مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
امروز:
سرگرمی

۷۲ جوک خنده‌دار شروع مدرسه؛ طنز اول مهر و زنگ تفریح

۷۲ جوک خنده‌دار شروع مدرسه؛ طنز اول مهر و زنگ تفریح

جوک‌های خنده‌دار شروع مدرسه از کیف و دفتر نو تا زنگ ساعت و اولین دیدار با همکلاسی‌ها، سوژه‌های آشنای زیادی دارند. در این مجموعه پرشین وی، ۷۲ جوک و متن طنز کوتاه برای اول مهر، بازگشایی مدارس، استوری و پیام دوستانه می‌خوانید؛ شوخی‌هایی درباره موقعیت‌های روزمره که می‌توان با خانواده و دوستان به اشتراک گذاشت.

اگر دنبال جوک مدرسه برای بچه‌ها هستید، بخش کیف و جامدادی یا دفتر و جلد کتاب را بخوانید. برای استوری اول مهر، متن‌های بخش کپشن کوتاه‌تر و مستقل‌اند. بخش پیام همکلاسی هم برای فرستادن یک تبریک صمیمی مناسب است. لازم نیست متن را طولانی‌تر کنید؛ انتخاب یک جمله که با حال‌وهوای مخاطب هماهنگ باشد، معمولاً از کنار هم گذاشتن چند شوخی متفاوت بهتر جواب می‌دهد.

جوک کوتاه شروع مدرسه

۱. اول مهر کیفم گفت آماده‌ام، دفترم گفت آماده‌ام، مدادم گفت آماده‌ام. فقط خودم هنوز داشتم دنبال دکمه تمدید تابستان می‌گشتم؛ ظاهراً این گزینه در تقویم وجود ندارد!

۲. برای شروع مدرسه همه وسایلم را نو کردم. ساعت زنگ‌دار اعتراض کرد که پس من چه؟ گفتم تو امسال هم همان کار همیشگی‌ات را داری؛ بیدار کردن کل خانه!

۳. تابستان آن‌قدر سریع تمام شد که هنوز داشتم برنامه تعطیلاتم را می‌نوشتم. مهر آمد و گفت برنامه خوب است؛ فقط اسمش را بگذار برنامه زنگ تفریح!

۴. روز اول مدرسه با خودم قرار گذاشتم خیلی منظم باشم. قرارمان هنوز پابرجاست؛ فقط پاک‌کنم بدون هماهنگی، از داخل جامدادی به یک محل نامعلوم نقل مکان کرد!

۵. از کیفم پرسیدم امسال چه خبر؟ گفت کتاب، دفتر، مداد و خوراکی. گفتم پس خاطره‌های خوب کجا جا می‌شوند؟ گفت نگران نباش، برای آنها همیشه یک جیب اضافه دارم!

۶. شروع مدرسه یعنی دوباره اسم روزهای هفته را جدی بگیری. تابستان همه روزها شبیه هم بودند؛ حالا چهارشنبه از سه‌شنبه مهم‌تر است، چون یک قدم به آخر هفته نزدیک‌تر شده‌ایم!

طنز روز اول مدرسه

۷. روز اول رفتم سر کلاس و روی نیمکت نشستم. دوستم گفت چرا این‌قدر مرتب؟ گفتم هنوز دفترهایم نو هستند؛ نمی‌خواهم در اولین برخورد درباره صاحبشان قضاوت عجولانه کنند!

۸. معلم گفت امسال قرار است چیزهای زیادی یاد بگیریم. من هم دفترم را باز کردم؛ دفتر با صد صفحه سفید نگاه کرد و گفت بالاخره معلوم شد چرا مرا خریدی!

۹. روز اول مدرسه، اسم همه را یاد گرفتم جز اسم دفترهایم. روی یکی نوشته بودم ریاضی، داخلش نقاشی بود؛ تازه فهمیدم مدادم زودتر از من برنامه درسی را تنظیم کرده!

۱۰. برای معرفی خودم تمرین کردم: نام، نام خانوادگی، علاقه‌ها. وقتی نوبتم شد، گفتم به کتاب و دوستی علاقه دارم؛ شکمم هم با یک صدا، خوراکی را به فهرست اضافه کرد!

۱۱. اولین روز مدرسه از همه پرسیدم تابستان چه کردید. هرکس قصه‌ای داشت. به نظرم اگر خاطره‌ها نمره داشتند، زنگ اول برای همه ما یک کارنامه عالی صادر می‌شد!

۱۲. قبل از ورود به کلاس به کفش‌هایم گفتم امروز آرام راه بروید، روز مهمی است. گفتند نگران نباش؛ ما فقط در زنگ تفریح، سرعت واقعی‌مان را نشان می‌دهیم!

شوخی با زنگ ساعت

۱۳. ساعت زنگ‌دار بعد از سه ماه استراحت برگشت سر کار. صبح اول مهر چنان باانرژی زنگ زد که فهمیدم تنها کسی که واقعاً دلتنگ مدرسه شده، همین ساعت بوده است!

۱۴. به ساعت گفتم پنج دقیقه دیگر زنگ بزن. پنج دقیقه بعد دوباره زنگ زد. انصافاً وسیله بسیار دقیقی است؛ فقط ای کاش در فهمیدن معنی خواهش، کمی استعداد بیشتری داشت!

۱۵. صبح مدرسه ساعت گفت بیدار شو، خورشید هم آمده. گفتم عالی است، پس اول خورشید صبحانه بخورد؛ من تا آماده شدن لقمه‌هایم، یک جلسه کوتاه با بالش دارم!

۱۶. برای آنکه صبح زود بیدار شوم، ساعت را دور از تخت گذاشتم. حالا به محض زنگ زدن ورزش می‌کنم؛ سه قدم رفت، سه قدم برگشت، با عنوان دوی رسیدن به ساعت!

۱۷. ساعت دیواری، ساعت مچی و ساعت گوشی همه می‌گفتند وقت مدرسه است. بالش هیچ حرفی نمی‌زد؛ ولی از نگاهش معلوم بود رأی او با اکثریت حاضر در اتاق فرق دارد!

۱۸. صبح از خواب بلند شدم و گفتم امروز بدون عجله آماده می‌شوم. ساعت لبخند زد و گفت فکر خوبی است؛ فقط این تصمیم را بهتر بود ده دقیقه زودتر اعلام می‌کردی!

جوک کیف و جامدادی

۱۹. جامدادی‌ام را باز کردم و دیدم مدادها کنار هم مرتب نشسته‌اند. به آنها گفتم همین نظم را حفظ کنید؛ من هم سعی می‌کنم بین کتاب‌ها، جای مناسبی برایتان پیدا کنم!

۲۰. پاک‌کنم روز اول گفت امسال اشتباه‌ها را پاک می‌کنم. گفتم خیلی خوب است؛ فقط خودت را پاک نکن، چون معمولاً قبل از اولین امتحان، اثری از حضورت باقی نمی‌ماند!

۲۱. مداد نویم آن‌قدر بلند بود که از جامدادی بیرون می‌زد. به او گفتم عجله نکن برای دیده شدن؛ چند جلسه املا بگذرد، خودت هم به اندازه معمولی خواهی رسید!

۲۲. کیفم را سبک کردم، اما هر بار یک کتاب دیگر لازم می‌شد. بالاخره به برنامه هفتگی گفتم لطفاً تکلیفمان را روشن کن؛ کیف من کتابخانه سیار نیست، دانش‌آموز هم همراهش سفر می‌کند!

۲۳. روی همه وسایلم اسم نوشتم. حالا اگر پاک‌کن گم شود، حداقل می‌داند متعلق به چه کسی است؛ شاید روزی تصمیم بگیرد یک نامه بنویسد و آدرس جدیدش را اطلاع بدهد!

۲۴. خط‌کش و مداد سر جای نشستن در جامدادی بحث داشتند. گفتم لطفاً همکاری کنید؛ شما قرار است خط‌های دفتر را صاف کنید، نه اینکه از همین صبح برنامه نظم را به هم بزنید!

دفترها، مدادرنگی، سیب سبز و ساعت زنگ‌دار روی میزدفتر و مدادرنگی در کنار ساعت زنگ‌دار و سیب سبز

طنز دفتر و جلد کتاب

۲۵. جلد کردن کتاب‌ها را شروع کردم. اولین جلد عالی شد، دومین جلد کمی کج شد. برای سومی به تجربه اعتماد کردم؛ تجربه گفت بهتر است اول چسب را از دستت جدا کنی!

۲۶. دفتر تازه‌ام گفت قول بده این بار خط اول را خیلی خوش بنویسی. گفتم قول می‌دهم؛ فقط درباره خط‌های نزدیک زنگ تفریح، بهتر است از الان قرارداد جداگانه تنظیم کنیم!

۲۷. برای هر درس یک دفتر با رنگ متفاوت گرفتم. حالا مشکل انتخاب دفتر حل شده؛ فقط باید یادم بماند کدام رنگ برای کدام درس بود، چون رنگ‌ها هنوز با من هماهنگ نیستند!

۲۸. وقتی کتاب‌ها را جلد می‌کردم، چسب به میز، انگشت و قیچی می‌چسبید. گفتم تو برای محافظت از کتاب آمده‌ای؛ لطفاً علاقه‌ات به بقیه وسایل خانه را کمی مدیریت کن!

۲۹. دفتر ریاضی را باز کردم، همه صفحه‌ها سفید بودند. گفتم امسال با هم مسئله‌ها را حل می‌کنیم. دفتر گفت موافقم؛ فقط جواب‌ها را طوری بنویس که خودت فردا بتوانی بخوانی!

۳۰. روی دفتر نوشتم سال تحصیلی جدید. دوستم گفت چرا این‌قدر رسمی؟ گفتم دفترم تازه وارد مدرسه شده؛ بگذار اول احساس کند با یک پروژه خیلی مهم و جدی روبه‌رو است!

جوک زنگ تفریح

۳۱. زنگ تفریح را با ساعت اندازه گرفتم؛ روی کاغذ چند دقیقه بود، در عمل به اندازه باز کردن ظرف خوراکی. به نظرم ساعت حیاط، برای این زنگ یک موتور سریع‌تر نصب کرده!

۳۲. دوستم گفت زنگ تفریح چه برنامه‌ای داری؟ گفتم اول سلام به دوستان، بعد خوراکی، بعد کمی قدم زدن. گفت این برنامه برای یک تفریح است یا سفر سه‌روزه خانوادگی؟!

۳۳. لقمه‌ام را برای زنگ تفریح آماده کرده بودم. وقتی زنگ خورد، شکمم گفت من از ده دقیقه قبل آماده بودم؛ لطفاً دفعه بعد برنامه را زودتر برای اعضای بدن ارسال کن!

۳۴. زنگ کلاس و زنگ تفریح هر دو یک صدا دارند، ولی ما تفاوتشان را بدون نگاه کردن به ساعت می‌فهمیم. این مهارتی است که هیچ‌کس در دفتر نمره برایش ستون نگذاشته!

۳۵. در زنگ تفریح قرار شد همه با هم یک بازی انتخاب کنیم. تا درباره اسم بازی توافق کردیم، زنگ کلاس خورد؛ امروز درس عملی مذاکره را با موفقیت پشت سر گذاشتیم!

۳۶. دوستم می‌گفت بهترین جای حیاط، کنار دوستان است. گفتم موافقم، به‌خصوص وقتی هرکس یک خاطره بامزه تعریف کند؛ آن وقت حتی یک زنگ کوتاه هم شبیه مهمانی کوچک می‌شود!

برای پیام‌های مناسبتیِ جدی‌تر، مجموعه تبریک آغاز سال تحصیلی را هم بخوانید. اگر موضوع موردنظر شما روزهای امتحان است، پیامک طنز امتحانات متن‌های مرتبط‌تری دارد. انتخاب موضوع مناسب کمک می‌کند پیام ارسالی با موقعیت مخاطب هماهنگ باشد.

شوخی‌های کلاس درس

۳۷. معلم پرسید چه کسی می‌خواهد متن را بخواند؟ دستم را بالا بردم. کتابم هم انگار خوشحال شد؛ بالاخره بعد از چند روز جلد نو، نوبت به شنیدن صدایش رسیده بود!

۳۸. قرار شد هرکس یک جمله با کلمه مهر بسازد. نوشتم مهر آمد و ساعت زنگ‌دار از مرخصی برگشت. معلم لبخند زد؛ فکر کنم ساعت هم از این معرفی رسمی راضی بود!

۳۹. در درس علوم از ما پرسیدند چه چیزهایی رشد می‌کنند؟ من به گیاه اشاره کردم. دفتر تکلیفم آرام گفت مرا هم اضافه کن؛ تعداد صفحه‌های نوشته‌شده‌ام هر روز بیشتر می‌شود!

۴۰. زنگ هنر قرار بود یک منظره بکشیم. من مدرسه کشیدم با یک حیاط خیلی بزرگ. دوستم گفت چرا؟ گفتم در نقاشی، می‌توان برای زنگ تفریح فضای اضافه در نظر گرفت!

۴۱. معلم گفت هر سؤال خوبی، راه یک یادگیری تازه را باز می‌کند. من هم سؤال پرسیدم. حالا کتابم فهمیده باید برای کنجکاوی‌های من، چند صفحه دیگر هم کنار بگذارد!

۴۲. به دوستم گفتم امسال می‌خواهم دقیق گوش بدهم. گفت پس این پاک‌کن را چرا کنار گوشت گرفته‌ای؟ گفتم اشتباه کردم؛ برنامه گوش دادن هنوز با برنامه جامدادی قاطی شده بود!

طنز مشق و تکلیف

۴۳. برای نوشتن تکلیف، میز را مرتب کردم. مداد، دفتر و آب آماده بود. گفتم حالا وقت شروع است؛ صندلی گفت از نیم ساعت پیش آماده بودم، فقط منتظر سخنرانی افتتاحیه تو بودم!

۴۴. دفتر تکلیفم از من پرسید چرا تاریخ را این‌قدر خوش‌خط می‌نویسی؟ گفتم می‌خواهم شروع خوبی داشته باشیم. گفت عالی است؛ امیدوارم این همکاری تا آخرین سطر هم ادامه پیدا کند!

۴۵. به دوستم گفتم تکلیف‌ها را قسمت‌قسمت انجام می‌دهم. گفت خوب است. گفتم بخش اول نوشتن اسمم بود؛ بخش بعدی هم شروع می‌شود، فقط مدادم یک استراحت بسیار کوتاه درخواست کرده!

۴۶. وقتی مشق تمام شد، مداد را گذاشتم کنار دفتر. پاک‌کن گفت پس من چه؟ گفتم امروز کمتر به کمکت نیاز داشتم. گفت خوشحالم؛ بالاخره یک روز سبک در برنامه کاری‌ام ثبت شد!

۴۷. برنامه گذاشتم اول تکلیف، بعد بازی. دفترم گفت این ترتیب را دوست دارم. توپم گفت من هم موافقم؛ فقط یادت باشد بعد از نقطه آخر، قرارمان در حیاط هنوز برقرار است!

۴۸. روی کاغذ نوشتم کارهای امروز و کنار تکلیف یک مربع گذاشتم. وقتی انجامش دادم، مربع را تیک زدم؛ فکر نمی‌کردم یک علامت کوچک بتواند این‌قدر احساس موفقیت به آدم بدهد!

پیام طنز برای همکلاسی

۴۹. همکلاسی عزیز، بازگشتت مبارک! امسال قرار است کنار هم چیزهای تازه یاد بگیریم؛ البته جامدادی من هنوز معتقد است مهم‌ترین درس، پیدا کردن پاک‌کن قبل از زنگ دوم است!

۵۰. دوست خوبم، مدرسه دوباره شروع شد و نیمکت‌ها منتظر قصه‌های ما هستند. امیدوارم امسال خاطره‌هایمان زیاد، خنده‌هایمان مشترک و تعداد مدادهای گمشده‌مان کمتر از سال قبل باشد!

۵۱. سال تحصیلی جدید مبارک، رفیق! اگر صبح اول مهر کمی خواب‌آلود بودی، نگران نباش؛ احتمالاً بالشت هنوز از تمام شدن تعطیلات باخبر نشده و دنبال ادامه همکاری با توست!

۵۲. به گروه کلاس خوش آمدی! اینجا قرار است خبرهای درس، برنامه‌ها و چند لبخند دوستانه داشته باشیم؛ لطفاً پاک‌کن‌های فراری را هم اگر دیدی، به نزدیک‌ترین جامدادی تحویل بده!

۵۳. همکلاسی عزیز، امسال برایت یادگیری آسان و دوستی‌های خوب آرزو دارم. اگر دفترت خیلی مرتب بود، به دفتر من هم خبر بده؛ شاید بتوانند درباره نظم صفحه‌ها یک جلسه مشترک برگزار کنند!

۵۴. مهر مبارک، دوست من! کیف‌ها دوباره آماده‌اند و زنگ‌ها دوباره به صدا درمی‌آیند. امیدوارم در این سال، به اندازه تعداد صفحه‌های دفترت، اتفاق‌های خوب و دلیل‌های کوچک برای خندیدن پیدا کنی!

کارتون کودک کنار درخت و همراه او مقابل دبستانتصویر کارتونی با موضوع روز اول مدرسه

کپشن بامزه اول مهر

۵۵. کیف نو، دفتر نو، مداد نو؛ یک شروع تازه با همان آرزوی قدیمی: پیدا شدن پاک‌کن تا آخر سال! مهر مبارک به همه کسانی که دوباره راهی کلاس و دوستی می‌شوند.

۵۶. عکس روز اول مدرسه: لبخند آماده، کیف آماده، کفش آماده. ساعت زنگ‌دار هم خواست در عکس باشد؛ گفت من نقش مهمی در حضور به‌موقع این گروه داشته‌ام!

۵۷. پاییز آمد و دفترهای سفید دوباره منتظر قصه‌های تازه شدند. فعلاً صفحه اول خیلی مرتب است؛ از صفحه آخر خبر نداریم، اما برای این همکاری طولانی، امید زیادی داریم!

۵۸. امروز افتتاح رسمی فصل مدادهای تراشیده، دفترهای جلدشده و لقمه‌های زنگ تفریح است. با یک لبخند وارد می‌شویم و امیدواریم آخر سال، کیفمان پر از خاطره‌های خوب باشد!

۵۹. مدرسه شروع شد و ساعت خانه دوباره صاحب مسئولیت مهمی شد. ما هم قول دادیم صبح‌ها همکاری کنیم؛ بالش هنوز قرارداد را امضا نکرده، ولی مذاکرات دوستانه ادامه دارد!

۶۰. اول مهر یعنی سلام دوباره به همکلاسی‌ها، کتاب‌ها و نیمکت‌ها. من آماده‌ام، کیفم آماده است؛ فقط زیپ جامدادی می‌گوید برای جمع کردن این همه مداد، کمی زمان لازم دارد!

طنز مدرسه برای خانواده

۶۱. مادر گفت وسایلت را از شب آماده کن. آماده کردم و صبح همه چیز پیدا بود. کیفم گفت دیدی چه خوب شد؟ گفتم بله؛ فقط حالا بهانه جست‌وجوی دفتر هم ندارم!

۶۲. پدر پرسید امسال چه هدفی داری؟ گفتم یادگیری بیشتر و نظم بهتر. بعد به جامدادی اشاره کردم و گفتم البته حفظ همین پاک‌کن تا زمستان هم یک هدف بسیار جدی است!

۶۳. خواهرم گفت روز اول مدرسه چه خبر بود؟ گفتم دوستانم را دیدم، کتاب‌ها را باز کردیم و یک چیز مهم فهمیدم: کیفم از تابستان تا امروز، چقدر دلتنگ پر شدن بوده!

۶۴. برای عکس اول مهر همه خانواده گفتند لبخند بزن. لبخند زدم. کیفم هم خواست وارد قاب شود؛ ظاهراً فکر می‌کرد چون بیشتر وسایل را حمل می‌کند، سهم اصلی عکس متعلق به اوست!

۶۵. برادرم پرسید مدرسه چطور بود؟ گفتم خوب، فقط خیلی زود زنگ آخر خورد. گفت عجب! گفتم بله، امروز بیشتر وقتمان به شناختن دوستان و پیدا کردن دفتر درست گذشته بود!

۶۶. خانه ما قبل از شروع مدرسه یک جلسه داشت: کیف کنار در، کفش کنار کیف و خوراکی آماده. صبح فهمیدیم جلسه موفق بوده؛ فقط ساعت زنگ‌دار هنوز دوست دارد با صدای بلند گزارش بدهد!

خاطره‌های بامزه مدرسه

۶۷. یاد روزهایی که برای هر درس یک دفتر جدا داشتیم، اما یک پاک‌کن باید به همه آنها خدمت می‌کرد. آن پاک‌کن اگر دفتر حضور و غیاب داشت، احتمالاً زودتر از همه بازنشسته می‌شد!

۶۸. قدیم وقتی مسئول آوردن گچ می‌شدیم، انگار یک مأموریت مهم گرفته بودیم. آرام می‌رفتیم و مرتب برمی‌گشتیم؛ فقط امیدوار بودیم گچ رنگی هم در بسته باشد تا تخته کمی شادتر شود!

۶۹. یاد دفترهایی که صفحه اولشان زیباتر از بقیه بود. عنوان را با دقت می‌نوشتیم و زیرش خط می‌کشیدیم؛ دفتر هم احتمالاً فکر می‌کرد تمام سال قرار است همین‌قدر تشریفات داشته باشد!

۷۰. خاطره جلد کردن کتاب‌ها هنوز شیرین است؛ یکی چسب می‌گرفت، یکی جلد را صاف می‌کرد و یکی از دور نظر می‌داد. معمولاً نفر سوم بیشتر از همه احساس می‌کرد زحمت کشیده است!

۷۱. یاد روزهایی که قرار بود هرکس یک بخش از درس را بخواند. همه با انگشت سطرها را دنبال می‌کردیم؛ انگار پیش از شروع خواندن، مسابقه پیدا کردن نوبت خودمان برگزار شده بود!

۷۲. از خاطره‌های خوب مدرسه، پیدا شدن یک دوست تازه بود. اول فقط یک مداد قرض می‌گرفتیم؛ چند روز بعد، زنگ تفریح و خاطره‌های روزانه هم به برنامه مشترکمان اضافه می‌شد!

انتخاب طنز برای کودکان

برای کلاس‌اولی‌ها، یک شوخی ساده درباره مداد، دفتر یا زنگ تفریح انتخاب کنید. جمله‌هایی که به توضیح طولانی نیاز دارند برای این گروه مناسب نیستند. بهتر است از تصویر ترسناک مدرسه، مقایسه بچه‌ها و شوخی با اشتباه‌های یک کودک دوری کنید. در یک گفت‌وگوی خانوادگی می‌توانید همراه کودک، برای پاک‌کن یا مداد یک گفت‌وگوی کوتاه بسازید؛ بازی با وسایل آشنا، فرصت شرکت کردن او در قصه را هم فراهم می‌کند.

در راهنمای یونیسف برای بازگشت به مدرسه، شنیدن احساسات کودک و فرصت دادن برای سازگار شدن با محیط مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، اگر کودک مایل به شنیدن شوخی نیست، بهتر است گفت‌وگو را با پرسش درباره تجربه روزش ادامه دهید. خندیدن یک انتخاب است و نباید به تکلیف تازه‌ای کنار درس تبدیل شود. پیام اول مهر می‌تواند ساده و مهربانانه باشد، حتی اگر هیچ لطیفه‌ای در آن نباشد.

طنز محترمانه در گروه کلاس

شوخی با گم شدن پاک‌کن یا کوتاه بودن زنگ تفریح، کسی را نشانه نمی‌گیرد. در مقابل، فرستادن متن درباره ظاهر، نام، لهجه، نمره یا شرایط خانواده یک همکلاسی می‌تواند او را ناراحت کند. پیش از ارسال پیام، تصور کنید همه اعضای گروه، از دانش‌آموزان تا آموزگار، آن را می‌خوانند. اگر شوخی به نام یا تصویر شخص مشخصی وابسته است، بهتر است آن را با یک موقعیت عمومی جایگزین کنید.

یونیسف در راهنمای گفت‌وگو درباره رفتارهای آزاردهنده، بر مهربانی، احترام و همراهی والدین و مدرسه تأکید می‌کند. راهنمای ایمنی آنلاین این نهاد نیز یادآور می‌شود که گفتن «شوخی کردم» ناراحتی مخاطب را بی‌اهمیت نمی‌کند. اگر کسی از پیام ناراحت شد، ادامه دادن همان شوخی انتخاب خوبی نیست. یک توضیح کوتاه و محترمانه و تغییر موضوع، فضای دوستانه‌تری می‌سازد. برای قدردانی مستقیم از آموزگار، می‌توانید از متن کوتاه تبریک روز معلم استفاده کنید.

استوری و کپشن مدرسه

برای استوری، یک متن مستقل انتخاب کنید تا مخاطب بدون خواندن بخش‌های دیگر منظور را بفهمد. اگر از عکس دفتر یا کیف استفاده می‌کنید، شوخی مربوط به جامدادی یا کتاب هماهنگ‌تر است. روی عکس گروهی، جمله‌ای درباره خاطره‌های مشترک بنویسید و از مشخص کردن یک فرد به عنوان سوژه خنده بپرهیزید. اندازه نوشته را خوانا نگه دارید و متن را روی چهره‌ها قرار ندهید.

در کپشن بلندتر می‌توانید پس از یک جمله بامزه، آرزوی کوتاهی برای سال تحصیلی اضافه کنید؛ مثلاً امیدوار باشید روزها با یادگیری و دوستی همراه شوند. پیام طنز لازم نیست با شکایت از مدرسه تمام شود. نام درس‌ها، وسایل روزمره و خاطره‌های کوچک، سوژه‌های کافی برای یک لبخند هستند. اگر بخواهید نام دوستتان را اضافه کنید، بهتر است نام او در بخش تبریک باشد و سوژه شوخی همچنان یک موقعیت عمومی بماند.

مدرسه با حال‌وهوای شاد

یونسکو در چارچوب «مدارس شاد»، محیط امن، روابط محترمانه و یادگیری مشارکتی را در کنار هم مطرح می‌کند. شادی مدرسه فقط به لطیفه گفتن محدود نیست؛ احساس پذیرفته شدن در جمع، همکاری و فرصت پرسیدن سؤال هم اهمیت دارد. گزارش معرفی این چارچوب، چهار محور افراد، فرایند، مکان و اصول را برای نگاه جامع به محیط یادگیری توضیح می‌دهد. یک پیام بامزه می‌تواند بخش کوچکی از فضای دوستانه باشد، نه جایگزین رابطه خوب میان اعضای کلاس.

برای فعالیتی متفاوت در شروع مدرسه، کاردستی اتوبوس مدرسه با کاغذ می‌تواند ایده‌ای برای یک کار گروهی باشد. خانواده‌هایی که برای خوراکی زنگ تفریح ایده می‌خواهند، می‌توانند اسنک‌های ساده برای مدرسه بچه‌ها را بخوانند. این فعالیت‌های روزمره فرصت گفت‌وگو درباره مدرسه را فراهم می‌کنند؛ با یک پرسش ساده از کودک درباره دوست تازه، درس جالب یا اتفاق خوشایند روزش، می‌توان قصه را ادامه داد.

پرسش‌های پرتکرار

کدام جوک برای اول مهر مناسب است؟

متنی که درباره شروع تازه، کیف و دفتر یا دیدار دوستان باشد و بدون نام بردن از فرد مشخص، یک موقعیت آشنا را بامزه بیان کند. برای پیام دوستانه، بخش همکلاسی‌ها انتخاب مناسبی است.

برای کلاس‌اولی چه متنی بفرستیم؟

یک جمله ساده درباره وسایل مدرسه یا خوشحالی از پیدا کردن دوست تازه انتخاب کنید. بهتر است پیام شما مدرسه را ترسناک نشان ندهد و برای کودک به‌آسانی قابل فهم باشد.

چطور جوک را برای استوری کوتاه کنیم؟

شروع موقعیت و جمله پایانی بامزه را نگه دارید و توضیح‌های میانی را کم کنید. سپس متن را یک بار بلند بخوانید؛ اگر بدون توضیح اضافه فهمیده می‌شود، برای استوری مناسب‌تر است.

منابع بخش راهنما

  • یونیسف؛ راهنمای گفت‌وگو با مدرسه درباره پیشگیری از رفتارهای آزاردهنده.
  • یونیسف رومانی؛ راهنمای گفت‌وگو با کودکان درباره رفتارهای آزاردهنده، ۱۲ دسامبر ۲۰۲۲.
  • یونیسف آمریکا؛ راهنمای پاسخ به پرسش‌های کودکان درباره ایمنی آنلاین و تفاوت شوخی با آزار.
  • یونیسف آمریکا؛ راهنمای نه‌گانه همراهی با کودکان هنگام بازگشت به مدرسه، ۱۰ اوت ۲۰۲۱.
  • یونسکو؛ معرفی چارچوب جهانی مدارس شاد و محیط یادگیری محترمانه.
  • یونسکو؛ معرفی گزارش جهانی شادی در یادگیری و برای یادگیری، ۲۰ مارس ۲۰۲۴.
اشتراک‌گذاری:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *