مشاهده : 187ضرب المثلRSS

داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل

داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیلفال و طالع بینی
ضرب المثل ها در بین مردم سالهای سال و دهان به دهان بازگو می شود و تکرار می شود تا به نسل های بعد می رسد. یکی از بهترین روش های گفتگو تفهیم مطلب با یک عبارت کوتاه به نام ضرب المثل است که در همه دنیا کاربرد دارد.

برخی از ما گاهی اصرار به کاری یا رفتاری داریم بدون آنکه از عواقب آن آگاه باشیم و این باعث به وجود آمدن فاجعه می شود. ضرب المثل زیر را مطالعه بفرمایید و درباره برخی رفتارهای خود بیشتر فکر کنید. داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل را در پرشین وی بخوانید.

کاربرد ضرب المثل به هزار و یک دلیل

ضرب المثل به هزار و یک دلیل به افرادی گفته می‌شود که از فاجعه کار مطلع نیستند اما اصرار به گفتن آن دارند.

داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل:

روزی بود، روزگاری بود. در آن روزگار، توی همه ی خانه ها ساعت و رادیو و تلویزیون نبود
که مردم هر وقت دلشان خواست بفهمند ساعت چند است. ماه رمضان که می شد،
نبودن ساعت و رادیو و تلویزیون بیشتر معلوم می شد. زیرا مردم دلشان می خواست
ساعت دقیق را بدانند و رسیدن زمان اذان صبح و اذان مغرب را بفهمند به همین دلیل،
ماه رمضان که می شد، توپ در می کردند. یعنی وقتی که اذان مغرب و وقت افطار
می رسید، یا وقت اذان صبح می شد و مردم دیگر نمی توانستند چیزی بخورند،
صدای توپ بلند می شد.

معمولاً روی یکی از تپه های دور و بر هر شهر یک توپ جنگی می گذاشتند و دو سه
تا سرباز را مامور می کردند که وقت افطار و سحر، گلوله ای توی توپ بگذارند و شلیک کنند.
گلوله ها فقط باروت داشتند و به جایی و کسی آسیب نمی رساندند. اما صدای انفجار
آن ها آن قدر بلند بود که مردم می توانستند صدای توپ سحر و توپ افطار را بشنوند.

یکی از سحرهای ماه رمضان بود و مردم یکی از شهرهای ایران پای سفره های سحر نشسته
بودند و سحری می خوردند همه منتظر بودند توپ سحر شلیک شود تا دست از خوردن و
آشامیدن بکشند. اما انگار آن شب کسی نبود که توپ سحر را در کند.

مردم همان طور که مشغول خوردن سحر بودند، یک باره متوجه شدند تاریکی هوا از بین رفت
و صبح روشن فرا رسید. همه فهمیدند که مدت ها از اذان صبح گذشته و بدون اینکه بفهمند
وقت خوردن و آشامیدن گذشته است، همچنان مشغول خوردن سحری بوده اند. ای داد بیداد!
با این حساب، روزه ی آن روز همه ی کسانی که می خواستند روزه بگیرند، باطل شده بود.

ماجرای ضرب المثل به هزار و یک دلیل

سر و صدای مردم بلند شد:

– این چه وضعی است؟ چرا توپ در نکرده اند؟

– انگار سربازهای مامور توپ خواب مانده اند.

ضرب المثل به هزار و یک دلیل

ماجرای ضرب المثل به هزار و یک دلیل

– یعنی چه؟ مگر آن ها ساعت ندارند و روزه نمی گیرند؟

– دیدی روزه ی امروزمان از دست رفت؟!

وقتی صبح شد و آفتاب در آمد، کسانی که خیلی از دست توپچی ها عصبانی بودند، راه افتادند و رفتند جلو فرمانداری.

جمعیت زیادی جلو فرمانداری جمع شده بودند. هیچ کس فکرش را هم نمی کرد
که به خاطر شلیک نشدن توپ سحر، آن همه آدم جلو در فرمانداری جمع شوند.
فرماندار که اوضاع را چنان دید و از اجتماع مردم و زیادی آن ها خبردار شد،
ترسید دستور داد توپچی ها را از سر تپه بیاورند به فرمانداری.

مثل به هزار و یک دلیل

مردم تقصیر را به گردن فرماندار می انداختند و فرماندار هم تصمیم داشت خودش را
بی گناه نشان دهد و پیش چشم مردم، سربازان توپچی را محاکمه کند و با تنبیه کردن
آن ها به اجتماع اعتراض آمیز مردم به خوبی و خوشی پایان دهد.

نیم ساعتی بعد، توپچی ها را به فرمانداری آوردند. فرماندار که مطمئن بود خودش تقصیری ندارد،
رفت روی بالکن فرمانداری تا با مردمی که رو به رویش ایستاده بودند حرف بزند. فرماندار سینه اش
را صاف کرد و گفت: «مردم عزیز! شما حق دارید اعتراض کنید. مسلماً روزه ی امروز خیلی
از شما باطل شده است. همین الان من جلو چشم شما توپچی ها را محاکمه می کنم
تا معلوم شود که مقصرند آن وقت به حسابشان می رسیم تا دیگر چنین اتفاق هایی نیفتند.»

ضرب المثل به هزار و یک دلیل

داستان ضرب المثل به هزار و یک دلیل

به دستور فرماندار، سه سربازی را که مامور توپ افطار و سحر بودند به بالکن فرمانداری بردند.
فرماندار رو کرد به آن ها و با توپ و نشر گفت: «هیچ می دانید چه غلطی کرده اید و چرا
می خواهم شما را جلو چشم همشهریانم محاکمه کنم؟»

یکی از سربازها گفت: «قربان! به خدا ما کار خلافی نکرده ایم.»

ریشه ضرب المثل به هزار و یک دلیل

فرماندار گفت: « مگر شما وظیفه ندارید که هر سحر و افطار توپ در کنید تا اهالی این شهر، وقت افطار و سحر را بفهمند؟»

یکی از توپچی ها گفت: «بله قربان! همین طور است!»

فرماندار گفت: «خوب است که خودتان هم قبول دارید که کوتاهی کرده اید.»

یکی از سربازها گفت: «ما که هنوز چیزی نگفته ایم. اول شما بفرمایید چه کوتاهی ای از ما سر زده.»

فرماندار گفت: «مگر دیشب هم مثل تمام سحرهای ماه مبارک رمضان، شما نباید وقت اذان صبح توپ در می کردید؟»

یکی از سربازها گفت: «درست است قربان! باید یک گلوله شلیک می کردیم، فرماندار گفت:
«خوب، پس چرا دیشب این کار را نکردید؟»

توپچی گفت: «به هزار و یک دلیل … قربان!»

فرماندار که خودش را موفق و پیروز می دید، گفت: « ننه من غریبم در نیاورید. نمی خواهم روده درازی کنید.
فقط یک دلیل قانع کننده از آن هزار و یک دلیلتان بگویید کافی است.» توپچی گفت: «دیشب به هزار و
یک دلیل نتوانستم توپ سحر را شلیک کنیم. دلیل اولش هم این بود که باروت نداشتیم. دلیل دومش
هم این بود که دیروز آمدیم فرمانداری باروت بگیریم، اما کسی به حرفمان گوش نکرد.»

صدای شلیک خنده ی مردم بلند شد. فرماندار فکر نمی کرد که سه نفر سرباز کم سواد بتوانند
به این راحتی او را جلو چشم همه ی مردم خیط و بی آبرو کنند. این بود که با عصبانیت و صدای
بلند گفت: «رسیدگی می کنم… رسیدگی می کنم آقا!… من باید مقصر را پیدا کنم» و از جلو چشم مردم دور شد.

از آن به بعد، کسی که وسایل و مقدمات کاری را در اختیار نداشته باشد، اما بخواهند به دلیل
انجام نشدن کار تنبیهش کنند، به این مثل اشاره می کند.

ایرناک

2018-11-01 / گردآوری:
برچسب ها:

نو عروس

دکتر طاهری

مسابقه گردشگری

نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
بررسی شخصیت افراد جذاب و دوستداشتنیبررسی شخصیت افراد جذاب و دوستداشتنی
راه های موفقیت آمیز، رسیدن به رویا هایتانراه های موفقیت آمیز، رسیدن به رویا هایتان
طالع بینی سال ۲۰۱۹ برای متولدین ماه های سالطالع بینی سال ۲۰۱۹ برای متولدین ماه های سال
غزل شماره ۳۴۵ حافظ : بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنمغزل شماره ۳۴۵ حافظ : بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
تست جالب شخصیت شناسی، ایا شما متعصب هستید؟؟تست جالب شخصیت شناسی، ایا شما متعصب هستید؟؟
غزل شماره ۳۵۹ حافظ : خرم آن روز کز این منزل ویران برومغزل شماره ۳۵۹ حافظ : خرم آن روز کز این منزل ویران بروم
غزل شماره ۳۶۷ حافظ : فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیمغزل شماره ۳۶۷ حافظ : فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
غزل شماره ۳۳۶ حافظ : مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزمغزل شماره ۳۳۶ حافظ : مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طالع بینی از روی حروف اول اسم !!طالع بینی از روی حروف اول اسم !!
تست خودافشاگری در روانشناسیتست خودافشاگری در روانشناسی
شخصیت شناسی با آدامسی که می جویدشخصیت شناسی با آدامسی که می جوید
نوع عروسی براساس ماه تولد متولدین ۱۲ ماه سالنوع عروسی براساس ماه تولد متولدین ۱۲ ماه سال
داستان ضرب المثل خواندنی ، اگر پیش همه شرمنده ام پیش دزده رو سفیدمداستان ضرب المثل خواندنی ، اگر پیش همه شرمنده ام پیش دزده رو سفیدم
غزل شماره ۱۲۲ حافظ : هر آن که جانب اهل خدا نگه داردغزل شماره ۱۲۲ حافظ : هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد
طالع بینی اردیبهشت ماه ۹۷ برای متولدین ۱۲ ماه سالطالع بینی اردیبهشت ماه ۹۷ برای متولدین ۱۲ ماه سال
داستان ضرب المثل دزد باش و مرد باشداستان ضرب المثل دزد باش و مرد باش
غزل شماره ۵۶ حافظ : دل سراپرده محبت اوستغزل شماره ۵۶ حافظ : دل سراپرده محبت اوست
خصوصیات عدد هشت (۸)خصوصیات عدد هشت (۸)
غزل شماره ۱۳۰ حافظ : سحر بلبل حکایت با صبا کردغزل شماره ۱۳۰ حافظ : سحر بلبل حکایت با صبا کرد
بازی محلی جالب و مهیج لنگرانبازی محلی جالب و مهیج لنگران
غزل شماره ۲۴۱ حافظ : معاشران ز حریف شبانه یاد آریدغزل شماره ۲۴۱ حافظ : معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
غزل شماره ۳۷۲ حافظ : بگذار تا ز شارع میخانه بگذریمغزل شماره ۳۷۲ حافظ : بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
بازی محلی جالب و سرگرم کننده سنگ کرنوبازی محلی جالب و سرگرم کننده سنگ کرنو
غزل شماره ۵۷ حافظ : آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوستغزل شماره ۵۷ حافظ : آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
داستان ضرب المثل دم روباه از زرنگی در تله استداستان ضرب المثل دم روباه از زرنگی در تله است
طالع بینی گروه خونی را بخوانیدطالع بینی گروه خونی را بخوانید
غزل شماره ۱۲۴ حافظ : آن که از سنبل او غالیه تابی داردغزل شماره ۱۲۴ حافظ : آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
غزل شماره ۳۵۵ حافظ : حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینمغزل شماره ۳۵۵ حافظ : حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
غزل شماره ۲۴۷ حافظ : صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدارغزل شماره ۲۴۷ حافظ : صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
غزل شماره ۴۲۸ حافظ : سحرگاهان که مخمور شبانهغزل شماره ۴۲۸ حافظ : سحرگاهان که مخمور شبانه