تاریخ نشر :چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸مشاهده : 889حوادث ایرانRSS

باج دهی به ادریسی که خود را عاشق پیشه نشان می داد

باج دهی به ادریسی که خود را عاشق پیشه نشان می دادحوادث روز
زن میانسالی که شوهر خود را از دست داده بود و حقوق بازنشستگی او را دریافت می کرد با اغفال مرد جوان به دام بسیار وحشتناک افتاد

زن میانسالی که به عقد مردی در آمده بود که رو به موت بود بعد از مرگ این مرد توسط بچه های مرد درگذشته مورد اذیت و آزار قرار می گرفت همین باعث شد تا برای فرار از مشکلات زندگی به پارک برود اما نمی دانست قرار است برای این کارش تا آخر عمر باج دهی کند و تمام هستی و داراییش را به مردی ببخشد که خود را عاشق و دیوانه زن میانسال نشان می داد . این زن جوان در پایان تمام این زورگویی ها به کلانتری مراجعه کرد . جزئیات این خبر را در پرشین وی بخوانید.

باج دهی به مرد جوان عاشق نما

زن ۴۰ ساله که برای رهایی از مزاحمت های یک شرخر و فرار از چنگ جوان باج گیر دست به
دامان قانون شده بود درباره ماجرای سفته هایی به رنگ نیرنگ و باج خواهی به کارشناس اجتماعی
کلانتری شفای مشهد گفت: بعد از مرگ همسرم چندین سال به تنهایی زندگی کردم اما بالاخره آن
قدر پشت سرم حرف های نامربوطی زدند و نیش و کنایه هایی از اطرافیانم شنیدم که تصمیم
به ازدواج دوباره گرفتم .

در این شرایط بود که با «شاپور» آشنا شدم و برای رهایی از این وضعیت به عقد او درآمدم. شاپور
۳۰ سال از من بزرگ تر بود اما وضعیت مالی خوبی داشت و حقوق بازنشستگی هم دریافت می
کرد با وجود این مهر او در دلم نشسته بود به طوری که زندگی مشترک خوبی داشتیم و من همراه
و همسفرش بودم ولی فرزندان او که از ازدواج پدرشان بسیار ناراحت بودند همواره مرا تحقیر می
کردند و مدعی بودند که به خاطر ثروت پدرشان قدم در زندگی مادر مرحومشان گذاشته ام و به
همین دلیل خیلی به من بی احترامی می کردند.

این اختلافات زمانی به اوج خودش رسید که شاپور سه سال بعد از ازدواجمان بر اثر سکته قلبی
دار فانی را وداع گفت و من باز هم تنها شدم. در این شرایط رفتار فرزندان او به حدی زشت و زننده
شد که به ناچار و برای حل مشکل ارثیه کارمان به دستگاه قضایی کشید چرا که فرزندان او معتقد
بودند من هیچ حقی از ارثیه ندارم و تنها سه سال به پدرشان خدمت کرده ام.

باج دهی

دلیل باج دهی

در حالی که این حرف ها آزارم می داد ودوباره به زنی افسرده و بی کس تبدیل شده بودم
به ورزش روی آوردم تا از این وضعیت روحی خلاص شوم اما چند ماه قبل هنگامی که با یکی
از دوستانم در پارک نزدیک منزلمان مشغول ورزش بودیم با «ادریس» آشنا شدم او که به بهانه
آموزش شیوه درست نرمش های ورزشی به ما نزدیک شده بود بسیار جذاب و مهربان به
نظر می رسید به همین خاطر من هم احساس کردم می توانم به او تکیه کنم.

آغاز ماجرای باج دهی به مرد جوان

با خودم می اندیشیدم «ادریس» سر راهم قرار گرفته است تا مرهمی بر زخم هایم باشد.
خلاصه این آشنایی خیابانی با درددل های من و سختی هایی که در زندگی کشیده بودم
شکل عمیق تری به خود گرفت. او هم ساعت ها پای دلتنگی هایم می نشست و به من
برای فراموش کردن تیره روزی های زندگی امید می داد تا جایی که از سیر تا پیاز زندگی ام
را می دانست.

هنوز دو هفته بیشتر از این آشنایی نمی گذشت که پیشنهاد ازدواج داد، من که از پیشنهاد
او تعجب کرده بودم اختلاف ۱۰ ساله سنم را به او یادآور شدم ولی «ادریس» بدون تأمل گفت
: اگر چه من ۱۰ سال کوچک ترم اما این موضوع ذره ای برایم اهمیت ندارد. با این حال از من
خواست قبل از آن که به طور رسمی ازدواج کنیم مدتی با یکدیگر رفت و آمد داشته باشیم
تا بیشتر همدیگر را بشناسیم و به جزئیات اخلاق و رفتار هم پی ببریم.

من هم این درخواست او را پذیرفتم چرا که موضوعی معقول به نظر می رسید از آن روز به
بعد ادریس به بها نه های مختلف از من پول قرض می گرفت من هم که نمی خواستم او را
به خاطر پول از دست بدهم یا از من دلخور شود مقدار زیادی از پس اندازم را به او قرض دادم

دلایل عجیب برای باج دهی

اما مدتی بعد احساس کردم او قصد سوء استفاده از مرا دارد و به فکر ازدواج با من نیست
این موضوع را زمانی دریافتم که او به بهانه دریافت وام بانکی مبلغ هنگفتی سفته برای
یک ضمانت واهی از من گرفته بود وقتی آخرین بار به درخواست پول پاسخ منفی دادم
کارش به تهدید کشید و گفت: اگر چندین میلیون تومان ندهم به فرزندان همسر مرحومم
می گوید که با من رابطه داشته است و آن ها هم با همین اتهام می توانند از دریافت
حقوق بازنشستگی شاپور جلوگیری کنند.

درحالی که مستأصل بودم و از آبروریزی می ترسیدم تسلیم حرف هایش شدم به طوری
که دیگر حتی بخش زیادی از حقوق بازنشستگی همسر مرحومم را نیز به او می دادم
و خودم مجبور بودم در رستوران ها کار کنم وقتی کارد به استخوانم رسید و دیگر پولی
به او ندادم جوان شرخری را اجیر کرد تا با تهدید من سفته ها را به اجرا بگذارد .

خبرآنلاین

2019-07-10 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
فروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کردفروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کرد
فروشنده اینترنتی کلاهبرداری بسیار عجیبی از مردم به بهانه فروش دمنوش ها می کرد که به دام افتاد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
رابطه نامشروع استاد دانشگاه او را آسمانی کرد
شیطان تلگرامی را شناسایی کنید | متهم فراری !!!
جنایت خونین بر سر درگیری فیزیکی زن و شوهر
همسر خیانت دیده زندگی خود را در قمار باخت
محل واقعه جرم قاضی داستان را به شک انداخت | خون همه چیز را برملا کرد
پرداخت بدهی زندانیان آن ها را بار دیگر در چاه انداخت
آزار یک دختر معلول توسط حمید زن دار | من نبودم توهم زده است !!!
این مجرم تحت تعقیب را شناسایی کنید | خطر در کمین است !
مرگ دردآور کودک یک ساله مادرش را قاتل خطرناکی کرد
انتقام از عشق نافرجام | دختر جوان خواستگارش را رسوا کرد !!!
حواشی عجیب اسید پاشی در خلخال | عروس و داماد با هم سوختند !!!
سه بار اعدام برای قاتل سریالی کرج | گوش و بینی زن جوان را به همسرم هدیه دادم
راز مشکوک مرگ خانواده ای در لاوان | قتل عام خانواده پنج نفره مهندس
رابطه پنهان داشتن دختر و پسر ۱۳ و ۱۵ ساله آن ها را به مسافرخانه کشاند !!
توصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شد