مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
امروز:
حوادث

داستان تکان‌دهنده نامردی حامد و تنهایی همسرش / ماجرای فلج شدن زن جوان پس از مواجهه با خیانت + عکس

داستان تکان‌دهنده نامردی حامد و تنهایی همسرش / ماجرای فلج شدن زن جوان پس از مواجهه با خیانت + عکس

یک زن جوان تهرانی که به عنوان پرستار در بیمارستان مشغول به کار بود، پس از مشاهده صحنه خیانت همسرش با پرستار خانگی فرزندانشان در یک شب بارانی، دچار شوک عصبی شدید شد. این تروما (ضربه روحی) به قدری سنگین بود که فردای آن شب، توانایی راه رفتن خود را از دست داد و دچار فلج موقت شد. او که هم‌اکنون در مسیر جدایی و طی مراحل قانونی طلاق است، به دلیل آسیب‌های عمیق روحی و جسمی، دیگر قادر به ادامه فعالیت حرفه‌ای خود در بیمارستان نیست. فلج شدن زن تهرانی در مواجهه با خیانت شوهر را در پرشین وی ببینید.

فلج شدن

هر وقت هوا بارانی بود با حامد زیر بارش باران راه می‌رفتیم و من بهترین حس دنیا را با تمام وجودم لمس میکردم، اما از وقتی راز پلید دوستی پنهانی حامد در یک شب بارانی برملا شد دیگر هیچ وقت از باریدن باران حس خوبی ندارم.

۱۷ ساله بودم که در مسیر مدرسه به خانه حامد به سراغم آمد و مدام اظهار علاقه می‌کرد از آنجایی که شان  خانوادگی‌ام اجازه نمی‌داد با او حرف بزنم هیچ وقت محل اش ندادم تا اینکه ۲ ماه بعد مادر حامد یک روز که من به کلاس کنکور رفته بودم به خانه ‌مان آمد و از مادرم خواسته بود تا برای خواستگاری به خانه‌مان بیایند.

راستش را بخواهید همان موقع وقتی مادرم موضوع را به من گفت قند در دلم آب شد یک هفته بعد حامد با مادرش به خانه‌مان آمدند او بسیار خوش سیما و قد بلند بود و آرزوی هر دختری بود که با چنین پسری ازدواج کند پدر حامد که چند سال پیش به خاطر مشکلاتی که داشتند از مادرش جدا شده بود حامد و یک برادرش که از او بزرگتر بود با مادرش زندگی می‌کردند، حامد دیپلم فنی داشت و سربازی هم نرفته بود.

خیانت همسر

پدر و مادرم همین موضوع را لحاظ قرار دادند و گفتند باید اول سربازی حامد مشخص شود قبل از اینکه حامد به سربازی برود ما باهم نامزد کردیم  من هم چند ماه بعد بود که در کنکور شرکت کردم و در رشته مورد علاقه‌ام که پرستاری بود قبول شدم حامد مدام از سربازی مرخصی می‌گرفت و به دیدنم می‌آمد و هر روز علاقه ما به هم بیشتر می‌شد.

داستان تکان‌دهنده نامردی حامد و تنهایی همسرش / ماجرای فلج شدن زن جوان پس از مواجهه با خیانت + عکسفلج شدن زن تهرانی در مواجهه با خیانت شوهر

این دو سال تمام شد حامد باید کار پیدا می‌کرد تا بتوانیم مراسم عروسی بگیریم هر طوری که بود او با کمک برادرش یک مغازه لوازم تحریر باز کرد و ما زندکی خود را شروع کردیم بعد از پایان دانشگاه من خیلی زود دریک بیمارستان مشغول کار شدم و حامد هم تلاش می‌کرد تا اینکه زندگی‌مان رو غلتک افتاد حالا وقتش بود بچه دار شویم طولی نکشید که  ما صاحب ۲ دختر شدیم؛ و زندگی عاشقانه ما هر روز بیشتر ازقبل ادامه داشت طوری که زبان زد همه‌ی فامیل بود… روز‌های بارانی که بهترین لحظات زندگی‌ام با حامد بود، اما یک شب بارانی وقتی فهمیدم حامد به من بی وفایی کرده است دنیا بر روی سرم خراب شد.

ماجرا از این قرار بود که به خاطر شغلم مجبور شدم پرستار خانگی برای دخترانم بگیرم، اما روز‌هایی که من در خانه نبودم گویا حامد در رفت و آمد‌های اتفاقی که از مغازه به خانه داشته است با پرستار رابطه داشته و این موضوع زمانی فاش شد که من در یک شب بارانی زمانی که اتفاقی از بیمارستان به خانه برمی گشتم دیدم که شوهرم دست در دست پرستار از خانه خارج می‌شوند آن شب زمستانی بارانی برای سیاه‌ترین شب زندگی شد رفتم جلو و مقابل شوهرم ایستادم او دستپاچه شد و من با سکوت وارد خانه شدم به اتاقم رفتم بدون آن که اشکی از چشمانم سرازیر شود درحالی که شوکه شده بودم  خوابیدم از فردای همان شب سرد بود که دیگر نتوانستم راه بروم من به خاطر شوک عصبی دچار این بیماری شده بودم  مدت‌ها طول کشیدم تا سرپا شوم در این مدت درخواست طلاق دادم  و حالا به خاطر شرایط روحی که دارم مشکلات زیادی پیدا کردم ودیگر مثل سابق قدرت کار در بیمارستان را ندارم.

برچسب‌ها: خیانت
اشتراک‌گذاری:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *