی بودند و من خودم طرفدار آنها بودم. مثلا خیلی «پایتخت» را دوست دارم و تمام آن را دنبال می‌کنم و هر وقت هم می‌بینم می‌خندم. «دوپینگ» هم سبک کمدی متفاوتی دارد و حداقل من متن مشابه آن را تابه‌حال نخوانده بودم.

محمد بحرانی

سریال دوپینگ

بازیگران متفاوتی هم در این سریال مشغول هستند.

همه گروه‌هایی که کار می‌کنند حرفه‌ای هستند اما بازیگران این سریال تیمی
هستند که شاید ترکیب غریبه‌ای باشد و از این نظر جذاب است.

«دوپینگ» اولین تجربه کارگردانی آقای مقصودی در زمینه سریال است.

بله. حرفه اصلی آقای مقصودی در تمام این سال‌ها فیلمنامه‌ بوده و همه هم در سینما او را به عنوان فیلمنامه‌نویس می‌شناسند. فیلمنامه‌های گردن کلفتی داشته و در هیات انتخاب جشنواره بوده ولی بعد از فیلم «خجالت نکش» که در سینما موفق بود،
الان هم با اولین سریالش آمده.

امسال «خندوانه» را نداشتیم. دل‌مان برای جناب خان تنگ شده.

من هم خیلی زیاد هم برای رفقا در «کلاه قرمزی» و هم برای جناب خان دلم تنگ شده.
هم من و هم اکیپی که در عروسک‌گردانی و ایده‌پردازی با هم کار می‌کردیم.
واقعا ای کاش می‌شد در این روزها حضور داشته باشیم
ولی از طرف دیگر شاید واقعا الان جمع نشدن عاقلانه‌ترین کار باشد.

محمد بحرانی

محمد بحرانی و سروش صحت

دوستانی که استندآپ و کارهای فردی انجام می‌دهند خیلی خوب است که این روزها فعال
هستند و از خانه و در فضای مجازی برای مردم کار می‌کنند، کار درست
و ارزشمندی است. یک مقدار ولی این روزها برای تیم‌های عروسکی سخت است.

چون بالاخره برای یک کار عروسکی باید چندین نفر دور هم جمع شویم و این خلاف توصیه‌هایی
است که این روزها می‌شود. برای همین فکر می‌کنم جناب
خان هم این روزها خودش را در خانه قرنطینه کرده.

و یک رابطه لانگ دیستنس را با احلام تجربه می‌کند.

جناب خان که همه عمرش با احلام رابطه لانگ دیستنس بوده.

محمد بحرانی

عکس های محمد بحرانی

پس با تصمیم آقای جوان درباره نساختن «خندوانه» موافق بودید؟

کار عاقلانه‌ای بود. من درباره اتفاقات مدیریتی و اینکه «خندوانه» باشد یا نباشد اصلا نه صاحب‌نظرم
و نه نظری می‌دهم ولی اینکه این جمع نشدن با هر دلیلی و به هر بهانه‌ای، به نظرم اتفاق عاقلانه‌ای است.

شما یک طرفدار سرسخت فوتبال هستید. از فوتبال چه خبر؟

این روزها که همه لیگ‌ها تعطیل شدند و عملا فوتبال‌دوست‌ها باید منتظر باشند. من بازی آخر یونتوس را دیدم و بعد از گل‌های یوونتوس بازیکن‌ها برای شادی گل روی سر و کله هم می‌پریدند من همان‌جا گفتم که همه بازیکن‌ها در شهر رفت‌وآمد دارند
و این خطرناک است. دو روز بعد خبر آمد که یکی از بازیکن‌های یوونتوس مبتلا به کرونا شده است.

محمد بحرانی

محمد بحرانی

امسال تقریبا اغلب مربی‌های خارجی که به ایران آمدند، بعد از چند هفته رفتنی شدند.

استراماچونی برای استقلال فوق‌العاده بود و البته من کالدرون را به اندازه برانکو دوست نداشتم
و معمولی بود ولی باز جایگاه پرسپولیس بد نبود. خیلی جالب می‌شد اگر این دو تیم،
استقلال با استراماچونی و پرسپولیس با برانکو در لیگ می‌ماندند و لیگ ادامه پیدا می‌کرد.

دو تیم خیلی قوی بودند و رقابت جذابی می‌شد. ولی در شرایط مالی که الان کشور ما دارد
و هر مربی و هر بازیکنی ۶ماه بعد در فیفا از ما شکایت دارد، نمی‌دانم شاید الان
وقش نیست. عملا هر خارجی که وارد فوتبال ایران می‌شود چندماه بعد یک شکایت و چندصدهزار یورو از ما می‌گیرد.

محمد بحرانی

محمد بحرانی بازیگر

بعضی می‌گویند نگه داشتن این مربی‌ها خسارت کمتری دارد.

متاسفانه بله. آنها که پول‌شان را می‌گیرند در هر صورت؛ خیلی هم قانونی. مثل ویلموتس
که ۱۹۰روز کار کرد و اندازه همه مربی‌های ایرانی پول گرفت.

چالش‌های متفاوتی برای  بهتر کردن حال مردم در این روزها راه افتاده.
به عنوان کسی که سال‌ها مردم را خندانده فکر می‌کنید چه می‌شود کرد که حال مردم خوب شود؟

سوال سختی است. چون خودمان هم با این حال درگیریم و رطب خورده منع رطب چه کند.
خودمان هم در خانه هستیم و یک ساعت‌هایی در روز آدم بی‌حوصله و کلافه می‌شود.
و از طرف دیگر خیلی‌ها در ایران روزمزد هستند و باید کار کنند.

اگر بخواهم توصیه کنم مثلا فیلم ببینند یا کتاب بخوانند، این برای کسانی نیست که روزمزد هستند
و نیاز دارند سر کار بروند، برای همین گفتم سوال سختی است. کسانی که چنین ت
وصیه‌هایی می‌کنند شاید حواس‌شان نباشد خیلی‌ها اصلا امکان مالی این کارها را ندارند.

محمد بحرانی

فیلم های محمد بحرانی

امیدوارم غول مرحله آخر باشد.

من یک چیزهایی خواندم که این کرونا احتمالا سبک زندگی آدم‌ها را به صورت جدی عوض خواهد کرد.
نوع سفرهایشان، ارتباطاتشان، وسواس‌های بیش از حد و بیمارگونه آدم‌ها درباره لباس و تفریح و …
من امیدوارم چیزی که از این اتفاق باقی می‌ماند چیز خوبی باشد و شاید نوع نگاه
مسوولانه‌ای که کرونا در بعضی از اقشار ایجاد کرده، اگر بماند می‌ تواند یادگار درستی
از این روزهای بد باشد.

خبر انلاین , هفته‌ نامه همشهری شش‌و‌هفت , خبرگزاری مهر , ایسنا

2020-03-24 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
دکتر بتول طاهریفیلم پرشین وی