خلاقیت خندهدار و بینظیر ایرانیها در طراحی کارت عروسی جومونگ و بانو سوسانو + عکس / نگاهی طنزآلود به روزهای شیرین عشق و ازدواج

یک کارت عروسی فانتزی و طنزآلود است که توسط کاربران ایرانی با الهام از شخصیتهای بسیار محبوب سریال کرهای «افسانه جومونگ»، یعنی جومونگ و بانو سوسانو، طراحی شده است. این کارت نمونهای از خلاقیت و ذوق بالای ایرانیها در تلفیق فرهنگ عامه و طنز اجتماعی است. خلاقیت خندهدار و بینظیر ایرانیها در طراحی کارت عروسی جومونگ و بانو سوسانو را در پرشین وی ببینید.
کارت عروسی جومونگ
طراحی این کارت با استفاده از جزئیات آشنا، حس نوستالژی و طنز را همزمان برمیانگیزد:
عکسهای دو شخصیت: استفاده از عکسهای جومونگ و سوسانو (معمولاً با لباس رسمی مدرن برای جومونگ و لباس عروس برای سوسانو) در قالب عکسهای عروسی مرسوم، هستهٔ طنز ماجراست.
عناوین نامتعارف: درج نامهای شخصیتهای اصلی (جومونگ و سوسانو) با یک قلب، که در پایین آن عبارتهایی مانند «فرزندان بومسو» و «ارباب یونتابال» به عنوان پدر و مادر عروس و داماد قرار داده شده، یک تضاد خندهدار با کارتهای عروسی واقعی ایرانی ایجاد میکند.
سریال جومونگ
جومونگ (به کرهای: 주몽) که در ایران با نام افسانهٔ جومونگ شناخته میشود، یک مجموعهٔ تلویزیونی کرهای در ژانر ساگوک است که از آوریل ۲۰۰۶ تا مارس ۲۰۰۷ میلادی در شبکه امبیسی کره به نمایش درآمد. از جمله بازیگران این مجموعه سونگ ایل گوک، هان هه جین، کیم سونگ سو هستند.
داستان این مجموعه دربارهٔ زندگی جومونگ بنیانگذار امپراتوری گوگوریو است که از ۳۷ تا ۱۹ پیش از میلاد بر منچوری و بخش شمالی شبهجزیره کره حکومت کرد. بنا بود مجموعه در ۶۰ قسمت پخش شود که با استقبال مردم امبیسی آن را به ۸۱ قسمت افزایش داد. حق پخش تلویزیونی این سریال به در آغاز به ۱۰ کشور ازجمله ایران فروخته شد که در ایران با نام افسانهٔ جومونگ پخش و با استقبال بیسابقهای مواجه شد. استقبال فراوان از سریال موجب شد که برخی رسانهها و جامعهشناسان ایرانی از آن با عنوان «پدیدهٔ جومونگ» یاد کنند.
خلاصه داستان
داستان این مجموعه حول رخداد تاریخی شکست گوجوسان (چوسان قدیم) از امپراتوری هان در حدود سال ۱۰۸ پیش از میلاد و پیامدهای آن میچرخد. در آن سال، امپراتوری هان دولت گوجوسان را از میان برد و قبایل و ایالتهای شمال کره را تحت انقیاد خود و چهار فرمانداری چینی درآورد. در این زمان، ژنرالی به نام هائهموسو، رهبری یک گروه مقاومت محلی که به نام «گروه دامول» شناخته میشوند را بر عهده گرفته و با حمایت گوموا که در آن زمان شاهزاده کشور بویو بود، برای شکست و بیرون راندن چینیها به پا خاست. هائهموسو پس از زخمیشدن در یک نبرد، توسط بانو یوها دختر رئیس قبیله هابک نجات داده میشود. این اتفاق منجر به عشق آنها به یکدیگر و ازدواجشان میشود.
پس از آن، هائهموسو توسط نیروهای کمین کرده هان پیدا و کور میشود (و بعدها پس از سقوط از سخره تصور میشود که مرده است). سوارهنظام آهنین هان مردم قبیله هابک را به جرم پناه دادن به وی قتلعام میکنند و یوها اسیر دست آنها میشود؛ اما گوموا، یار قسمخورده هائهموسو که به یوها علاقهمند است، او را نجات داده و با خود به بویو میبرد. یوها پسری به دنیا میآورد و نامش را جومونگ میگذارد. همه گمان میکنند که جومونگ فررند گوموا است؛ درحالیکه هائهموسو پدر حقیقی اوست.
بیست سال بعد، جومونگ جوان شاهزادهای ضعیف و ترسو است که تحتالشعاع و مورد تحقیر برادران ناتنی و بزرگترش، تسو و یونگ پو قرار دارد که برای به ارث بردن تاج و تخت بویو از پدرشان که دیگر امپراتور گوموا است، رقابت میکنند. از آنجا که همه معتقداند جومونگ پسر گوموا است، تصور میشود که او ادعای موجهی برای رسیدن تاج و تخت دارد و نفرت مادر دو شاهزاده دیگر از بانو یوهوا (که اکنون زن دوم امپراتور گوموا است) باعث تشدید دشمنی میان سه برادر میشود؛ درحالیکه در حقیقت اصلاً برادر نیستند.
این رقابت به یک سوءقصد به جومونگ توسط برادرانش ختم میشود و مجموعهای از وقایع را به راه میاندازد که منجر به خروج جومونگ از قصر میشود. سرنوشت چنین است که جومونگ با پدر حقیقیاش، هائهموسو که نمرده بوده و اکنون پیرمردی سالخورده و نابینا است، روبهرو میشود و تحت سرپرستی و آموزشهای مخفی او به جنگجویی ماهر تبدیل میشود؛ اما همچنان از اینکه پسر هائهموسو است بیخبر است. در همان زمان، جومونگ با بانو سوسانو از قبیله تجاری گیرو در جولبون، آشنا شده و آنها به یکدیگر علاقهمند میشوند.
پس از ترور هائهموسو توسط تسو و یونگ پو، جومونگ تازه حقیقت را میفهمد و عهد میبندد که انتقام پدرش را بگیرد و چینیها را از کره بیرون کند. او نزد گوموا بازمیگردد و ارتش بویو را در نبردی علیه فرمانداریهای چینی «لینگدان» و «زنفان» با موفقیتهایی رهبری میکند؛ اما در جریان جنگ ناپدید شده و گمان میرود که کشته شده باشد. متعاقباً، تسو با تبانی با فرمانداری زوانتو، قدرت را در بویو به دست میگیرد و سوسانو را مجبور میکند تا به همسری با وی تن دهد. سوسانو که از زنده ماندن جومونگ بیخبر است، برای رهایی از دست تسو با خدمتکار خود اوته ازدواج میکند و بعدها از او دو پسر به نامهای بیریو و اونجو به دنیا میآورد.
اینستاگرام







