سرقتهای سریالی دختر و پسر جوان در تهران؛ شوخی خطرناکی که به کما ختم شد

اواخر هفته گذشته مأموران گشت کلانتری هنگام عبور از یکی از خیابانهای غرب تهران صدای جیغ و کمکخواهی زنی را شنیدند. زن جوان که به شدت ترسیده بود گفت دقایقی قبل دختر و پسری جوان که صورتهایشان را با ماسک پوشانده و سوار بر یک خودروی پراید بودند، تلفن همراهش را قاپیده و به سرعت متواری شدهاند.
سرقتهای سریالی دختر و پسر جوان در تهران
او گفت به دلیل شوک حادثه نتوانسته شماره پلاک خودرو را به خاطر بسپارد، اما جزئیاتی در ذهنش مانده بود. به گفته او روی داشبورد خودرو یک عروسک سگ کوچک قرار داشت که هنگام حرکت تکان میخورد. همین سرنخ ساده سرآغاز پروندهای شد که چندین سرقت سریالی را فاش کرد.
تعقیب و گریز پلیسی
با اعلام گزارش سرقت، طرح مهار در سطح منطقه اجرا شد و مأموران خیلی زود خودرویی را یافتند که همان ویژگی خاص را داشت. بررسیها نشان داد پلاک خودرو مربوط به خودرویی است که چند روز قبل سرقت شده بود.
با صدور فرمان ایست، راننده پراید بدون توجه به هشدار مأموران فرار کرد. تعقیب و گریز آغاز شد و پراید در مسیر فرار با چند خودرو برخورد کرد. در نهایت هنگام سبقت گرفتن از یک کامیون، خودرو منحرف شد و با وسیله نقلیه دیگری تصادف کرد.
امدادگران دو سرنشین خودرو، یک دختر و پسر جوان، را به بیمارستان منتقل کردند. پسر جوان به نام سهیل بر اثر ضربه شدید به سر به کما رفت. اما دختر جوان به نام المیرا از خطر جانی نجات یافت و برای انجام تحقیقات به اداره آگاهی تهران منتقل شد. او در بازجوییها به سرقتهای سریالی همراه با سهیل که پسر مورد علاقهاش بود اعتراف کرد.
شروع ماجرا از یک شوخی ساده
المیرا که ۲۹ سال دارد در بازجوییها گفت ماجرا از یک شوخی ساده شروع شد و کمکم به یک عادت تبدیل شد.
او درباره آغاز ماجرا توضیح داد:
«اولین بار اصلاً قصد سرقت نداشتیم. یک روز وسط خیابان دیدم صاحب یک خودروی پرشیا، ماشین روشن را رها کرده و وارد مغازه شده است. به شوخی به سهیل گفتم قبل از اینکه برگردد ماشین را برمیدارم. شوخی بود اما همان شوخی شروع همه چیز شد.»
هیجان بعد از اولین سرقت
المیرا درباره نخستین سرقت گفت:
«خیلی هیجانزده بودیم و فقط با ماشین دور میزدیم. بعد هم با همان خودرو به سفر رفتیم. چند روز بعد ماشین را کنار خیابان گذاشتیم و رفتیم. اما همان حس هیجان باعث شد دوباره سراغ این کار برویم.»
تغییر شیوه سرقتها
به گفته این متهم، آنها پس از مدتی تصمیم گرفتند سرقتهای خود را گسترش دهند.
«کمکم فکر کردیم سرقت ماشین به تنهایی فایدهای ندارد. تصمیم گرفتیم با همان خودروها گوشیقاپی و کیفقاپی هم انجام بدهیم تا پولی به دست بیاوریم. وسایل داخل خودروها را هم برمیداشتیم و بعد ماشین را رها میکردیم.»
تقسیم نقش میان دو سارق
المیرا درباره نحوه اجرای سرقتها گفت:
«سهیل مسئول قاپیدن گوشی یا کیف بود و من پشت فرمان مینشستم، چون رانندگیام بهتر بود و اعتمادبهنفس بیشتری داشتم.»
لحظه فرار از پلیس
او درباره لحظات تعقیب و گریز پلیس توضیح داد:
«میترسیدم اما مطمئن بودم هیچ ماشین پلیسی به من نمیرسد. اما آن تصادف همه چیز را عوض کرد. اگر خودرو از روبهرو نمیآمد، کامیون را رد کرده بودیم و شاید هنوز آزاد بودیم.»
نگرانی برای همدستش
المیرا درباره وضعیت سهیل گفت:
«واقعاً ناراحتم. فکر نمیکردم سر یک شوخی و هیجان کار به بیمارستان بکشد. فقط دعا میکنم زودتر به هوش بیاید. برای سلامتی او نذر کردهام. اگر این اتفاق نیفتد تا آخر عمر باید با عذاب وجدان زندگی کنم.»
آشنایی در فضای مجازی
او درباره زندگی شخصی خود نیز گفت که دارای مدرک لیسانس است، در حالی که سهیل دیپلم دارد.
به گفته او، آشناییشان از طریق سایتهای دوستیابی شکل گرفته و خیلی زود رابطه آنها جدی شده است.
دلیل ورود به مسیر سرقت
المیرا در پایان بازجوییها گفت:
«شاید بخشی از ماجرا به بیاحتیاطی بعضی از مردم برگردد. خیلیها ماشین روشن را رها میکنند یا حواسشان به گوشی در دستشان نیست. همین موضوع وسوسه ایجاد میکند. اگر مردم محتاطتر بودند شاید ما هم هیچوقت وسوسه نمیشدیم.»
جمعبندی
پرونده سرقتهای سریالی این دختر و پسر جوان نشان میدهد که یک شوخی ساده و هیجان لحظهای چگونه میتواند به مسیری خطرناک تبدیل شود. این ماجرا که با سرقت خودروهای رهاشده آغاز شد، به سرقتهای پیدرپی و در نهایت یک تعقیب و گریز خطرناک با پلیس ختم شد؛ حادثهای که نتیجه آن کمای یکی از متهمان و بازداشت دیگری بود.











