شعر و قصه برای کودکان

شعر کودکانه آقا موش شکموشعر کودکانه آقا موش شکمو

 آقا موش شکمو آقا موشه، ای شکموی دله دیدی افتاد آخر دمت لای تله حالا چشمات از کاسه در اومده شکسته پات عمرت به سر اومده چطور بوی گردو رو از یه فرسخی شنیدی اون تله گنده رو تو یک قدمی ندیدی آخه زبون بسته مگه تو چشم و گوش نداشتی همین شکمو داشتی و […]

قصه کودکانه کلاغ سفیدقصه کودکانه کلاغ سفید

قصه کلاغ سفید یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچکس نبود لانه ی آقا کلاغه و خانم کلاغه توی دهکده ی کلاغها روی یک درخت سپیدار بود.آنها سه تا بچه داشتند.اسم بچه هایشان سیاه پر ، نوک سیاه و مشکی بود.وقتی بچه ها کمی بزرگ شدند، آقا و خانم کلاغ به آنها پرواز کردن […]

قصه کودکانه فینگیلی و جینگیلیقصه کودکانه فینگیلی و جینگیلی

قصه فینگیلی و جینگیلی قصه فینگیلی جینگیلی در ده قشنگی دو برادر زندگی می کردند.اسم یکی از انها فینگیلی و دیگری جینگیلی بود.فینگیلی پسر شیطون و بی ادبی بود وهمیشه بقیه مردم ده را اذیت میکردو هیچکس از دست او راضی نبود. اما برادرش که اسمش جینگیلی بود.پسر باادب و مرتبی بود هیچ وقت دروغ […]

قصه ی کودکانه موش کورقصه ی کودکانه موش کور

قصه ی کودکانه موش کور موش کور کوچولو توی اتاقش روی تخته سنگی نشسته بود.مادرش توی اتاق آمد و گفت : «بیا برویم غذا بخوریم.» موش کور کوچولو گفت : «دلم می‌خواهد از لانه بیرون بروم.» مادر با تعجب او را نگاه کرد : «بیرون بروی؟ مثلاً کجا؟» موش کور کوچولو آهی کشید و آرام […]

قصه کودکانه ماهی کوچولوقصه کودکانه ماهی کوچولو

قصه ماهی کوچولو   یکی بود، یکی نبود.تازه بهار شده بود و تپّه ی بلند دهکده پر از علف های سبز و گل های رنگارنگ بود.پروانه ها از پیله هاشون در اومده بودن و روی گل ها بازی می کردن و خبر اومدن بهار رو به همه می دادن. بالای تپه، خونه حسن بود(dot) حسن خیلی […]

شعر کودکانه باغ جانمازشعر کودکانه باغ جانماز

باغ جانماز از باغ جا نمازم آهسته پر کشیدم رفتم به سوی باغی یک باغ سبز و خرم دیدم که گل در آن باغ روییده دسته دسته دیدم کنار گل ها یک شاپرک نشسته آن شاپرک مرا دید پر زد به سویم آمد او با خودش گل آورد گل را به چادرم زد گفتم: به […]

شعر کودکانه فرزندان ایرانشعر کودکانه فرزندان ایران

فرزندان ایران ما گلهای خندانیم فرزندان ایرانیم ایران پاک خود را مانند جان می دانیم ما باید دانا باشیم هشیار و بینا باشیم از بهر حفظ ایران باید توانا باشیم آباد باشی ای ایران آزاد باشی ای ایران از ما فرزندان خود دلشاد باشی ای ایران تبیان

شعر کودکانه گاو بی‌خیالشعر کودکانه گاو بی‌خیال

گاو بی‌خیال گُنده است و او دارد وزن و هیکلی سنگین خوش به حال گاوی که ذره ای نشد غمگین یونجه می خورد هر روز غصه ای ندارد او می رود به هر جایی بوده قلدُر و پُر رو دائماً دُمَش را نیز می دهد تکان اما خسته هم نمی گردد گاو گنده و زیبا […]

شعر کودکانه بــــاز آمــده زمــســــتانشعر کودکانه بــــاز آمــده زمــســــتان

 بــــاز آمــده زمــســــتان بــــاز آمــده زمــســــتان این فصــل سردِ سرسخت زنـــــبـورک بیــــــچــــاره یـــخ زد روی بـــند رخــــت گنجشـــک بــرخود لرزیـد تــا ننـــه ســرمــا را دیــــد دســت سرد زمــسـتـان تــــمــــام گلـــها را چید بــــاغ از تـــرس زمستان چشمان سبـزش را بست بـــرفِ ســرد زمـــستان روی چشمانــش نشست از سوز و ســــرمای برف گنجشــــک و بـاغ خوابیدند […]

قصه کودکانه کبوتر و سنجابقصه کودکانه کبوتر و سنجاب

قصه ی جالب کبوتر و سنجاب یکی بود یکی نبود تو یه جنگل سرسبز و بزرگ یه سنجاب زبر و زرنگ بود که تو یک درخت مهربان زندگی می کرد. درخت با همه حیوانات جنگل خوب بود و میوه های رنگارنگش را در اختیار همه حیوانات جنگل می گذاشت. اما این کار سنجاب را اذیت […]

قصه کودکانه آقای هندوانهقصه کودکانه آقای هندوانه

قصه زیبای آقای هندوانه هوا خیلی گرم بود.آقای هندوانه داشت به سمت خانه می رفت.ناگهان صدای گریه ی یک بچه را شنید.جلو رفت. دید یک بچه از روی دوچرخه اش روی زمین افتاده و دارد گریه می کند.آقای هندوانه دست بچه را گرفت و بلندش کرد اما بچه هنوز گریه می کرد.آقای هندوانه دلش سوخت […]

شعر کودکانه برای شب یلداشعر کودکانه برای شب یلدا

شعر کودکانه شب یلدا سی ام آذره و یک شب زیبا یه شب بلند به اسم شب یلدا شب شب نشینی و شادی و خنده شبی که واسه ی همه خیلی بلنده همه ی اهل خونه خوشحال و خندون آجیل و شیرینی و میوه فراوون شب قصه گفتن و یاد قدیما قصه ی لحاف کهنه […]

شعر کودکانه چشمک بزن ستارهشعر کودکانه چشمک بزن ستاره

 چشمک بزن ستاره شد ابر پاره پاره…………………………………………………..چشمک بزن ستاره کردی دل مرا شاد………………………………………………..تابان شدی دوباره دیدی که دارمت دوست……………………………………….کردی به من اشاره چشمک بزن ستاره……………………………………………از من مکن کناره در روز ناپدیدی…………………………………………………شب مایه امیدیدر ابرهای تیره………………………………………………..چون نقطه سپیدی دیدی که دارمت دوست……………………………………..کردی به من اشاره چشمک بزن ستاره ………………………………………….از من مکن کناره تبیان

شعر کودکانه شب یلداشعر کودکانه شب یلدا

ترانه کودکانه شب یلدا شب یلدا اومده ننه سرما اومده حالا بارون می باره برف دون دون می باره با تگرگ های درشت سوز وسرما می باره شب یلدا اومده ننه سرما اومده بچه ها آی بچه ها همگی پاشید زجا خونه ی مادر بزرگ پرشور و شادیه لبوی داغ بخورید فصل سرما اومده شب […]

شعر کودکانه بارون می بارهشعر کودکانه بارون می باره

آژانس مسافرتی,تور گردشگری   بارون می باره بارون می باره جرجر بارون می باره جرجربیا با هم کلاغ پر بازی کنیم تو خونههی نگیریم بهونه بارون می باره شرشربچه ی چاق پرخور پاشو دیگه ورزش بکنیه کمی نرمش بکن پرخور و بیعار نباشتنبل و بیکار نباش صداش میاد هوهومثل صدای کوکو صدای چیه؟صدای باد چی […]

قصه کودکانه راپونزل و موهای جادوییقصه کودکانه راپونزل و موهای جادویی

راپونزل و موهای جادویی روزگاری زن و مردی زندگی می کردند که فرزندی نداشتند.بالاخره آرزوی آنها به حقیقت پیوست.آنها منتظر ورود کوچولویی به خانه اشان بودند. پشت خانه آنها پنجره ای قرار داشت که به یک باغ زیبا و بزرگ باز می شد.باغ پر از گلهای زیبا و درختهای میوه بود.این باغ متعلق به یک […]

قصه کودکانه فرشته هاقصه کودکانه فرشته ها

قصه فرشته ها من و دایی عباس به خیابان رفته بودیم که من ، یک خیابانپرنده فروشی دیدم.به دایی گفتم : « به دایی گفتم برای من دو تا پرنده کوچک می خرید » دایی پرسید : « می خواهی با آن چه کنی ؟» گفتم : « می خواهم آن ها را در یک […]

شعر کودکانه کتاب قصه ام کو؟شعر کودکانه کتاب قصه ام کو؟

کتاب قصه ام کو؟ کتاب قصه ام کو؟ همان که عکس گل داشت همان که روی جلدش دو گربه تپل داشت کنار گربه ها بود دو جوجه طلایی کتاب قصه من به من بگو کجایی کاشکی یادم می آمد ترا کجا گذاشتم هنوز ترا نخواندم چون که سواد نداشتم سایت کودکستان

قصه کودکانه روباه در یک روز برفیقصه کودکانه روباه در یک روز برفی

روباه در یک روز برفی درآن کوه بزرگ خانه کوچک عمو حسن قرار داشت.او به تنهایی در خانه ی خیلی کوچکی در میانه راه بالائی کوه زندگی می کرد.خانه کوچک او بیرون از جنگل کاج ساخته شده بود.او قد بلندی نداشت ولی خیلی پیر و عاقل بود.او ریش سفید رنگ بلندی داشت و یک کلاه […]

شعر کودکانه بچه شیعه (یادگیری چهارده معصوم)شعر کودکانه بچه شیعه (یادگیری چهارده معصوم)

بچه شیعه  من بچه شیعه هستمخدا را می پرستمخدای پاک و دانامهربان و توانا پیامبرم محّمد (ص)که با او قرآن آمددین را به ما رساندهاو ما را شیعه خوانده دختر او زهرا (س) بودفاطمه کبرا بودفدای دین شد جانشلعنت به دشمنانش در روز عید غدیربر ما علی (ع) شد امیرامیر مومنین استامام اوّلین است امام […]

قصه کودکانه آیینه نازنینقصه کودکانه آیینه نازنین

آیینه نازنین نازنین لبش را کج کرد، آیینه هم لبش را کج کرد.برای آیینه زبان درآورد، آیینه هم همین کار را کرد. نازنین عصبانی شد.گفت: «ای آینه‌ی بد.داری ادای مرا درمی‌آوری؟» آیینه هم عصبانی شد.و همین حرف‌ها را به نازنین زد.نازنین گفت:«من بدم.خودت بدی.» بعد گفت:«اگر بازهم ادای مرا دربیاوری، می‌زنم تو را می‌شکنم.» نازنین […]

قصه کودکانه تمیزی چه خوبهقصه کودکانه تمیزی چه خوبه

تمیزی چه خوبه یک روز کلاغ کوچولو روی شاخه‌ی درختی نشسته بود که یک‌دفعه دید کلاغ خال‌خالی ناراحت روی شاخه‌ی یک درخت دیگر نشسته است.کلاغ کوچولو پر زد و رفت پهلویش و پرسید: «چی شده خال‌خالی جون؟ چرا این‌قدر ناراحتی؟» خال‌خالی با ناراحتی سرش را تکان داد و گفت:« آخه دوست خوبم، من یادم رفته […]

شعر کودکانه گردنبندی برای دخترکشعر کودکانه گردنبندی برای دخترک

گردنبندی برای دخترک  پیامبر مهربان توخانه ی تمیزش نشسته بود حرف می زد با دوستان عزیزش دخترک قشنگی نشسته بود همان جا بازی می کرد، می خندید نگاه می کرد به آنها پیامبر از جیب خود گردن بندی در آورد با مهربانی، آن وقت دخترک را صدا کرد با شادمانی آن را گردن دختر انداخت […]

قصه کودکانه وقتی موبایل آقا موشه زنگ خوردقصه کودکانه وقتی موبایل آقا موشه زنگ خورد

قصه آقا موشه تازه کارش تمام شده بود که موبایلش زنگ زد.همسایه اش پروانه خانم بود.دستپاچه بود و صدایش از پشت تلفن می لرزید. آقا موشه، زود بیا خونه. آقا موشه با نگرانی پرسید: اتفاقی افتاده؟ پروانه خانم جواب داد: بدو بیا که خونه تو رو دارن صاحب میشن. آقا موشه که خیلی خانه زیبا […]

قصه کودکانه نی نی دایناسور مهربانقصه کودکانه نی نی دایناسور مهربان

نی نی دایناسور مهربان مادرش به او می گفت: «نی نی مامان.» پدرش به او می گفت: «نی نی بابا.» دایناسور کوچولو دوست داشت مثل بقیه ی حیوانات کوچولو، بازی کند؛ اما هیچ کس با او بازی نمی کرد.بچه خرگوش به او گفته بود: «نه، نه، من با تو بازی نمی کنم.من خیلی کوچولو هستم.یک […]

قصه کودکانه مراقبت از سگ کوچولوقصه کودکانه مراقبت از سگ کوچولو

مراقبت از سگ کوچولو دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند.او خیلی هیجان زده است.او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد. داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه […]

شعر کودکانه ولادت امام محمد باقرشعر کودکانه ولادت امام محمد باقر

ولادت امام محمد باقر سال ۵۷ ق، سال تولد امام پنجم، حضرت امام محمدباقر علیه السلام است.امام عزیزی که استاد همه دانش ها بود و مردم از سراسر دنیا، برای استفاده از دانش ایشان، به نزدشان می رفتند.امام باقر علیه السلام فرزند امام سجاد علیه السلام وفاطمه، دختر امام مجتبی علیه السلام هستند؛ یعنی امام […]

شعر کودکانه کبوتر پر شکستهشعر کودکانه کبوتر پر شکسته

کبوتر پر شکسته توی حیاط خونه یک کبوتر نشسته دارم اونو می بینم انگار بالش شکسته شاید یه بچه ی بد سنگی زده به بالش بالش وقتی شکسته بد شده خیلی حالش کبوتر بیچاره! الهی برات بمیرم! الان برای بالت یه کم دوا می گیرم بالت رو زود می بندم اینکه غصه نداره حالت خوبِ […]

شعر کودکانه ” اجاق گاز “شعر کودکانه ” اجاق گاز “

گاز کی بود کی بود؟ یه لوله ی دراز بود تو اون پُر از گاز بود یه روز بوشو شنیدم ولی اونو ندیدم گفتم مامان این کیه بوی خطرناکیه! مامان اومد شیر گاز و ببنده دیدم داره می خنده بو ها، نه از لوله، نه از شیر بود فقط بوی پیاز داغ و سیر بود […]

قصه کودکانه کبوتر و سنجابقصه کودکانه کبوتر و سنجاب

کبوتر و سنجاب درخت با همه حیوانات جنگل خوب بود و میوه های رنگارنگش را در اختیار همه حیوانات جنگل می گذاشت. اما این کار سنجاب را اذیت می کرد او دوست داشت که درخت فقط مال او باشد.اما چون درخت این طورمی خواست سنجاب هم چیزی نمی گفت. یک روز که هوا خیلی طو […]

فیلم پرشین ویدکتر طاهری
درمان شب ادراری در کودکاندرمان شب ادراری در کودکان
درمان شب ادراری در کودکان معضل بسیار بزرکی برای والدینی است که چنین فرزندانی دارند و شب ها را پر استرس سپری می کنند .
سوژه های روز رو این جا ببینید !
فال روزانه
جوانسازی صورت و دستها , اصلاح افتادگی پلک فوری !
تعبیر خواب
همه چیز درباره تغییر صدا در بلوغ
پیشگیری از بلوغ زودرس
رازهای بلوغ دختران
علائم میگرن در کودکان
استرس مغز کودکان را تغییر میدهد
بلوغ زودرس را جدی بگیرید
آگاه کردن نوجوان از تغییرات دوره بلوغ
کنجکاوی های نوجوانان در آستانه بلوغ
کدام کودکان در معرض بلوغ زودرس اند؟
شعر کودکانه آقای باغبان
با فرزندمان در مورد بلوغ حرف بزنیم!
به کودکان خود برای غلبه بر استرس کمک کنید
تغذیه بچه‌ها در تعطیلات تابستان
آیا کودکان هم استرس را تجربه می کنند
بیمارى‏هاى ناشى از گرما در کودکان
بررسی علت شب ادراری کودکان و راه های درمان
میوه ای که باعث یبوست در کودکان می شود
یبوست کودک را درمان کنید
روشهای کاهش استرس در کودکان
علائم استرس کودک
آیا نوزاد شما یبوست دارد؟
جلوگیری از شب ادراری کودکان با این ۱۱ فرمان
چگونه به کودکانی که شب ادراری دارند کمک کنیم؟
نکاتی در مورد یبوست نوزادان
به کودک دچار اختلال استرس پس از سانحه چگونه کمک کنیم؟
بهترین راه برای از بین بردن استرس کودکان
بررسی علت یبوست در کودکان و راه های درمان
دلایل استرسی شدن کودک
آینده کودکان مبتلا به شب ادراری
بگذارید بچه ها یه کم استرس هم داشته باشند!
کلاس‌ های تابستانی مفید برای کودکان
مراقبت از نوزادان در تابستان
سلامت کودک در فصل تابستان
لباس مناسب نوزاد در تابستان کدام است
گرما زدگی در کودکان