سجاد افشاریان ؛ از ایده های ناب در خندوانه تا برادر جان | سبک زندگی افراد مشهور(317)
چهره هااز سجاد افشاریان به عنوان نمایش نامه نویس، بازیگر و کارگردان تئاتر و نیز نویسنده و بازیگر تلویزیون و طنزپرداز ، مدیر گروه موسیقی و حتی صاحب یک موسسه فرهنگی می توان نام برد. او این شبها با سریال برادر جان مهمان خانه های ما است که یک کار مناسبتی ویژه ماه مبارک رمضان است و از شبکه سه سیما پخش می شود. به همین بهانه در این شماره از سبک زندگی افراد مشهور مروری بر زندگی سجاد افشاریان داریم.
سجاد افشاریان بازیگر سریال برادر جان
سجاد افشاریان در تاریخ 31 فروردین 1364 در شهر شیراز به دنیا آمد.
یك خواهر بزرگتر و یك برادر كوچكتر از خودش دارد .
مادر و پدرش در دوران جنگ در مهاباد معلم بودند.
دبیرستان ریاضی فیزیک دارد اما در دانشگاه رشته ادبیات نمایشی خوانده است.

زندگی سجاد افشاریان
درشش سالگی که تصادف کرد و دو کتف و پای چپش شکست زندگی
برایش عوض شد.
همان روزها بود که تصمیم گرفت هنرمند شود.
کارش را در دوران دبیرستان در شیراز با فیلمسازی را شروع کرد
و عضو انجمن سینمای جوان شد.
زندگینامه سجاد افشاریان
در همان زمان در تئاتر نیز فعالیت می کرد و در 20 سالگی
داور جشنواره رشد شد.
نویسندگی را در در 18 سالگی شروع کرد که یک
سریال 18 قسمتی مخصوص شبکه شیراز نوشت و
جالب اینکه در 22 سالگی جزو نویسندگان سریال شمس العماره ساخته
سامان مقدم بود!
سجاد افشاریان در سال 93 بعنوان نویسنده وارد گروه خندوانه شد.
اما شهرتش به واسطه حضور در اولین سری خنداننده شو بود
که یکی از 16 فرد نهایی بود که با استندآپ های تاثیرگذارش بسیار موفق بود
و در نهایت در مسابقه با مهران غفوریان حذف شد.

سجاد افشاریان و مهران غفوریان
تاسیس موسسه آپآرتمان به همراه پگاه آهنگرانی
به همراه پگاه آهنگرانی مجموعهای را راهاندازی كردهاند
به نام «آپآرتمان» كه موسسه فرهنگی هنری چندمنظوره است.
آنها در این موسسه تم معاشرت و بینرشتهای را برای كارمان انتخاب كردهاند
به این شكل كه كارگاههای مختلفی را برگزار میكنند،
بخشهای مختلف فیلم دارند و به این شكل است كه مثلا شما
تجربههای زیادی دارید و این تجربهها به صورت تئوری قابل خوانش نیست
و آنها محیط كادرشدهای را برای آرتیست و مخاطب به وجود میآورند
كه البته اكثر این مخاطبها هم خودشان حرفهای هستند و در واقع
در این كارگاهها این تجربیات از طریق معاشرت، انتقال پیدا میكند.
سجاد افشاریان همچنین مدیر هنری گروه موسیقی بمانی نیز است.
ازدواج سجاد افشاریان
عکس زیر به عنوان سجاد افشاریان و همسرش منتشر شده
اما اطلاعات دقیقی از زبان خودش در
این باره منتشر نشده است.

سجاد افشاریان و همسرش
مصاحبه با سجاد افشاریان
تئاتر درآمد و شهرت کمتری دارد. شما چرا تئاتر را انتخاب کردید؟
راستش دغدغه من بازیگری صرف نبود. از روزی که شروع کردم به عنوان نویسنده و کارگردان هم فعالیت داشتم؛ حتی زمانی که فیلم کوتاه می ساختم در 18 سالگی مجموعه ای 18 قسمتی را برای تلویزیون شیراز ساختم. من متولد 64 هستم، در 22 سالگی جزو نویسندگان مجموعه «شمس العماره» سامان مقدم بودم. آنجا برای نویسندگی پولی به من دادند که دوبرابر کل تئاترهایی بود که در زندگی ام کار کرده بودم. برای همین مدت طولانی چیزی ننوشتم چون نمی خواستم طعم این شکل پول درآوردن روی کارم تاثیر بگذارد. دغدغه ام تئاتر بود چون هنر بی واسطه ای است. کشف و شهود این مدیوم را دوست دارم.
اگر در این زمینه کار موفقی دارم به این خاطر است که قبل از نوشتن متن به سوالات بسیاری برای خودم پاسخ می دهم؛ اینکه مثلا چرا می خواهم آن را اجرا کنم یا در چه سالی می خواهم آن را روی صحنه ببرم و اصلا نیاز اجرای آن چیست. این باعث می شود اول از هر چیزی نگاهی جامعه شناختی به زمان حال خودم داشته باشم؛ ضمن آنکه در تصویر معادلاتی وجود دارد که اگر به آنها تن دهید همه چیزتان در تئاتر از دست می رود. من فیلم های زیادی را بازی نکردم چون مناسبات انتخاب نقش آنها را دوست نداشتم؛ اینکه همه کارها را انجام می دادند و بعد برای یکسری نقش ارزان قیمت دنبال بازیگران تئاتر می گشتند؛ حتی 5،4 پروژه سینمایی را رد کردم.
عکس سجاد افشاریانخب، در این فرصت منتظر چه بودید؟
من صبر می کنم تا هامون خودم را بازی کنم.
ولی شما که با کار طنز وارد شدید؟
اتفاقا من با کار جدی شروع کردم. فیلمی بازی کردم به نام «حبیب آقا» ساخته محمد حمزه ای که به خاطر آن در جشنواره شهر کاندیدای نقش اول شدم که با تقدیر از من شهاب حسینی جایزه را گرفت؛ نقشی کاملا جدی در فیلمی تلخ.
یعنی حتی حاضر هستید حذف شوید اما خودتان را اینگونه نشان دهید؟
حذف نمیشوم. مردم را با یك استندآپ متفاوت مواجه میكنم. ریسك این را میپذیرم.
گفتگو با سجاد افشاریان
شما بعد از كلی زحمت، حالا فرصتی پیدا كردهاید كه به آنچه میخواستید برسید؛ در خندوانه در حالی كه كسی از شما انتظار نداشت به این خوبی بالا آمدید و حالا درست در همین لحظه میخواهید قالبشكنی كنید.
من این را دوست دارم و حالم را خوب میكند كه از هر فرصتی كه به دست میآید به نفع فرهنگ استفاده كنم. با اجرای اول دوست داشتم ثابت كنم كه قدرت این را دارم كه خوب بخندانم و با اعتماد رامبد جان دل جزو این 16نفر قرار گرفتهام و با اجرای دوم دوست داشتم تماشاگر همزمان كه میخندد به آنچه میبیند یا میشنود، فكر كند.
قرار نیست قالب خودم را بشكنم. اجرای مرا دیدهاید. من برای آنكه مخاطب به اجرای من بخندد به هیچوجه کارهای غیر معقول نمیکنم. من در این شوخیهایم جدی بودن خودم را هم دارم؛ مثلا از دریاچه پریشان، نمك، هامون و ارومیه نام میبرم یا وقتی میخواهم دعا كنم به مسوولان مملكتی اشاره میكنم كه به فرهنگ توجه كنند. همه ما در این سالها صاحب جهانبینیهای شخصیمان میشویم.
مصاحبه با سجاد افشاریانخندوانه را كجای زندگی خود میبینید؟
قبل از آنكه استندآپ كمدی این برنامه به زندگی من وارد شود، برنامه خندوانه از همان نطفه شكلگیریاش وارد زندگی من شد. درست از فصل اول و زمانیكه طرح كامل آن توسط رامبد جوان عزیز ریخته شد. مدل من اینطوری است یا كاری را قبول نمیكنم یا وقتی قبول كردم آن را با تمام ایمان و اعتقادم انجام میدهم. قطعا هم كار سختی است؛ مثلا اگر 200 قسمت برنامه داریم در طی این چند ماه استندبای پروژه هستیم. گاهی اوقات بوده كه ساعت پنج ضبط شروع میشود اما تازه همان لحظه میفهمیم چه كسی مهمان برنامه است. من باید به سرعت معرفی مهمان را بنویسم و طراحی سوال كه تا حدودی مسیر گفتوگو را جهتدهی میكند.
برای جنابخان هم چیزی مینویسید؟
نه. محمد بحرانی و تیمش ایده پردازهای بسیار درجه یك و مستقلی هستند.
سجاد افشاریان و محمد بحرانیمهمانها از قبل میدانند قرار است چه سوالاتی از آنها پرسیده شود؟
نه، اصلا. بخشی از سوالات ما كه عمومی است؛
مثل اینكه وقتی شما حالتان بد است چه كار میكنید؟ ا
ما بخشی از سوالها مربوط به خود آن شخص است و بستگی به او دارد.
ببینید مردم ما در عرصههای مختلف یكسری قهرمان دارند.
وقتی از قهرمان آنها مثلا سوال میكنم وقتی حالت بد است چه كار میكنی
و او مثلا جواب میدهد فلان موسیقی را گوش میكنم،
مخاطب با خودش میگوید چه جالب!
من هم این كار را امتحان كنم. اینها بخش عمومی سوالات است.
در بخش دیگر همهچیز بستگی به خود مهمان دارد؛
مثلا مهمانی داشتیم كه 14 دقیقه بیشتر از او پخش نداشتیم.
رامبد حتی به شوخی به او گفت اگر چیز بامزهای تعریف نكنی با كمربند سیاهت میكنم
اما باز هم آنطور كه باید نشد.
یك وقتی مهمان برنامه شخصی مثل یونس شكرخواه است؛
انگار تدوین كردهای و او را به برنامه آوردهای چون خودش درست و كاربردی صحبت میكند.
آتیلا پسیانی و سجاد افشاریان و رامبد جوانوقتی روی صحنه استندآپ میكردید به نظر میرسید یك كمدین عالی هستید.
این بازیگری است. این روزها موسسهای فرهنگی به اسم «آپ ارت مان» را همراه پگاه آهنگرانی دارم كه در آنجا پنلهای مختلفی را در زمینه تجسمی، سینما، ادبیات، گرافیك، تئاتر و موسیقی برگزار میكنیم.
اینها دغدغههای شماست یا دوست دارید هر كاری را تجربه كنید؟
تجربه نیست، كاملا دغدغهام است؛ ضمن آنكه به نظرم همه این كارها به هم ربط دارند. وقتی من بازیگریام را كامل كنم و وقتی در مقام كارگردان میایستم دیگر نیازی نیست كه برای كارم بازیگردان بیاورم چون میتوانم آن بازیگر را هدایت كنم. در نوجوانی سر نمایشی بودم كه كارگردانش چند بار تكرار كرد چرا این صحنه درنمیآید؟ من با خودم عهد كردم كه اگر روزی كارگردانی كردم این جمله را به كار نبرم. به بازیگرم راهكار بدهم تا آن لحظه دربیاید. وقتی میروم سمت تجسمی و نقاشی را دنبال میكنم قطعا آن شاعرانگی نقاشیها در خلق صحنهها به من كمك میكند. وقتی چهار سال است مدیر یك گروه موسیقی هستم به دریافتهای دیگری در استفاده از موسیقی میرسم.

سجاد افشاریان و مجتبی جباری
دغدغه های سجاد افشاریان
به نظر میآید سر خودتان را خیلی شلوغ كردهاید؟
شاید اینطور باشد. من متولد 64 هستم اما احساس میكنم خیلی كارهای نكرده دارم و برای انجامشان همیشه عجله دارم.
رویای شما دقیقا در كدام شاخهای كه الان فعالیت میکنید، تعریف میشود؟
رویاهای بزرگی در سر دارم كه پایانی برایشان نمیبینم حتی نوبل و اسكار هم انتهای كار من نیست.
مثلا فكر نمیكنید كه اصغر فرهادی شوید و دومین اسكار را بگیرید؟
اصلا اینطور نیست. هرچند درصدد هستم در سالهای آتی فیلم بسازم و برای خودم فیلمنامه بنویسم.
تصاویر سجاد افشاریانتكفرزند هستید؟
نه. یك خواهر بزرگتر و یك برادر كوچكتر هم دارم. عكسی كه از عروسی مادرم و پدرم داریم در زمان جنگ است. مادر و پدرم در دوران جنگ در مهاباد معلم بودند. برای دل خودشان و براساس اعتقاداتشان زندگی كردند و به ما هم همین آزادگی را یاد دادند؛ به همین خاطر برای من بسیاربسیار قابل احترام هستند و همیشه سعی میكنم قدردانشان باشم و بر دستانشان به مهر بوسه زنم.
پس یعنی خانواده زیاد با كار شما موافق نبودند!؟
نه.
خانواده سجاد افشاریان
نخواستید برای آنكه دلشان را به دست بیاورید یك كار مورد علاقهشان را بازی كنید؟
وقتی میگویم آدم تلخی هستم باور كنید. 14 سال است كه كار تئاتر میكنم اما یكبار پدر و مادرم پایشان را در آن سالنها نگذاشتهاند؛ چه در شیراز و چه در تهران. هروقت والدین بچههای دیگر برای تماشای كار میآمدند كار را به آنها تقدیم میكردم چون حس خوبی میگرفتم؛ انگار والدین خودم هستند. آنها علاقهای نداشتند و من هم اصراری نداشتم.
وقتی روی صحنه استندآپ میكردید به نظر میرسید یك كمدین عالی هستید.
این بازیگری است. این روزها موسسهای فرهنگی به اسم «آپ ارت مان» را همراه پگاه آهنگرانی دارم كه در آنجا پنلهای مختلفی را در زمینه تجسمی، سینما، ادبیات، گرافیك، تئاتر و موسیقی برگزار میكنیم.
سجاد افشاریان در خندوانهاینها دغدغههای شماست یا دوست دارید هر كاری را تجربه كنید؟
تجربه نیست، كاملا دغدغهام است؛
ضمن آنكه به نظرم همه این كارها به هم ربط دارند.
وقتی من بازیگریام را كامل كنم و وقتی در مقام كارگردان میایستم
دیگر نیازی نیست كه برای كارم بازیگردان بیاورم چون میتوانم آن بازیگر را هدایت كنم.
در نوجوانی سر نمایشی بودم كه كارگردانش چند بار تكرار كرد چرا این صحنه درنمیآید؟
من با خودم عهد كردم كه اگر روزی كارگردانی كردم این جمله را به كار نبرم.
به بازیگرم راهكار بدهم تا آن لحظه دربیاید.
وقتی میروم سمت تجسمی و نقاشی را دنبال میكنم قطعا آن شاعرانگی نقاشیها
در خلق صحنهها به من كمك میكند.
وقتی چهار سال است مدیر یك گروه موسیقی هستم به دریافتهای دیگری در استفاده از موسیقی میرسم.
سجاد افشاریان و علی زندوکیلیبه نظر میآید سر خودتان را خیلی شلوغ كردهاید؟
شاید اینطور باشد. من متولد 64 هستم اما احساس میكنم خیلی كارهای نكرده دارم و برای انجامشان همیشه عجله دارم.
برای اجرای تئاترها به تهران میآمدید و چه میكردید؟
تئاتر كه كار میكردیم باید جای خوبی میرفتم اما در شیراز جایی نبود. آنجا كار میساختم و در فستیوالهای مختلف دانشجویی در تهران اجرا میكردم. آن سالها با اعتماد به نفس به آرتیستهایی كه دوست داشتم زنگ میزدم كه بیایند كارم را ببینند؛ حتی یكبار به رضا كیانیان زنگ زدم كه كاری در جشنواره دانشجویی دارم و او هم آمد و بعد از تماشای كار با ما صحبت هم كرد یا زنگ میزدم به حسن معجونی. یادم هست در یكی از اختتامیهها مجری امیر جعفری بود.
آن موقع در بخشهای مختلفی چون خیابانی، نمایشنامهخوانی، صحنه و. . . كار داشتم كه همه آنها كاندیدا شدند و برای همهشان جایزه گرفتم. در آن جشنواره اصغر فرهادی، حسن معجونی و پانتهآ بهرام آمده بودند تا جوایز را بدهند. دستیار حسن معجونی دوست من بود. به من گفت بیا سر تمرین كارمان. من اتفاقی رفتم آنجا و از قضا یكی از بازیگران كار حسن معجونی انصراف داده بود. خواهش كردم كه من به جایش متن را بخوانم. «رویای شب تابستان» اثر شكسپیر بود.
سجاد افشاریان و نگار جواهریاننقش را خواندم و حسن معجونی خیلی خوشش آمد. از من پرسید: «كجایی؟» گفتم: «خانوادهام شیراز هستند و دانشگاهم بوشهر است.» گفت: «پس هیچی...» اما من گفتم که میآیم. هفتهای دوبار به مدت یك سال برای تمرینها به تهران میآمدم و از آنجا میرفتم بوشهر برای دانشگاه و از آنجا شیراز. این مثلث را یك سال رفتم و آمدم.
شبها كجا میخوابیدید؟
جاهای مختلف. بیشتر خونه مامان گلی؛ مادر یكی از دوستهایم كه برایم مثل مادر بود. خیلی شبها اصلا نمیدانستم كجا باید بخوابم اما دوستانم بسیاری اوقات لطف داشتند و به خانه آنها میرفتم. گاهی هم یواشكی با بعضی از دوستان دانشجو به خوابگاهشان میرفتم؛ حتی مدتی از بس در اتوبوس نشسته بودم از عصا استفاده میكردم. رسیدن به این مرحله برای من مسیر راحتی نبود.




























بازیگران سریال دیار مادری ؛ چهرههای مشهوری که با دیار مادری دوباره به قاب تلویزیون میآیند
همه چیز درباره بازیگران ، داستان و زمان پخش سریال «نهنگ سفید»
بازیگران سریال سلمان فارسی ؛ داستان و زمان پخش و پشت صحنه سریال
بازیگران سریال کلاغ ؛ داستان عشق و جاسوسی
فصل دوم سریال بامداد خمار آماده پخش شد؛ بازیگران و زمان پخش
سریال صفا با خانواده | بازیگران، داستان و زمان پخش ؛ خلاصه داستان سریال صفا با خانواده
فیلم آدم فروش مهران مدیری | زمان اکران آنلاین و بازیگران
حضور هنرمندان در مراسم یادبود مادر محمدرضا شریفینیا + عکس
فال حافظ
فال روزانه
تعبیر خواب
سوره های قرآن
سوژه های داغ
فال روز تولد
فال چوب
فال قهوه
فال قرآن