مرد جوان برای ترساندن همسر بلاگرش درخواست طلاق داد؛ اما در دادگاه شوکه شد!

مرد جوانی که از فعالیت همسرش در اینستاگرام و انتشار جزئیات زندگی خصوصیشان خسته شده بود، تصمیم گرفت با ارائه دادخواست طلاق به او تلنگر بزند. او تصور میکرد همسرش با دیدن جدی شدن ماجرای جدایی، در رفتارش تجدیدنظر میکند؛ اما اتفاقی که در دادگاه خانواده افتاد، برخلاف انتظارش بود.
به گزارش پرشینوی، این ماجرا درباره زوج جوانی به نامهای بهنام و لیلاست که اختلاف آنها بر سر بلاگری، حریم خصوصی و میزان حضور در شبکههای اجتماعی به دادگاه خانواده کشیده شد.
ماجرای طلاق به خاطر بلاگری همسر چه بود؟
ساعت حدود ۹:۳۰ صبح بود. راهروهای دادگاه خانواده مانند همیشه شلوغ بود و مراجعهکنندگان منتظر رسیدگی به پروندههایشان بودند.
در گوشهای از راهرو، زن جوانی سرگرم تلفن همراهش بود. تصاویر و فیلمهای شبکههای اجتماعی را تماشا میکرد و گاهی لبخندی بر لبش مینشست. چند قدم آنطرفتر، همسرش با چهرهای ناراحت ایستاده بود و به او نگاه میکرد.
پس از اعلام شماره پرونده، هر دو وارد شعبه شدند و با فاصله از یکدیگر نشستند.
قاضی از مرد جوان پرسید که چرا درخواست طلاق داده است؛ اما پیش از آنکه بهنام پاسخ بدهد، لیلا شروع به صحبت کرد.
او مدعی شد که همسرش نمیتواند موفقیت و استقلال مالی او را تحمل کند و از زمانی که صفحه اینستاگرامش پربازدید شده، اختلافهایشان افزایش یافته است.
قاضی از لیلا خواست اجازه دهد ابتدا همسرش توضیح بدهد.
مرد جوان: دیگر در زندگی همسرم جایی ندارم
بهنام در توضیح علت درخواست طلاق گفت که با پیشرفت همسرش مخالف نبوده و حتی برای شروع فعالیت او در فضای مجازی کمک کرده است.
به گفته او، برای لیلا تلفن همراه گرانقیمت و تجهیزات لازم تهیه کرده بود تا بتواند محتوای موردعلاقهاش را تولید کند.
اما با افزایش تعداد دنبالکنندگان و پیشنهادهای تبلیغاتی، شرایط زندگی مشترک آنها تغییر کرد.
بهنام توضیح داد که همسرش ابتدا فیلمهای سادهای از فعالیتهای روزانه منتشر میکرد، اما بهتدریج تقریباً تمام اتفاقات خانه به سوژه تولید محتوا تبدیل شد.
از آماده کردن صبحانه و خریدهای روزانه گرفته تا بعضی لحظات دونفره، همه باید مقابل دوربین ثبت میشدند.
او از این موضوع ناراحت بود که افراد ناشناس درباره زندگی خصوصی آنها نظر میدادند و احساس میکرد نظر دنبالکنندگان برای همسرش از خواستههای او مهمتر شده است.
این اختلاف نمونهای از چالشهایی است که در مطلب تأثیر شبکههای اجتماعی بر زندگی مشترک نیز به آنها پرداخته شده است.
شبی که اختلاف زن و شوهر جدیتر شد
بهنام در ادامه تعریف کرد که یک شب پس از بازگشت از محل کار، بهشدت خسته بوده و میخواسته زمانی را با همسرش بگذراند.
اما لیلا سرگرم فیلم گرفتن، انتشار محتوا و پاسخ دادن به پیامهای دنبالکنندگانش بوده است.
مرد جوان گفت که در آن لحظه بیشتر از هر چیز به همصحبتی و توجه همسرش نیاز داشته، اما احساس کرده فعالیت مجازی برای او در اولویت قرار گرفته است.
بهنام همچنین از ارتباط خصوصی همسرش با برخی دنبالکنندگان ناراضی بود؛ موضوعی که به گفته خودش باعث افزایش اختلافها شده بود.
البته اختلاف نظر درباره ارتباطات مجازی همیشه به معنای رفتار نادرست یکی از طرفین نیست. تعیین مرزهای ارتباطی، اعتماد و احترام به حریم خصوصی در زندگی مشترک از موضوعاتی است که زوجها باید درباره آن گفتوگو کنند.
پاسخ همسر بلاگر به درخواست طلاق شوهرش
پس از شنیدن صحبتهای بهنام، قاضی از لیلا خواست توضیح بدهد.
زن جوان گفت که همسرش را دوست دارد، اما فعالیت در فضای مجازی به بخش مهمی از زندگی و کار او تبدیل شده است.
لیلا توضیح داد که اکنون دنبالکنندگان زیادی دارد، از فعالیت خود درآمد کسب میکند و نمیخواهد فرصت پیشرفتش را از دست بدهد.
او معتقد بود همسرش نگاه متفاوتی به زندگی دارد و نمیتواند شرایط جدید او را بپذیرد.
لیلا در نهایت اعلام کرد اگر بهنام نمیتواند فعالیت حرفهای او را تحمل کند، حاضر است از یکدیگر جدا شوند.
این واکنش برای مرد جوان غیرمنتظره بود؛ زیرا او تصور میکرد مطرح شدن طلاق باعث میشود همسرش برای حفظ زندگی مشترک تلاش بیشتری کند.
درخواست طلاقی که قرار بود فقط یک تلنگر باشد
بهنام پس از شنیدن پاسخ همسرش ناراحت شد و توضیح داد که هدف اولیهاش از درخواست طلاق، پایان دادن قطعی به زندگی مشترک نبوده است.
او امیدوار بود با این اقدام، لیلا متوجه میزان نارضایتیاش شود و درباره شیوه فعالیت در فضای مجازی تجدیدنظر کند.
اما استقبال همسرش از جدایی باعث شد احساس کند اختلاف آنها عمیقتر از چیزی است که تصور میکرد.
در چنین شرایطی، تهدید به جدایی ممکن است بهجای حل اختلاف، فاصله عاطفی میان زوجین را بیشتر کند. برخی از نشانههای این وضعیت در مطلب دلایل طلاق عاطفی در زندگی مشترک توضیح داده شده است.
تصمیم قاضی درباره پرونده زن بلاگر و همسرش
بر اساس روایت منتشرشده از این پرونده، قاضی پس از شنیدن صحبتهای زن و شوهر، از آنها خواست ابتدا برای حل اختلافهایشان به جلسات مشاوره مراجعه کنند.
در گزارش آمده است که برای این زوج یک دوره دوماهه مشاوره مطرح شده تا فرصت بیشتری برای بررسی امکان ادامه زندگی مشترک داشته باشند.
این موضوع به معنای صدور قطعی حکم طلاق پس از پایان دو ماه نیست؛ زیرا تصمیم قضایی به شرایط پرونده و مقررات مربوط بستگی دارد.
سرانجام این زندگی مشترک در گزارش منتشرشده مشخص نشده است.
آیا بلاگری میتواند باعث اختلاف و طلاق شود؟
فعالیت حرفهای در شبکههای اجتماعی بهخودیخود دلیل شکست زندگی مشترک نیست. افراد زیادی از این راه درآمد کسب میکنند و در عین حال روابط خانوادگی موفقی دارند.
مسئله زمانی پیچیده میشود که زن و شوهر درباره میزان انتشار اطلاعات خصوصی، ساعات کار، حضور مقابل دوربین و ارتباط با مخاطبان به توافق نرسیده باشند.
در چنین شرایطی، بهتر است زوجها پیش از تبدیل اختلاف به بحران، درباره چند موضوع روشن گفتوگو کنند:
- چه بخشهایی از زندگی خصوصی اجازه انتشار در اینترنت را دارد؟
- آیا انتشار تصویر یا صدای همسر به رضایت او نیاز دارد؟
- چه زمانهایی باید بدون تلفن همراه و دوربین به رابطه اختصاص پیدا کند؟
- مرز ارتباط کاری با مخاطبان و دنبالکنندگان چگونه تعیین شود؟
- اختلافها چگونه و بدون تهدید به جدایی مطرح شوند؟
برای زوجهایی که درباره حضور در شبکههای اجتماعی اختلاف دارند، مطالعه راهکارهای رفع حساسیت همسر نسبت به فضای مجازی میتواند مفید باشد.
درس مهم پرونده طلاق زن بلاگر
ماجرای بهنام و لیلا نشان میدهد که اختلافهای خانوادگی همیشه از یک اتفاق بزرگ آغاز نمیشوند. گاهی مجموعهای از دلخوریهای کوچک، کمبود گفتوگو و نداشتن توافق درباره مرزهای زندگی خصوصی، بهمرور رابطه را فرسوده میکند.
در این پرونده، بهنام به توجه و حفظ حریم زندگی مشترک اهمیت میداد و لیلا بر استقلال و ادامه فعالیت حرفهای خود تأکید داشت. مشکل اصلی، ناتوانی این زوج در رسیدن به توافقی بود که نیازهای هر دو نفر را در نظر بگیرد.
اگر اختلافها پیش از رسیدن به دادگاه مطرح شوند، گفتوگوی محترمانه و کمک گرفتن از مشاور خانواده ممکن است زمینه درک بهتر خواستههای دو طرف را فراهم کند.
منابع :
– روزنامه ایران؛ گزارش ماجرای اختلاف زن بلاگر و همسرش در دادگاه خانواده
– همشهری آنلاین؛ بازنشر گزارش پرونده، ۴ آبان ۱۴۰۵











