ریما رامینفر: از مادرانگی تا غرغرویی و حواشی فضای مجازی

ریما رامینفر، بازیگر توانمند سینما و تلویزیون ایران، با ایفای نقش ماندگار “هما” در سریال “پایتخت”، توانست جایگاهی ویژه در دل مخاطبان پیدا کند. شخصیتی که نمادی از یک مادر فداکار، همسری دلسوز و ستون خانواده بود. این نقش نه تنها برای او شهرت و محبوبیت فراوانی به ارمغان آورد، بلکه چالشها و تجربیات جدیدی را نیز در زندگی شخصی و حرفهایاش رقم زد. در این مصاحبه اختصاصی با پرشین وی، به سراغ این هنرمند محبوب رفتهایم تا از نگاه او به مقوله مادر بودن، سختیهای کار و زندگی، و همچنین حواشی پیرامون فعالیتهایش در فضای مجازی بپردازیم.
شخصیت “هما” در سریال “پایتخت” به گونهای طراحی شد که توانست با مخاطبان ایرانی ارتباط عمیقی برقرار کند. زنی که در عین صبوری و گذشت، گاهی صدای اعتراضش نیز بلند میشد و همین ویژگیها او را به شخصیتی باورپذیر و ملموس تبدیل کرد. ریما رامینفر در این مصاحبه، از چگونگی شکلگیری این شخصیت، تلاشهایش برای باورپذیر کردن نقش و همچنین اولویتهای زندگیاش به عنوان یک مادر و همسر سخن میگوید. او همچنین به موضوعاتی چون احتمال ساخت فصل چهارم “پایتخت”، تاثیر حضور اسپانسرها در سریالها و دلایل کمرنگ شدن برخی نقشها اشاره میکند. در بخش دیگری از این گفتگو، رامینفر به گلایه از افرادی میپردازد که صفحات جعلی به نام او در شبکههای اجتماعی راهاندازی کرده و به انتشار مطالب شخصی و خانوادگی میپردازند، موضوعی که او را به شدت آزرده خاطر کرده است.
نقش هما؛ الگویی از مادرانگی و استواری
ریما رامینفر در ابتدا به چگونگی شکلگیری شخصیت هما اشاره کرد و گفت: “زمانی که برای «پایتخت ۱» این نقش طراحی میشد، ما به این موضوع فکر نمیکردیم که قرار است الگویی باشد، اما پارامترهایی برای آن درنظر گرفته و در متن و بازی لحاظ میشد. هما به کلی زنی صبور، با گذشت و عاشق است و من آنچه را که در متن بود، دوچندان کردم. از روز اول محسن تنابنده به من میگفت این شخصیت، همای سعادتی است که روی شانه نقی نشسته است. با این پیشفرض، هر سه فصل سریال نوشته شد.”
او در پاسخ به این سوال که آیا برانگیختن حس همذاتپنداری در مخاطب با ایفای شخصیتهای مثبت دشوارتر نیست، توضیح داد: “من سعی کردم هما را به شکل باورپذیری بازی کنم، چون اینطور کاراکترها معمولاً دافعه ایجاد میکنند. خود من هم اینطور هستم و کسی را که زیاد مثبت است، دوست ندارم. اما امیدوارم تلاش من برای ایفای باورپذیر نقش مورد قبول واقع شده باشد.”
مادر بودن؛ اولویت اول، حتی در دورترین نقاط
رامینفر در ادامه به سختیهای کار و دور بودن از خانواده اشاره کرد و گفت: “کار برای من به عنوان یک مادر سخت بود و چند سال زمستان را در کنار خانوادهام نبودم. بدون تردید سخت بود. سال گذشته (منظور سال ۱۳۹۳) لحظه تحویل سال در جزیره قشم کار میکردیم و پیششان نبودم، اما امسال (منظور سال ۱۳۹۴) چرا.” او در پاسخ به آرزوهایش در لحظه تحویل سال، گفت: “معمولاً خیلی آرزوها کلی هستند و نمیتوانم آرزوی ویژهای را نام ببرم. معمولاً همانهایی است که همه آرزویش را دارند: سلامتی، آرامش و امنیت.”
“مادر بودن سخت است، اما عشق به فرزند تمام سختیها را از بین میبرد.”
پایان “پایتخت”؛ دلایل و دلخوریها
در مورد احتمال ساخت فصل چهارم “پایتخت”، رامینفر گفت: “من تابع یک گروه هستم و اگر آقای مقدم نخواهد پایتخت را ادامه بدهد، ما هم تبعیت میکنیم.” او در ادامه به دلایل احتمالی عدم ادامه سریال اشاره کرد: “بلافاصله بعد از اینکه قسمت آخر پخش شد، من پیغامهای زیادی داشتم که همین الان دلمان برایتان تنگ شد، خواهش میکنیم باز هم پایتخت بسازید. اما من فکر میکنم لطمههایی که سازندگان دیدهاند و برخی انتقادات آنقدر تلخ و گزنده بوده که گروه عطای این کار را به لقایش ببخشند.”
وی در خصوص مشکلات مالی و ورود اسپانسرها به سریالها نیز اظهار داشت: “من فکر میکنم دو سال است که اکثر کارها اسپانسر دارند، اما چون «پایتخت» مخاطبان زیادی دارد، این موضوع بیش از حد به چشم آمده است.” رامینفر معتقد است که تنیده شدن موضوع اسپانسرینگ با قصه، به باورپذیری آن کمک میکند: “این بهتر نیست؟ وقتی این موضوع با قصه تنیده میشود، باورپذیریاش هم بالاتر میرود و مخاطب قبول میکند ارسطو دارد برای یک شرکت کار میکند و اینکه چرا روی کامیونش آرمی حک شده یا دیگر مسائل، باورپذیرتر میشود تا اینکه صرفاً تبلیغ داشته باشیم.”
حواشی صفحات جعلی در فضای مجازی؛ گلایهای از سر دلخوری
در پایان مصاحبه، ریما رامینفر به موضوع آزاردهندهای اشاره کرد: “من هیچ صفحهای در هیچ جای دنیا ندارم و یک آدمهای بسیار فعالی برای من صفحاتی راهاندازی کرده و پیگیرانه در آن مطلب میگذارند و از طرف من جواب علاقمندان را میدهند. حتی پا را از این هم فراتر میگذارند و با قرار دادن عکسهای خانوادگی من، مطالب خصوصی مینویسند.”
او با ابراز ناراحتی شدید، ادامه داد: “به نظرم این خیلی حرکت ناشایستی است. اگر صفحهای برای طرفداران باشد مشکلی نیست، اما اینکه یک نفر از طرف من جوابگوی مردم است و شعر عاشقانه زیر عکس امیر میگذارد و… انگار جای من دارد زندگی میکند، اصلا درست نیست و نمیتوانم بفهمم یعنی چه! خیلی دلم میخواهد بدانم ریشه این کار به کجا برمیگردد. فکر میکنم بحث روانشناسی پیچیدهای پشت این موضوع باشد.”
رامینفر تاکید کرد: “اما این را بنویسید که من هیچ صفحهای ندارم و حتی روایت این صفحه را هم از دیگران شنیدهام و ندیدهام. گویا این صفحه بسیار فعال است و چون هر روز تعدادی لایک میخورد، بستن این صفحه دشوار است.” او از اینکه حتی رسانهها به این صفحات تقلبی استناد میکنند، ابراز غمگینی کرد و گفت: “این را بزرگ بنویسید و بگویید من از این اتفاق غمگین هستم. حتی بستگان من در اروپا در این صفحه هستند! اگر مدیر این صفحه مرا دوست دارد، خواهش میکنم از این کار دست بردارد.”
فعالیتهای آینده و نگاهی به کارگردانی
در پاسخ به سوالی درباره فعالیتهای آینده در تئاتر یا کارگردانی، رامینفر گفت: “فعلاً خبری نیست اما به کارگردانی فکر میکنم.”
“فضای مجازی میتواند ابزار قدرتمندی برای ارتباط باشد، اما سوءاستفاده از آن، حریم خصوصی افراد را نقض میکند.”
جمعبندی
ریما رامینفر با حضور در سریال “پایتخت”، تصویری ماندگار از یک مادر ایرانی را به نمایش گذاشت. او در این مصاحبه به چالشهای مادر بودن، سختیهای دور بودن از خانواده به خاطر عشق به کار و همچنین دلایل احتمالی عدم ادامه سریال محبوبش اشاره کرد. همچنین، رامینفر با گلایه از صفحات جعلی منتسب به خود در فضای مجازی، خواستار توقف این اقدامات شد و بر اهمیت حفظ حریم خصوصی افراد تاکید کرد.












