ضرب المثل

داستان ضرب المثل تو از تو؛ من از بیرونداستان ضرب المثل تو از تو؛ من از بیرون

ضرب المثل تو از تو؛ من از بیرون یکی بود، یکی نبود.مرد ساده لوحی بود که سه تا گوسفند داشت.یک روز تصمیم گرفت گوسفندانش را به بازار مال فروش ها ببرد و بفروشد و با پول آن ها یک گاو شیرده بخرد.وقتی می خواست از خانه خارج شود، به همسایه اش برخورد.همسایه سلامی کرد و […]

داستان ضرب المثل ستون پنجم دشمنداستان ضرب المثل ستون پنجم دشمن

ضرب المثل ستون پنجم دشمن ضرب‌المثل «ستون پنجم دشمن» یا به نقلی دیگر «مگر تو ستون پنجم دشمنی؟» کاربرد ضرب المثل : ضرب‌المثلی که به معنای کنایی به افرادی اطلاق می‌شود که خواسته و ناخواسته کاری می کنند که به ضرر گروه خودی و نزدیکانشان تمام می‌شود. در مورد ریشه این ضرب‌المثل آورده اند که… […]

ریشه تاریخی ضرب المثل نمک گیر شدنریشه تاریخی ضرب المثل نمک گیر شدن

داستان ضرب المثل نمک گیر شدن وقتی کسی به شخصی یا اشخاصی مدیون می شود یا به دلیل محبتی که دیده، نمی خواهد کار ناشایستی در حق آنها بکند، این ضرب المثل را به کار می برد و می گوید: من نمک گیرشان هستم. در زمان قدیم، قوانین خاصی درباره ی جوانمردی وجود داشت و […]

داستان ضرب المثل اشرف خرداستان ضرب المثل اشرف خر

ضرب المثل اشرف خر افراد حریص و طماع را اشرف خر گویند.این نام و عنوان مخصوصاً به آن دسته از طعمکاران اطلاق می شود که حرص و طمع و ولع آنها سرانجام به ندامت و پشیمانی منتهی می گردد. نه خود می خورند و نه به دیگران می خورانند.نه خودشان از این رهگذر طرفی می […]

داستان ضرب المثل حکیم فرمودهداستان ضرب المثل حکیم فرموده

ضرب المثل حکیم فرموده کاری که صرفا به امر و دستور مقام بالاتر انجام شود و میل و اراده ی مجری امر، در آن دخالتی نداشته باشد مجازا «حکیم فرموده» گویند. اما ریشه تاریخی آن : به طوری که می دانیم اطبا و پزشکان را در ازمنه و اعصار قدیمه حکیم می گفتند و معاریف […]

داستان ضرب المثل جایی رسیده که شتر رو با نمد داغ میکننداستان ضرب المثل جایی رسیده که شتر رو با نمد داغ میکنن

ضرب المثل جایی رسیده که شتر رو با نمد داغ میکنن یه شتر به شتر دیگه از دست صاحبش شکایت می کرد که گفت :صاحبم از بس بار من میکنه که طاقتم طاق میشهشتر دیگه گفت :بارت چیه اون شتر جواب :داد معمولا نمک شتره گفت:اگر توی راهت جوی ابی چیزی دیدی توی جوب اب […]

داستان ضرب المثل یک فوت و یک صبرداستان ضرب المثل یک فوت و یک صبر

ضرب المثل یک فوت و یک صبر یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا، مرد دنیا دیده ای بود که در خانه اش به روی دوست و دشمن باز بود.عقیده داشت که مهمان، حبیب خداست و به همین دلیل شب و روزی نبود که یکی دو نفر در خانه اش مهمان نشده باشند(dot) یک روز، […]

داستان ضرب المثل خاک به سرم، کدبانو بود مادر مادرمداستان ضرب المثل خاک به سرم، کدبانو بود مادر مادرم

ضرب المثل خاک به سرم، کدبانو بود مادر مادرم همانطور که مرد می‌بایست کارآمد و لایق باشد زن هم باید پاک و پاکیزه و کدبانو باشد.هر وقت یک زنی در پخت و پز و شست‌وشو شلخته باشد و به پاکی و طهارت اعتنا نکند این مثل را می‌زنند. دو نفر پیله‌ور رفته بودند صحرا.نزدیک ظهر […]

داستان ضرب المثل آش شله قلمکار استداستان ضرب المثل آش شله قلمکار است

ضرب المثل آش شله قلمکار است کاربرد: هر کاری که بدون نظم و ترتیب انجام شود و آغاز و پایان آن معلوم نباشد، تشبیه می‌شود به: آش شله قلمکار.این مثل، نشان از هرج و مرج و ریخت و پاش آن کار دارد.  داستان: این مثل داستانی دارد؛ می‌گویند ناصرالدین شاه قاجار، نذر داشت که سالی […]

داستان ضرب المثل پالان ندیدهداستان ضرب المثل پالان ندیده

 ضرب المثل پالان ندیده عبارت پالان ندیده در مواردی به کار می رود که کاری بر مبنای عقل و دور اندیشی انجام نشود و باعث زیان و ضرر فردشود.البته این مثل در میان مردم کمتر رواج دارد و بیشتر اهل تاریخ و ادب از این عبارت استفاده می کنند. ریشه تاریخی آن: عمادالدین قرا […]

داستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب استداستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است

ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشتمالی بود.از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و اجرت بخور و نمیری می گرفتند.آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند ، بعد به کمک قالبی […]

داستان ضرب المثل مگر کار دختر جعفر را کردی؟داستان ضرب المثل مگر کار دختر جعفر را کردی؟

ضرب المثل مگر کار دختر جعفر را کردی؟ هرکس یک کاری که کسی نکرده بکند که بخواهند خیلی از او تعریف کنند می‌گویند: «‌ها! فلانی کار دختر جعفر را کرد».یا اگر کسی به خاطر کاری خیلی خودنمایی بکند و بخواهند مذمتش کنند می‌گویند: «چه خبره مگه کار دختر جعفر را کردی؟» می‌گویند در اسفندآباد ابرقو […]

داستان ضرب المثل نه سر پیازم و نه ته پیازداستان ضرب المثل نه سر پیازم و نه ته پیاز

ضرب المثل نه سر پیازم و نه ته پیاز این ضرب المثل غالباً به منظور دفع مزاحم به کار برده می شود و یا فی الحقیقه در موضوع مورد تقاضا نقش و اثر وجودی نداشته باشد. عبارت مثلی بالا اگر ریشه تاریخی نداشته باشد قطعاً ریشه گیاهی دارد که بدان جهت جزء امثله سائره شده […]

داستان ضرب المثل دروغ از دروازه تو نمی آیدداستان ضرب المثل دروغ از دروازه تو نمی آید

 ضرب المثل دروغ از دروازه تو نمی آید یکی بود یکی نبود.در روزگاران قدیم پادشاهی تصمیم گرفت که دخترش را به دروغگوترین آدم کشورش بدهد.آدم های زیادی نزد پادشاه آمدند و دروغ های زیادی گفتند و او را خنداندند. اما پادشاه همه ی آنها را رو کرد و گفت دروغ های شما باور کردنی هستند.تا […]

داستان ضرب المثل دم گربه نیم زرع است…داستان ضرب المثل دم گربه نیم زرع است…

ضرب المثل دم گربه نیم زرع است…  روزی در یک هوای سرد ارباب به نوکرش گفت برو بیرون ببین اگر باران می بارد لباس مناسب تر بپوشم.نوکر تنبل ، در جواب گفت : بیرون رفتن ندارد گربه مان تازه از بیرون آمده اگر بدنش خیس بود بدان که باران می بارد. ارباب دوباره گفت : […]

داستان ضرب المثل آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بدهداستان ضرب المثل آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بده

ضرب المثل آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بده وقتی در دعوایی بخواهیم کسی را وادار کنیم که در مقابل حرف‌های درشت و تند و تیز طرف مقابلش، خویشتنداری کند، می‌گوییم: «آسیاب باش، درشت بگیر و نرم پس بده.» این مثل داستانی دارد؛ می گویند روزی شیخ ابوسعید ابوالخیر با یاران خودش از کنار […]

داستان ضرب المثل حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباهداستان ضرب المثل حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباه

ضرب المثل حکایت مهمانی این بابا شده حکایت مهمانی کلاغ و روباه این مثل را به طنز درباره میزبانی می گویند که در پذیرایی از مهمان قصور کند یا به فکر آسایش او نباشد و بی اعتنا به ذائقه و میل مهمان، خوردنی هایی موافق میل خود در سفره نهد یا آنچه در سفره است […]

ریشه تاریخی ضرب المثل ستون پنجم دشمنریشه تاریخی ضرب المثل ستون پنجم دشمن

ضرب المثل ستون پنجم دشمن ضرب‌المثل «ستون پنجم دشمن» یا به نقلی دیگر «مگر تو ستون پنجم دشمنی؟» کاربرد ضرب المثل : ضرب‌المثلی که به معنای کنایی به افرادی اطلاق می‌شود که خواسته و ناخواسته کاری می کنند که به ضرر گروه خودی و نزدیکانشان تمام می‌شود.  در مورد ریشه این ضرب‌المثل آورده اند که… […]

داستان ضرب المثل گررَستم ازدست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزنداستان ضرب المثل گررَستم ازدست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزن

 ضرب المثل گر رَستم از دست تیرزن من و کنج ویرانه ی پیرزن یکی بود یکی نبود.پیرزن فقیری بود که توی کلبه ی کوچکش یک گربه داشت.گربه همدم پیرزن بود امّا پیرزن غذای به درد بخوری نداشت که به گربه بدهد پیرزن گربه را خیلی دوست داشت. گربه هم گاه گاهی موشی شکار می […]

داستان ضرب المثل گشتم صد و سی درّه ، ندیدم آدم دو سره!!داستان ضرب المثل گشتم صد و سی درّه ، ندیدم آدم دو سره!!

ضرب المثل گشتم صد و سی درّه ، ندیدم آدم دو سره !! یکی بود یکی نبود ؛ دو مرد روستایی آماده شده بودند تا به روستای دیگری سفر کنند.آن ها نباید دیر راه می افتادند چون باید قبل از (تاریکی هوا) از درّه ی غول بیابانی می گذشتند.توی راه یکی از آنها پا درد […]

داستان ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفتداستان ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت

ضرب المثل خر برفت و خر برفت و خر برفت این مثل را در مورد افرادی می گویند که از دیگران تقلید نابه جا و کورکورانه می کنند و خیر و صلاح خویش را در نظر نمی گیرند. روزی بود؛ روزگاری بود؛ درویش پیر و شکسته ای بود معروف به درویش غریب دوره گرد که […]

داستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کنداستان ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن

ضرب المثل پا را به اندازه گلیم خود دراز کن در انجام کارها باید حد و مرز خود را شناخت و به اندازهٔ شأن و توان خود پیش رفت. روزی شاه عباس از راهی می‌گذشت.درویشی را دید که روی گلیم خود خوابیده است و چنان خود را جمع کرده که به اندازه گلیم خود درآمده.شاه […]

داستان ضرب المثل زدیم ولی نگرفتداستان ضرب المثل زدیم ولی نگرفت

ضرب المثل زدیم ولی نگرفت این عبارت مثلی هنگامی به کار می رود که شخص در انجام کاری کمال سعی و اهتمام را معمول دارد، تمام موانع را از پیش پای مقصود بردارد، با وجود این همه تلاش و فعالیت سرانجام با بن بستی مواجه شود که اجابت مسئول را دشوار کند. در این مورد […]

داستان ضرب المثل اگر خدا بخواهد همه را یکسان می کندداستان ضرب المثل اگر خدا بخواهد همه را یکسان می کند

اگر خدا بخواهد همه را یکسان می کند ! این مثل را وقتی می گویند که یکی مال ثروت زیادی داشته باشد.سخاوت نداشته باشد و از مالش چیزی انفاق نکند و به کسی نبخشد. آدم بیچاره ای بود که از همه جا درمانده شده بود.به دهی رسید.از اهالی آنجا سؤال کرد : “بزرگ این آبادی […]

داستان ضرب المثل کار نشد نداردداستان ضرب المثل کار نشد ندارد

 ضرب المثل کار نشد ندارد پسر جوانی با پدرش بر روی زمینی ، کشاورزی می کردند ! مدتی گذشت و زمین اصلاً آماده ی بذر پاشی نشد.پسر در همان آغاز کار ناامید شد و به پدر گفت :”این کار اصلاً شدنی نیست ! این زمین خشک و بایر است و بی جهت وقت خود […]

داستان ضرب المثل تا نخورم نخسبمداستان ضرب المثل تا نخورم نخسبم

ضرب المثل تا نخورم نخسبم این قصه در یزد ضرب‌المثل است و اگر بچه‌ای کرکر کند، مادرش به او می‌گوید: «هان، تو هم کارونه دختره کردی که می‌گفت: تا نخورم نخسبم». یه روزی بود و یه روزگاری، یه زنی بود و یه دختر داشت.دختر از کودکی عادت کرده بود که هروقت می‌خواست بخسبد باید یه […]

داستان ضرب المثل باغ شاه که رفتی،نباید زیاد بیایی کم چراداستان ضرب المثل باغ شاه که رفتی،نباید زیاد بیایی کم چرا

ضرب المثل باغ شاه که رفتی ، نباید زیاد بیایی ، کم چرا ! روزی بود و روزگاری بود.باغ بزرگی وسط شهر تهران بود که به آن باغ شاه می گفتند چون واقعا آن باغ مال شاه بود.تابستان که می شد شاه در آن باغ زندگی می کرد و توی همان باغ هم به شکایت […]

داستان ضرب المثل یار غارداستان ضرب المثل یار غار

ضرب المثل یار غار یار غار به کسی گویند که رفیق گرمابه و گلستان باشد، غم دوست او را متالم و شادیش او را مسرور و مبتهج کند.خلاصه آن چنان یار وفادار و ایثار گر باشد که عقلا و مبتفکران در مقام مقایسه با برادر دچار تامل گردند. بعضیها عقیده داشتند که باید حضرت محمد […]

داستان ضرب المثل لنگ انداختنداستان ضرب المثل لنگ انداختن

ضرب المثل لنگ انداختن عبارت بالا هنگامی به کار می رود که شخص ثالثی بخواهد اختلاف موجود بین دو یا چند نفر را مرتفع کرده واسطه صلح و آشتی شود.در این گونه موارد می گویند: فلانی دارد لنگ می اندازد.یعنی قصد دارد غائله و اختلاف فیمابین را با کدخدا منشی حل و فصل کند. این […]

داستان ضرب المثل استخوان لای زخم گذاشتنداستان ضرب المثل استخوان لای زخم گذاشتن

ضرب المثل استخوان لای زخم گذاشتن قصابی بود که هنگام کار با ساتور دستش را بریده بود و خون زیادی از زخمش می چکید.همسایه ها جمع شدند و او را نزد حکیم باشی که دکتر شهرشان بود بردند.حکیم بعد از ضد عفونی زخم میخواست آن را ببندد که متوجه شد لای زخم قصاب استخوان کوچکی […]

فیلم پرشین ویدکتر طاهری
شخصیت شناسی از روی ژانر فیلم مورد علاقه افرادشخصیت شناسی از روی ژانر فیلم مورد علاقه افراد
فال و طالع بینی عدد زندگی !!فال و طالع بینی عدد زندگی !!
غزل شماره ۲۳ حافظ : خیال روی تو در هر طریق همره ماستغزل شماره ۲۳ حافظ : خیال روی تو در هر طریق همره ماست
غزل شماره ۲۴ حافظ : مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مستغزل شماره ۲۴ حافظ : مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
غزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایمغزل شماره ۳۶۶ حافظ : ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم
غزل شماره ۴۵۸ حافظ : ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشیغزل شماره ۴۵۸ حافظ : ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی
غزل شماره ۲۸۰ حافظ : چو برشکست صبا زلف عنبرافشانشغزل شماره ۲۸۰ حافظ : چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش
آشنایی با طالع بینی هندی زن متولد شهریورآشنایی با طالع بینی هندی زن متولد شهریور
غزل شماره ۲۶۸ حافظ : گلعذاری ز گلستان جهان ما را بسغزل شماره ۲۶۸ حافظ : گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس
طالع بینی هندی مرد متولد مهرطالع بینی هندی مرد متولد مهر
غزل شماره ۲۸۷ حافظ : ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوشغزل شماره ۲۸۷ حافظ : ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش
غزل شماره ۱۸۱ حافظ : بعد از این دست من و دامن آن سرو بلندغزل شماره ۱۸۱ حافظ : بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
غزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردانغزل شماره ۳۸۴ حافظ : می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان
غزل شماره ۱۸۰ حافظ : ای پسته تو خنده زده بر حدیث قندغزل شماره ۱۸۰ حافظ : ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
غزل شماره ۴۵۷ حافظ : هزار جهد بکردم که یار من باشیغزل شماره ۴۵۷ حافظ : هزار جهد بکردم که یار من باشی
غزل شماره ۴۵۴ حافظ : ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزیغزل شماره ۴۵۴ حافظ : ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی
غزل شماره ۲۲۰ حافظ : از دیده خون دل همه بر روی ما رودغزل شماره ۲۲۰ حافظ : از دیده خون دل همه بر روی ما رود
داستان ضرب المثل جذاب ، آستین نو ، بخور پلوداستان ضرب المثل جذاب ، آستین نو ، بخور پلو
غزل شماره ۲۶۴ حافظ : خیز و در کاسه زر آب طربناک اندازغزل شماره ۲۶۴ حافظ : خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز
غزل شماره ۲۸۲ حافظ : ببرد از من قرار و طاقت و هوشغزل شماره ۲۸۲ حافظ : ببرد از من قرار و طاقت و هوش
غزل شماره ۲۸۶ حافظ : دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوشغزل شماره ۲۸۶ حافظ : دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش
غزل شماره ۲۹ حافظ : ما را ز خیال تو چه پروای شراب استغزل شماره ۲۹ حافظ : ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
غزل شماره ۳۹۲ حافظ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدنغزل شماره ۳۹۲ حافظ : دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن
غزل شماره ۲۷۷ حافظ : فکر بلبل همه آن است که گل شد یارشغزل شماره ۲۷۷ حافظ : فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
غزل شماره ۳۸۷ حافظ : شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنانغزل شماره ۳۸۷ حافظ : شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
غزل شماره ۳۲۳ حافظ : ز دست کوته خود زیر بارمغزل شماره ۳۲۳ حافظ : ز دست کوته خود زیر بارم
غزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمدغزل شماره ۱۷۴ حافظ : مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
غزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمدغزل شماره ۱۷۵ حافظ : صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
غزل شماره ۳۵۳ حافظ : من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنمغزل شماره ۳۵۳ حافظ : من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم
غزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمدغزل شماره ۱۷۲ حافظ : عشق تو نهال حیرت آمد