مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
چهره ها

عکس سر قبر روح‌الامین داداشی؛ اشک‌های برادر در نیمه شب

عکس سر قبر روح‌الامین داداشی؛ اشک‌های برادر در نیمه شب

عکس سر قبر روح‌الامین داداشی تصویرگر لحظاتی است که در آن علی داداشی، برادر بزرگ‌تر و همیشگی قهرمان بدنسازی ایران، در حالی که هنوز سوگواری پدر را به پایان نرسانده بود، با مصیبتی بزرگ‌تر روبرو شد. مرگ فجیع روح‌الامین داداشی، نه تنها ورزش ایران، بلکه خانواده‌ای را که سال‌ها با عشق و فداکاری کنار هم بودند، برای همیشه در ماتم فرو برد. این روایت، بازگشتی است به خاطراتی که از یک برادر کوچک و مظلوم حکایت دارد که با پشتکاری مثال‌زدنی به قهرمانی جهان رسید، اما سرنوشت برایش نقشه‌ای دیگر چیده بود.

داستان از آن شبی آغاز می‌شود که صدای زنگ در، آرامش خانه را برهم زد و خبری وحشتناک شنیده شد. علی داداشی، برادری که همیشه مراقب روح‌الامین بود، در دل شب و در تاریکی مطلق به دنبال بیمارستانی می‌گشت تا شاید جان برادرش را نجات دهد، اما وقتی به مقصد رسید، تنها چیزی که دید، جسد بی‌جان روح‌الامین بود. این لحظه، نقطه عطفی در زندگی علی داداشی بود که او را برای همیشه در سوگ برادرش غرق کرد و خاطراتی را زنده کرد که اکنون با اشک و درد آمیخته شده است.

به گزارش پرشین وی ، روایت علی داداشی از شبی که سرنوشتش تغییر کرد، روایتی است از عشق برادری که مرگ هم نتوانست آن را از بین ببرد.

عکس سر قبر روح‌الامین داداشی

شب سرنوشت‌ساز و لحظات آخر برادرکشی

علی داداشی در توصیف آن شب تلخ می‌گوید: «تا روز مرگم باور نمی‌کنم خبر دادند. در حدود خیابان پونه ۴۵ متری گلشهر درگیری شده و او را با چاقو زده‌اند.» او ادامه می‌دهد که مثل دیوانه‌ها در دل سیاهی شب به دنبال بیمارستانی می‌دوید که برادرش را بودند. هزاران فکر و خیال جلوی چشمانش می‌آمد و می‌رفت، جز دیدن جنازه روح‌الامین. او باور نمی‌کرد که روح‌الامین مرده باشد. یاد اتفاق‌های بچگی‌اش افتاد؛ زمانی که سه ساله بود زیر ماشین جیپ سیمرغ خوابش برده بود و ماشین از روی بدن ظریفش رد شد، اما خدا او را برای پدر و مادرش نگه داشت. یا زمانی که چهارده-پانزده ساله بود از روی تاب افتاد و جفت دست‌هایش شکست، اما باز هم خدا او را حفظ کرد. اما این بار، هیچ معجزه‌ای رخ نداد.

خاطرات کودکی و مسیر قهرمانی

روح‌الامین داداشی، پسر آخر و دهمین فرزند خانواده‌ای یازده نفره بود. او بچه‌ای مظلوم و ضعیف بود و علی داداشی از همان بچگی حواسش به او بود. او می‌گوید: «مثل بچه‌ام دوستش داشتم. باور کنید از سنگ صدا در می‌آمد از روح‌الامین نه و برای همین خیلی کمکش می‌کردم.» علی داداشی به خاطرات ورزشی برادرش اشاره می‌کند. روح‌الامین عاشق بدنسازی بود و علی با وجود اینکه خودش کشتی‌گیر بود، برای اینکه روح‌الامین به هدفش برسد، او را به باشگاه بدنسازی برد. روح‌الامین در پانزده سالگی وارد بدنسازی شد و ظرف یک سال نفر چهارم استان شد. او با رژیم غذایی سخت و تلاش فراوان به قهرمانی کشور و سپس قوی‌ترین مرد ایران و جهان رسید.

یکی از زیباترین خاطرات علی داداشی، زمانی است که روح‌الامین برای اولین بار قوی‌ترین مرد ایران شد و مدالش را دور گردن مادرش انداخت. مادرش که هنوز زنده بود، آن مدال سنگین را مثل یک جواهر قیمتی می‌بست و به مردم می‌فخردید که پسرش قوی‌ترین مرد ایران است. روح‌الامین احترام ویژه‌ای برای پدر و مادرش قائل بود و پس از هر قهرمانی، سینه خیز می‌رفت و پای مادرش را می‌بوسید.

انزجار از رسانه‌ها و انتقام‌جویی از حقیقت

علی داداشی در پایان صحبت‌هایش، از رفتار برخی رسانه‌ها و افراد سودجو ابراز انزجار کرد. او به «بلوتوث‌های کثیف» اشاره می‌کند که از جنازه چاقو خورده برادرش و همچنین شستشوی جنازه او فیلم برداری و پخش کردند. او می‌گوید: «نمی‌دانم چه کسی آنها را گرفت اما کارش خیلی کثیف بود و ای کاش این کار را نمی‌کرد. آن آدم با این کارش تصور و ذهنیت مردم از چهره یک قهرمان را به هم زد و من و خانواده‌ام هیچ‌وقت او را نمی‌بخشیم.» او همچنین از فرماندار و شهردار کرج و مردمی که در شهرهای مختلف برای برادرش مراسم یادبود گرفتند، تشکر کرد و خبر داد که به زودی نمایشگاهی از کاپ‌ها و مدال‌های روح‌الامین برگزار خواهد شد.

“روح‌الامین دیگر نمی‌آید، اما نام و یاد او به عنوان قوی‌ترین مرد ایران و نماد عشق برادری، برای همیشه در قلب‌ها زنده خواهد ماند.”

جمع‌بندی

عکس سر قبر روح‌الامین داداشی نمادی از غم و اندوهی است که بر خانواده و ورزش ایران سایه افکنده است. علی داداشی با روایت خاطرات برادرش، نه تنها عشق بی‌پایان خود را نشان می‌دهد، بلکه هشدار می‌دهد که قدر قهرمانان را بدانیم. مرگ فجیع روح‌الامین، درسی بزرگ برای همه ماست که زندگی چقدر شکننده است و باید از لحظات کنار عزیزانمان نهایت استفاده را ببریم.

برچسب‌ها:
اشتراک‌گذاری:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *