روایتِ فاطمه گودرزی از پسری که ۱۶ بار «میخواهم زنده بمانم» را دید / سرنوشت تلخ هوادارِ عاشق

روایت پراحساس و غمانگیز فاطمه گودرزی از هوادار وفادارش، یکی از آن قصههای واقعی است که نشان میدهد پیوند میان یک هنرمند و مخاطبش میتواند فراتر از امضا و عکس، به یک پیوند انسانی عمیق تبدیل شود. این بازیگر پیشکسوت با زبانی پراحساس، داستان نوجوانی را روایت کرد که از سالهای اوج درخشش فیلم «میخواهم زنده بمانم»، سایهبهسایه همراه او بود. جوانی فاطمه گودرزی را در رپشین وی ببینید.
جوانی فاطمه گودرزی
بازیگر محبوب سینما و تلویزیون، در گفتوگویی تازه از تجربهای متفاوت و اندوهبار در دوران اکران فیلم «میخواهم زنده بمانم» پرده برداشت؛ روایت آشنایی کوتاه اما ماندگار با نوجوانی عاشق سینما که سالها بعد، سرنوشتی تلخ و غمانگیز برایش رقم خورد.
فاطمه هنرپیشه دوست داشتنی کشورمان به تازگی در مصاحبه ای از تجربه عجیبی در دورانی که فیلم« می خواهم زنده بمانم» از او اکران شد، صحبت کرده است:
فیلم می خواهم زنده بمانم
وقتی فیلم می خواهم زنده بمانم اکران شد من حدودا ۳۲ ساله بودم و یک پسری بود که ۱۶ سال داشت. یک روز این پسر به من گفت: من ۱۶ بار این فیلم را دیدم.
هر سینمایی که من و عوامل فیلم را برای اکران دعوت می کردند و من به اتفاق همسرم می رفتم این پسر می دوید و می آمد جلوی ما و یک کادویی به من می داد.
من هم عادت نداشتم از یک غریبه کادو بگیرم اما شوهرم می گفت: ایرادی ندارد کادو را بگیر. من کادو را می گرفتم.
یک بار این پسر یک نوار کاست به من داد که وقتی گوش دادم دیدم همه اش شعر هایی است مانند اشعار حافظ ولی نه خود شعر حافظ. آن پسر خیلی اهل شعر بود.
بعدها که موبایل و گوشی آمد، او که دیگر بزرگ شده بود فیلم های خطاطی اش را برای من می فرستاد. بعدا متوجه شدم ایشان سرطان ریه گرفتند. یک دختر هم داشت ولی متاسفانه سرنوشت تلخی داشت.
عصرایران













