آیا لایحه حمایت خانوداه به نفع مردان است؟

مشاهده : 162
آیا لایحه حمایت خانوداه به نفع مردان است؟ خانواده
حمایت از خانوداه در ظاهر همه چیز ساده به نظر می رسد.دولت لا یحه ای به مجلس ارائه کرده که آنچنان که از اسم آن و اظهار نظرهای تنظیم کنندگانش بر می آید، قرار است مبنایی قانونی برای حمایت از خانواده ها ایجاد کند یا به اوضاع نه چندان قاعده مند دادگاه های خانواده که […]

حمایت از خانوداه

در ظاهر همه چیز ساده به نظر می رسد.
دولت لا یحه ای به مجلس ارائه کرده که آنچنان که از اسم آن و اظهار نظرهای تنظیم کنندگانش بر
می آید، قرار است مبنایی قانونی برای حمایت از خانواده ها ایجاد کند یا به اوضاع نه چندان قاعده
مند دادگاه های خانواده که در بسیاری از موارد با ابهامات قانونی مواجهند سروسامان دهد.
اما آنچه بحث های بسیاری را میان افراد مختلف با نقش های اجتماعی گوناگون بر انگیخته، نام لا یحه یا
نیات احتمالی پیشنهاددهندگان آن نیست.
فردا هم که هر طرح یا پیشنهادی در مجلس تصویب و برای اجرا به دستگاه های مختلف ابلا غ شود،
کسی از نیت های اولیه افراد نمی پرسد و برای صدور حکم، تفسیرهای مختلف موجود را واکاوی نمی کند.

داشتن نگاهی عدالت محور و مبتنی بر حقوق بشر، عموما متداول ترین تلقی موجود از حضور مردان در جنبش های
برابری خواهانه جنسیتی است.
چه، بخش بزرگی از افراد جامعه بر این باورند که جنبش هایی از این دست جهت محدود کردن حقوق مردان
و پایان دادن به سلطه دیرپای آنان بر نهاد های اجتماعی گوناگون حرکت می کنند.
پس چگونه کسی از جنس مذکر ممکن است با دست خود عوامل تحدید آسایش خویش را فراهم آورد و با
کاستن از حقوقی که پیش از این حتمی و مسلم انگاشته می شد بر بار مسوولیت های خود بیفزاید؟

گزینه انسان خوب و وفادار به ارزش های اخلا قی و معتقد به حقوق بشر معمولا اولین و پذیرفته شده
ترین پاسخ به این سوال بوده است.
به خصوص وقتی وارد مباحث مربوط به خانواده می شویم و به قوانین نابرابر در این حوزه نگاهی می اندازیم،
این بینش بیشتر تقویت می شود که همه چیز به نفع مردان تنظیم شده و در شرایطی عادی مردان باید
از ادامه روند موجود راضی باشند.
در بخش های زیر تلا ش شده است که به برخی از اثرات نامطلوب نظام موجود در خانواده در کشورمان
و همچنین لا یحه اخیر حمایت از خانواده بر زندگی مردان اشاره و این ادعا مطرح شود که شرایط
موجود چندان هم به سود مردان نیست؛ کافی است کمی نوع نگاهمان را تغییر دهیم.

الف) اثرات منفی مستقیم:

۱) توهین به شخصیت مرد

جنجالی ترین ماده موجود در لا یحه اخیر خانواده ، ماده
۲۳ آن است که به مساله چند همسری می پردازد و بر اساس آن مردان می توانند با جلب نظر
موافق قاضی و بدون کسب اجازه از همسر اول خود، دوباره و چند باره ازدواج کنند.
چه چیز قانونگذار را واداشته تا علی رغم تمام نظرهای منفی موجود در عرف، به طور مشخص به این مساله
بپردازد و برای ازدواج مجدد مردان به دنبال راهی قانونی باشد؟ به خصوص که به نظر نمی رسد این موضوع،
مشکل بخش قابل توجهی از خانواده های ایرانی باشد.
چنانکه در مصر و سوریه به ترتیب تنها ۴ و یک درصد مردانی که تشکیل خانواده داده اند، بیش از
یک همسر دارند و به سبب قبح اجتماعی بالا ، به نظر می رسد این مقدار در ایران از سوریه
هم کمتر باشد.

۲) بار مالی تحمیلی

طبق قوانین خانواده کشورمان، مرد به عنوان سرپرست خانواده شناخته می شود.
این سرپرستی که به ظاهر موهبتی است که به مرد اعطا شده، وظایفی را به طور یک جانبه به او
تحمیل می کند که تامین نیازهای اقتصادی خانواده از مهم ترین آنها است.
در شرایط موجود، زن هیچ گونه وظیفه ای در به دوش کشیدن حتی بخشی از بار مالی زندگی مشترک ندارد
و در صورت داشتن منبع درآمد مستقل هم می تواند تمام آن را برای خود نگاه دارد یا صرف مخارج
شخصی خود کند.

این مساله شاید برای بخش کوچکی از مردان جامعه که درآمد بالا یی دارند از لحاظ اقتصادی مشکلی ایجاد
نکند اما با نگاهی به خانواده های ایرانی که خاستگاه بیشتر آنها طبقات متوسط و ضعیف جامعه است، به روشنی
در می یابیم که چنین قانونی به شدت ناکارآمد و تبعیض آمیز بوده و ممکن است منشاء مشکلا ت بسیاری
برای خانواده هایی شود که با همین تلقی تشکیل می شوند و در ادامه برای گذران زندگی با معضلا ت
مالی جدی روبه رو می شوند.
در حالی که با تغییر این قانون و به دنبال آن تغییر در تلقی رایج در عرف، زنانی که بسیاری
از آنان از تحصیلا ت آکادمیک قابل قبولی هم برخوردارند، با توانمندسازی خود در بازار کار و کسب درآمد، نقش
مهمی در برآوردن نیازهای اقتصادی خانواده ایفا کرده و بسیاری از دغدغه های مردان در این زمینه را کاهش می
دهند.
لا زم به ذکر است که در لا یحه اخیر هم هیچ تغییری در نوع نگاه قانونگذار به این موضوع
ایجاد نشده و همه چیز بر همان روال ناکارآمد پیشین است.

۳) مهریه

بر اساس قوانین خانواده، مرد هنگام ازدواج متعهد می شود مبلغ یا کالا یی را که بر سر
میزان یا ارزش آن توافق صورت گرفته است، هر زمان که مطالبه شود، به همسر خود بپردازد.
فارغ از مجموعه قوانین تبعیض آمیز موجود که سبب می شود زنان از این امتیاز برای جبران نداشتن حق طلا
ق استفاده کنند، مساله مهریه به خودی خود مسوولیتی اضافی، علا وه بر به دوش کشیدن تک نفره اقتصاد خانواده،
به مرد تحمیل می کند و سبب افزایش نگرانی های او، به خصوص هنگام بروز اختلا فات زناشویی میشود.
جالب اینجاست که با اصلا حی که در لا یحه جدید صورت گرفته، قرار است مساله مهریه های گرانقیمت یک
بار برای همیشه حل شود؛ غافل از اینکه تحمیل بند ها و تبصره های گوناگون به قوانین تبعیض آمیز، در
اکثر موارد اگر وضع را بدتر نکند، بهتر نخواهد کرد!

در ماده ۲۵ لا یحه حمایت خانواده آمده است: وزارت
امور اقتصادی و دارایی موظف است از مهریه های بالا تر از حد متعارف و غیرمنطقی با توجه به وضعیت
زوجین و مسائل اقتصادی کشور متناسب با افزایش میزان مهریه به صورت تصاعدی، هنگام ثبت ازدواج مالیات وصول کند.
میزان مهریه متعارف و میزان مالیات با توجه به وضعیت عمومی اقتصادی کشور به موجب آیین نامه ای خواهد بود
که به وسیله وزارت امور اقتصادی و دارایی پیشنهاد و به تصویب هیات وزیران می رسد.
با کمی تامل در اوضاع اجتماعی و مناسبات فعلی خانواده های ایرانی به راحتی درمی یابیم که چنین سیاستی نه
تنها موجب کاهش مهریه ها نمی شود (که به نظر می رسد هدف قانونگذار بوده)، بلکه آن را افزایش هم
خواهد داد.
به این صورت که خانواده هایی که مهریه ای بیش از میزان اعلا م شده توسط وزارت امور اقتصادی و
دارایی تعیین می کردند، از این پس مالیات وارد بر آن را هم محاسبه و در مهریه اولیه می گنجانند!
به این ترتیب باز هم باری اضافی از لحاظ مالی به مردانی که خواهان تشکیل خانواده هستند، تحمیل می شود
و باز هم خروجی واقعی لا یحه به ضرر مردان خواهد بود.

۴) طلا ق رجعی

رسیدن به شرایطی که یکی از زن و مرد ادامه زندگی مشترک را ناممکن ببیند و
تقاضای طلا ق کند، تلخ و تاسف آور است.
اما بی شک راه حلی است برای اتمام شرایطی ناسالم و تلا ش برای ساختن آینده به شیوه ای مناسب
تر.
در یک نظام خانواده برابر هر یک از دو طرف می توانند با شرایط یکسان تقاضای طلا ق کنند و
دادگاه با در نظر گرفتن این شرایط حکم به جدایی افراد می دهد.
اما متاسفانه در نظام خانواده امروز کشورمان این شرایط برابر موجود نیست و انجام طلا ق به درخواست زن بسیار
سخت تر است و دوندگی های بسیاری را می طلبد.
در لا یحه حمایت خانواده اما به جای احترام به تصمیم افراد و ایجاد امکان درخواست طلا ق برای هر
دو طرف، تلا ش شده به هر نحو ممکن از ثبت طلا ق جلوگیری شود.

در طلا ق رجعی مرد درخواست کننده طلا ق است.
بر اساس ماده ۳۸ لا یحه، صیغه طلا ق مطابق مقررات مربوط جاری و مراتب صورتجلسه می شود ولی ثبت
طلا ق منوط به ارائه گواهی کتبی حداقل دو شاهد مبنی بر اسکان زوجه مطلقه در منزل مشترک تا پایان
عده است مگر اینکه زن رضایت به ثبت داشته باشد.
در صورت تحقق رجوع، صورتجلسه طلا ق ابطال و در صورت عدم رجوع صورتجلسه تکمیل و طلا ق ثبت می
شود.
معلوم نیست بر چه اساسی جدایی نهایی افراد طبق این ماده منوط به انجام زندگی زیر یک سقف تا پایان
زمان عده زن شده است.
بی شک ادامه زندگی اینچنین، آن هم پس از جاری شدن صیغه طلا ق، همراه با تنش و ناملا یمت
هایی خواهد بود که هر دوطرف از آن آسیب می بینند.
به ویژه مرد که به سبب خواهان بودن، بازنده اصلی تصویب چنین قانونی است.

ب) اثرات منفی غیرمستقیم:

۱) افزایش تنش و کاهش آرامش در زندگی

اینکه بشر زندگی انفرادی را به کناری نهاد
و گروه ها و جوامع مختلف را در طول هزاران سال گذشته سازمان داد، بی شک به خاطر رسیدن به
آسایش و آرامش بیشتر بوده است.
بر اساس تجربه به انسان ثابت شده که زندگی در کنار همنوعان خود، آسان تر، ایمن تر و دلخواه تر
است.
طبق همین تجربه است که بعدها خانواده به عنوان نوع اختصاصی تر زندگی جمعی شکل گرفت و بخش بزرگی از
جامعه انسانی این نوع زندگی مشترک را مطلوب خود یافت.
با این پیش زمینه می توان ادعا کرد یکی از دلا یل تشکیل خانواده ها ایجاد آرامش در زندگی افراد
و فراهم شدن موجبات آسایش آنها است.
حال خانواده ای را تصور کنید که نه بر اساس برابری و همکاری که به طور طبقاتی شکل گرفته و
دو جایگاه فرادست و فرودست در آن دیده می شود.

۲) کمرنگ شدن روحیه انسانی

اگر اعتقاد به برابری انسان ها و مراعات اخلا ق انسانی را نوعی فضیلت
به شمار آوریم که هم موردپسند جامعه است و هم به طور مستقیم می تواند موجبات رضایت درونی افراد را
فراهم آورد، خانواده، جایی که زن و مرد بخش بزرگی از زندگی در دوران بلوغ را در محیط آن سپری
می کنند، از مهم ترین نهاد ها برای تمرین این روحیه و تقویت آن در انسان ها است.
کسانی که هر روز زندگی در محیطی نابرابر را تجربه می کنند و مناسبات شان بر اساس الگوی فرمانده و
فرمان بر تنظیم شده بهتدریج بخشی از روحیات انسانی خود را از دست می دهند و در کسب فضیلت هایی
که می تواند حس رضایت از خود را در آنان پدید آورد عقب می مانند.
این مساله ممکن است در زندگی خارج از خانواده هم برایشان مشکل ساز شود و دیگر افراد جامعه را هم
نسبت به آنان بدبین کند.
به خصوص این مساله برای مردان که در خانواده ها روحیه ای دیکتاتوری در وجودشان پرورش می یابد، حاد تر
و مشکل ساز تر است.

آفتاب ایر

2016-02-17 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
فیلم پرشین وی
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi