مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
رسانه

رسول نجفیان از سیروس ابراهیم‌زاده می‌گوید؛ طنز گزنده‌ای که به نقش اضافه می‌کرد

رسول نجفیان از سیروس ابراهیم‌زاده می‌گوید؛ طنز گزنده‌ای که به نقش اضافه می‌کرد

رسول نجفیان از سیروس ابراهیم‌زاده می‌گوید. ابراهیم‌زاده در سال‌های پیش از انقلاب برای زندانیان نمایش اجرا می‌کرد و همیشه به مطبوعات نیز توجه خاصی داشت. از جمله مدیرمسئول نشریه آزما از خرید تعداد زیادی از این نشریه و رساندن آن به زندانیان می‌گوید.

رسول نجفیان معتقد است یکی از ویژگی‌های اصلی سیروس ابراهیم‌زاده، اضافه کردن نوع خاصی از طنز به نقش بود. او در سه فصل از سریال «کاکتوس» که از میانه ۷۰ پخش می‌شد، با ابراهیم‌زاده هم‌بازی بود و در این گفت‌وگو از تجربه مشترکشان می‌گوید.

رسول نجفیان از سیروس ابراهیم‌زاده و آغاز آشنایی‌شان می‌گوید

آشنایی شما با سیروس ابراهیم‌زاده از چه زمانی شکل گرفت؟

سیروس ابراهیم‌زاده از دوستان عزیز ما بود. همسر او، شاعر بزرگوار ناهید کبیری، با خانواده ما رفت‌وآمد داشت. ضمن اینکه پیش از آن، خاستگاه ما در آموزش بازیگری و کارگردانی، تئاتر آناهیتا بود؛ آناهیتایی که مرحوم اسکویی‌ها راه انداختند. منتها او چون ۱۶ سال از من بزرگ‌تر بود، زودتر فارغ‌التحصیل شد. خوشبختانه به‌خصوص بعد از انقلاب، توسط خاندان شریف جناب داوود رشیدی و خانم برومند دیدارهای زیادی داشتیم.

شما در سه فصل «کاکتوس» با آقای ابراهیم‌زاده هم‌بازی بودید. کار با او چگونه تجربه‌ای بود؟

این کار در چند دوره ضبط شد، یکی دو سالی طول کشید و خیلی دیده شد. پیش از اینکه درباره کار با او بگویم، دوست دارم به این اشاره کنم که من همیشه وقتی عزیزانی را که ارزش‌های معنوی و هنری دارند از دست می‌دهم، یاد این شعر جناب رودکی در رثای شهید بلخی می‌افتم که می‌گوید: «از شمار دو چشم یک تن کم و از شمار خرد هزاران بیش.» ما جسم سیروس عزیزم را از دست دادیم، ولی واقعاً هزاران خرد از بین ما رفته است. او استاد زبان انگلیسی بود، نوشته‌های بسیاری داشت و ترجمه‌های ارزشمندی انجام داده بود. نمایشنامه‌های کوتاه طنزی نیز داشت که چاپ شده و اکنون هم در دسترس است.

نمایشنامه‌های طنز و ایده‌های مؤثر سیروس ابراهیم‌زاده

این نمایشنامه‌ها اجرا هم شدند؟

در اروپا و آمریکا اجرا داشتند. اینجا هم فکر می‌کنم یکی دو مورد از آن‌ها اجرا شد. سیروس ابراهیم‌زاده همواره فعال بود. این اواخر به من می‌گفت یک‌سری طنز کوتاه درباره رفتار آدم‌ها می‌نویسم و می‌خواهم آن‌ها را چاپ کنم. در بازیگری هم واقعاً خوب بود. همان زمان که با دوست عزیزم محمدرضا هنرمند کار می‌کردیم، ایده‌های سیروس بسیار مؤثر بود. پیش از ضبط، ابتدا متن را تحلیل می‌کردیم و او بسیار آگاه و مسلط بود. هم از نظر ظاهر و فن فیلم‌برداری و هم درباره محتواها خیلی راهنمایی می‌کرد. خود آقای هنرمند و خشایار الوند متن‌ها را می‌نوشتند. او خیلی با آن‌ها گپ‌وگفت می‌کرد و همیشه مؤثر واقع می‌شد. می‌خواهم بگویم که فقط یک بازیگر نبود؛ جدا از نویسندگی و کارگردانی، صاحب فکر و تفکر بود و ایده‌پردازی می‌کرد.

طنز گزنده‌ای که در لحن و پرداخت نقش دیده می‌شد

به نظر شما ویژگی‌های بازیگری او چه بود؟ به‌جز صدای خاصشان که بسیار برجسته است و در یادمان می‌ماند، شما که با او هم‌بازی بودید چه ویژگی‌هایی در بازی او دیدید؟

همان‌طور که گفتید، او در بیان، صدا و لحن ویژگی خاصی داشت و بارها برای حضور در نمایش‌های رادیویی دعوت به کار می‌شد. بعضی از آن‌ها نقش‌های ساده و گذرا بود و او البته در همان نقش‌ها هم غور می‌کرد. این شخصیت یک طنز بسیار گزنده و زیبا داشت که در فیلم «چهره» و به‌خصوص در «کاکتوس» بسیار دیده می‌شد. او به‌راحتی از واژه‌ها، دیالوگ‌ها و جمله‌ها نمی‌گذشت و به‌شدت روی آن‌ها کار می‌کرد. من شاهد بودم که بارها به جناب هنرمند می‌گفت اگر این جمله را این‌گونه بگویم بهتر نیست؟ یا این واژه را اضافه کنم یا آن را کم کنم؟ ویژگی او به نظرم همان طنز بسیار گزنده و ارزشمند بود که هم در لحنش تجلی پیدا می‌کرد و هم در پرداخت نقش.

این طنز چیزی بود که خودشان به نقش اضافه می‌کردند؟

بله. سیروس گرامی واقعاً برای نقش خیلی کار می‌کرد. مثلاً زمانی که می‌خواستیم ناهار یا عصرانه بخوریم، می‌دیدم او همچنان دیالوگ‌ها را تمرین می‌کند و با پرداخت‌های مختلف نقش را اجرا می‌کند تا یکی از آن‌ها راضی‌کننده باشد. این‌ها درس‌هایی بود که از این عزیز یاد گرفتیم. بی‌دلیل هم نبود، چون ما از شاگردان مکتب مصطفی اسکویی بودیم؛ کسی که علم و تکنیک را وارد عرصه بازیگری کرد.

تمرین‌های گروهی و شکل‌گیری نقش‌ها در سریال کاکتوس

در «کاکتوس» با فضای محدود و بازیگران محدودی مواجهیم. در واقع، این مجموعه از اولین سیتکام‌های ایرانی و همچنین نخستین طنزهای سیاسی است. بازیگرها کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند و هر بار داستانی را پیش می‌برند. پیشبرد این داستان‌ها چقدر از ارتباط نقش‌ها با یکدیگر به وجود می‌آمد؟ یعنی چه میزان از کار سر صحنه ساخته می‌شد؟

آقای هنرمند بیشتر متن‌ها را می‌نوشت و کارگردانی هم می‌کرد، جز چند مورد که از نویسندگان مختلف دعوت کرد. دوست عزیزم فتحعلی اویسی، سیروس نازنینم و خسرو شکیبایی عزیز دور هم جمع می‌شدیم و هرکس آوازی در یک سمفونی بود. ما خیلی ویژه تمرین می‌کردیم و بعد برای ضبط آماده می‌شدیم. سیروس عزیزم تا از چیزی مطمئن نمی‌شد، سر صحنه نمی‌رفت که همین‌طور دیالوگ‌ها را بگوید و رد شود. این ویژگی کاری بود که فکر می‌کنم به ارزش‌ها و موفقیت‌های او اضافه کرد.

در «کاکتوس» گروه‌های سنی مختلفی از بازیگران حضور داشتند؛ شما، آقای ابراهیم‌زاده، خسرو شکیبایی و جوان‌تر از همه سروش صحت. ارتباط آقای ابراهیم‌زاده با این بازیگران چگونه بود؟

خیلی عالی بود؛ به‌طوری که مثلاً در تحلیل نقش به آن‌ها کمک می‌کرد. کارگردان این امکان را داده بود که درباره نقش پیشنهاد بدهیم. ما همواره از پیشنهادهایی که سیروس ابراهیم‌زاده مطرح می‌کرد، بهره‌مند می‌شدیم. جدا از جناب هنرمند که نویسنده و کارگردان بود، سیروس خیلی کمک می‌کرد تا به این وحدت نقش برسیم.

آخرین دیدار رسول نجفیان با سیروس ابراهیم‌زاده

این اواخر هم با او در ارتباط بودید؟

بله. از برنامه‌هایش می‌گفت. پیش از عید در منزل خانم احترام برومند بودیم و سیروس عزیز نکته‌های طنزی را که نوشته بود، خواند. می‌گفت دارم این‌ها را جمع‌آوری می‌کنم تا به چاپ برسانم. آخرین باری که او را دیدم، همان شب بود.

منبع : همشهری آنلاین

اشتراک‌گذاری:

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *