مهدی فخیمزاده: از صفر تا صد سینما بدون پارتی و پول + عکس

مهدی فخیمزاده، نامی آشنا در سینمای ایران، نه تنها به عنوان کارگردان و بازیگر، بلکه به عنوان نویسنده نیز در عرصه هنر فعالیت داشته است. کتاب «سینما و من» که به قلم خود او نوشته شده، دریچهای است به دنیای حرفهای و شخصی این هنرمند. این اثر که توسط آموزشگاه سینمایی هنر و اندیشه پخش شده، به تازگی منتشر گردیده و روایتگر مسیری است که فخیمزاده بدون هیچگونه پشتوانه مالی یا ارتباطات خانوادگی، توانسته به جایگاهی رفیع در سینمای ایران دست یابد.
فخیمزاده در مقدمه این کتاب، انگیزههای خود را از نگارش آن شرح میدهد. او با اشاره به دههها فعالیت در سینما و تلویزیون و سالها تدریس در آموزشگاههای هنری و دانشکدهها، به دغدغه خود نسبت به نسل جوان علاقهمند به بازیگری اشاره میکند. او معتقد است بسیاری از جوانان بدون شناخت کافی از فضای نمایش و با اتکا به تصورات نادرست از استعداد خود، به دنبال ورود به این عرصه هستند. این مقدمه، خواننده را با نگاه عمیق و گاه انتقادی فخیمزاده نسبت به برخی رویکردهای رایج در سینما آشنا میسازد.
نگاهی به دغدغههای نسل جوان در سینما
فخیمزاده در بخشهایی از کتاب به این نکته اشاره میکند که بسیاری از جوانان علاقهمند به بازیگری، ارزش واقعی آموزش و تلاش مستمر را درک نمیکنند. آنها اغلب به دنبال راههای میانبر و معرفی شدن سریع هستند و تصور میکنند استعداد ذاتی به تنهایی کافی است. این نگاه سادهانگارانه به دنیای نمایش، که گاه با تصوراتی از شهرت و محبوبیت بیحد و حصر همراه است، باعث میشود تا تلاش و مطالعه جدی گرفته نشود. فخیمزاده این پدیده را در تقابل با ارزشهایی چون تلاش، صبر و یادگیری مداوم قرار میدهد و آن را یکی از موانع اصلی در مسیر رشد واقعی هنرمندان جوان میداند.
تجربیات در سینمای قبل و بعد از انقلاب
یکی از بخشهای قابل توجه کتاب، به تجربیات فخیمزاده در سینمای پیش از انقلاب و همچنین تحولات سینمای پس از انقلاب اختصاص دارد. او که در گروه پاسارگاد زیر نظر استاد حمید سمندریان تجربه اندوخته بود، ناخواسته وارد سینمای بدنه و تجاری آن دوران شد. فخیمزاده تفاوتهای بنیادین سینمای روشنفکری را که با بودجههای دولتی و بدون دغدغه بازدهی مالی تولید میشد، با سینمای تجاری که تابع قوانین تجارت و سود و زیان بود، تشریح میکند. او بر اهمیت شناخت این دوران از تاریخ سینمای ایران تأکید میکند و معتقد است پژوهشهای اندکی در این زمینه صورت گرفته است، چرا که بسیاری از کسانی که این دوران را تجربه کردهاند، یا در قید حیات نیستند و یا از کشور مهاجرت کردهاند. فخیمزاده خود را یکی از معدود بازماندگان این نسل میداند که تجربیاتش میتواند روشنگر باشد.
“مسیر سینما مسیری پر فراز و نشیب است که نیازمند صبر، پشتکار و آموختن مداوم است و تنها با تکیه بر این اصول میتوان در آن ماندگار شد.”
سفرنامه یک هنرمند: از جنوب شهر تا جعبه جادو
فخیمزاده در ادامه، دلایل دیگری را برای نگارش این زندگینامه ذکر میکند. او به نقش خود در تحولات سینمایی پس از انقلاب و چگونگی شکلگیری صنوف سینمایی اشاره میکند. همچنین، او به تفاوت مصاحبه با خاطرهنویسی شخصی میپردازد و ترجیح میدهد خاطراتش را آنگونه که در ذهن او شکل گرفتهاند، با مخاطب در میان بگذارد، نه آنگونه که یک مصاحبهکننده با سوالاتش او را هدایت میکند. هدف اصلی او در این کتاب، بیان شرایط زندگی، تلاشها، صبر و تحمل او برای ماندگاری در این حرفه است. او همچنین نگاه خود به سینما و هنرهای نمایشی، فضای سینمای قبل از انقلاب و هماهنگی آن با انقلاب و تشکیلات صنفی پس از آن را بیان میکند. در نهایت، فخیمزاده کتاب خود را نه یک زندگینامه صرف، بلکه یک «سفرنامه» توصیف میکند؛ سفری که از جنوب شهر آغاز شده و بیش از چهل سال ادامه یافته و هنوز در راه است.
جمعبندی
کتاب «سینما و من» اثر مهدی فخیمزاده، نه تنها یک خودنوشت، بلکه یک درسنامه ارزشمند برای علاقهمندان به سینماست. فخیمزاده در این اثر نشان میدهد که چگونه میتوان بدون داشتن پارتی و پول، و با تکیه بر استعداد، تلاش و پشتکار، به موفقیتهای چشمگیر در عرصه هنر دست یافت. او با صداقت تمام، تجربیات خود را در سینمای قبل و بعد از انقلاب به اشتراک میگذارد و نگاهی عمیق به چالشها و فرصتهای این حرفه ارائه میدهد.






