تاریخ نشر :چهارشنبه ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۸مشاهده : 678حوادث ایرانRSS

نابودی زندگی مشترک مرد جوان به خاطر راه دادن دوست معتادش به خانه اش

نابودی زندگی مشترک مرد جوان به خاطر راه دادن دوست معتادش به خانه اشحوادث روز
مرد جوانی که به خاطر بدست آوردن پول زیاد معتاد شده بود و کلاهبرداری می کرد با راه دادن دوستش به خانه شاهد خیانت همسرش به خودش شد

مرد جوانی که به امید زندگی خوب به شهر آمده بود خبر نداشت سادگی در شهر دردسر
برایش درست می کند و باعث می شود تا او به بیراهه هایی کشیده شود تا زندگیش را از
دست بدهد نابودی زندگی مشترک او از آن زمانی شروع شد که دوست خلافکارش را به
زندگی خودشان دعوت کرد و باعث شد تا همسرش روابط پنهانی با او برقرار کند و خیانت
بسیار سختی را نسبت به مرد ابراز دارد نابودی زندگی مشترک با خیانت زن خانواده را در
پرشین وی بخوانید.

نابودی زندگی مشترک با خیانت همسر مرد

پسر ساده روستایی با قلبی آکنده از صداقت و یکرنگی بودم که حتی خلافکاری را از نزدیک
ندیده بودم. تصور من از خلافکاران و تبهکاران همان آدم های بد بود که در فیلم ها و سریال
ها می دیدم اما اکنون عناوین خلافکاری زیادی بر پیشانی ام نقش بسته است و …

جوان ۳۲ ساله ای که برای بازگرداندن همسرش به ادامه زندگی مشترک در پی چاره جویی
بر آمده بود، با بیان این که دیگر با تصویر خودم در آینه هم غریبه هستم و زندگی ام به ویرانه
ای مخوف تبدیل شده است، به مشاور و کارشناس اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت:

۱۲سال قبل زمانی که ۲۰ سال بیشتر نداشتم در جست و جوی شغلی مناسب بار و
بندیلم را بستم
و از روستای کوچک مان عازم مشهد شدم. طولی نکشید که پس از جست و جوهای فراوان
شغل مناسبی در یکی از کارگاه های تولیدی مبل در مناطق حاشیه ای مشهد پیدا کردم.

روزها کار می کردم و شب ها نیز در همان کارگاه می خوابیدم چراکه جا و مکانی نداشتم و
نمی توانستم منزلی هم اجاره کنم. صاحبکارم مردی بسیار مهربان و دلسوز بود. او گاهی
خودش نیز در کارگاه کار می کرد تا شیوه زحمت کشی و روزی حلال در آوردن را به ما بیاموزد.

با وجود این، متأسفانه صاحبکارم به موادمخدر اعتیاد داشت و بیشتر اوقاتش را پای بساط
موادمخدر می گذراند. هنوز بیشتر از چند ماه از حضورم در آن کارگاه نگذشته بود که روزی
صاحبکارم مرا به خانه اش دعوت کرد. آن جا بود که با «فیروزه» آشنا شدم.

نابودی زندگی مشترک

دلیل نابودی زندگی مشترک

آغاز نابودی زندگی مشترک

او هشت سال از من بزرگ تر بود و بعد از طلاق همسرش در کنار پدر و مادرش زندگی می
کرد. نمی دانم چگونه احساسم را بیان کنم اما در یک لحظه وقتی نگاهم به نگاهش گره
خورد، خودم هم نفهمیدم که چگونه عاشق اش شدم.

اگرچه وقتی موضوع را با پدرش در میان گذاشتم او خیلی خوشحال شد اما خانواده ام به
شدت با این ازدواج مخالفت کردند ولی در نهایت با اصرارهای من کوتاه آمدند و من و فیروزه
زندگی مشترکمان را در حاشیه شهر آغاز کردیم. بعد از چند سال و در حالی که خداوند
دختر زیبایی به ما عنایت کرده بود، پدرزنم به دلیل شرایط نابه سامان اقتصادی و اعتیادش
ورشکست شد.

من هم که دیگر بیکار شده بودم، به همراه پدرزنم سر از پاتوق های استعمال موادمخدر
در آوردم. دیگر تأمین هزینه های زندگی و موادمخدر در حالی برایم بسیار سخت شده بود
که فرزند دومم نیز پا به دنیا گذاشت. به ناچار به خرده فروشی موادمخدر روی آوردم و
مشتریان زیادی از پیر و جوان و پسر و دختر داشتم.

در این میان، دختران جوانی بودند که برای تهیه موادمخدر پولی نداشتند و حاضر بودند
تن به هر کاری بدهند. من هم از این شرایط سوءاستفاده می کردم و با آن ها ارتباط
داشتم، بدون آن که به عواقب این وسوسه های شیطانی فکر کنم.

دلیل نابودی زندگی مشترک

خلاصه، مدتی بعد به اتهام حمل موادمخدر دستگیر و راهی زندان شدم. آن جا بود که
با یکی از هم بندی هایم رفیق گرمابه و گلستان شدیم به طوری که بعد از آزادی از
زندان، همواره به ملاقات «محسن» می رفتم و دلداری اش می دادم.

وقتی محکومیت محسن به اتمام رسید او را به منزل خودم آوردم و دوباره خلافکاری هایمان
را شروع کردیم. با آن که خیلی به او اعتماد داشتم اما مدتی بعد تغییراتی را در رفتارهای
او همسرم احساس کردم.

می خواستم آرام آرام او را از زندگی شخصی ام دور کنم که روزی به طور اتفاقی تصاویر
زننده ای را از محسن و همسرم در گوشی همراهش دیدم و به یاد روزهایی افتادم که
از زنان و دختران برای مقداری مواد سوءاستفاده می کردم. انگار روزگار می خواست
از من انتقام بگیرد.

همسرم اعتیاد مرا بهانه ای برای ارتباطش با محسن قرار داد و این گونه تصمیم به ترک
موادمخدر گرفتم، چرا که عاشق همسرم بودم و نمی خواستم او را از دست بدهم ولی
زمانی که از مرکز ترک اعتیاد بازگشتم همسرم منزل را ترک کرده بود و حالا هم قصد
دارد از من طلاق بگیرد و …

شایان ذکر است، به دستور سروان ولیان (رئیس کلانتری پنجتن) ماجرای این مرد
جوان در دایره مددکاری مورد بررسی و کنکاش های مشاوره ای قرار گرفت.

آخرین خبر

2019-04-24 / گردآوری:
برچسب ها:
دکتر طاهری
نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین ویدکتر طاهری
فروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کردفروشنده اینترنتی به بهانه فروش دمنوش نقشه های شومش را اجرا می کرد
فروشنده اینترنتی کلاهبرداری بسیار عجیبی از مردم به بهانه فروش دمنوش ها می کرد که به دام افتاد
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
رابطه نامشروع استاد دانشگاه او را آسمانی کرد
شیطان تلگرامی را شناسایی کنید | متهم فراری !!!
جنایت خونین بر سر درگیری فیزیکی زن و شوهر
همسر خیانت دیده زندگی خود را در قمار باخت
محل واقعه جرم قاضی داستان را به شک انداخت | خون همه چیز را برملا کرد
پرداخت بدهی زندانیان آن ها را بار دیگر در چاه انداخت
آزار یک دختر معلول توسط حمید زن دار | من نبودم توهم زده است !!!
این مجرم تحت تعقیب را شناسایی کنید | خطر در کمین است !
مرگ دردآور کودک یک ساله مادرش را قاتل خطرناکی کرد
انتقام از عشق نافرجام | دختر جوان خواستگارش را رسوا کرد !!!
حواشی عجیب اسید پاشی در خلخال | عروس و داماد با هم سوختند !!!
سه بار اعدام برای قاتل سریالی کرج | گوش و بینی زن جوان را به همسرم هدیه دادم
راز مشکوک مرگ خانواده ای در لاوان | قتل عام خانواده پنج نفره مهندس
رابطه پنهان داشتن دختر و پسر ۱۳ و ۱۵ ساله آن ها را به مسافرخانه کشاند !!
توصیه های همسرانه زن ۶۹ ساله برای شریک ۷۸ ساله اش حوصله سر بر شد