هدیه مرموز تولد راز شوهر جوان را فاش کرد ؛ پایان زندگی مشترک در دادگاه

یک جعبه کادو و جملهای عاشقانه که روی آن نوشته شده بود، زندگی مشترک زوجی جوان را با بحرانی جدی روبهرو کرد. زن ۲۳ سالهای به نام مژگان با مراجعه به دادگاه خانواده، مدعی شد هدیه مشکوکی که شوهرش در جشن تولد دریافت کرده بود، او را به وجود یک رابطه پنهانی مشکوک کرده است.
این زن جوان در دادگاه توضیح داد که پیش از آن شب، دعوای بزرگی میان او و همسرش رخ نداده بود و هیچکس تصور نمیکرد جشن تولد کیوان، مدتی بعد به یکی از دلایل اصلی درخواست طلاق تبدیل شود. ماجرا از لحظهای آغاز شد که هدیهای گرانقیمت به دست شوهرش رسید.
خیانت شوهر در جشن تولد چگونه فاش شد؟
به گفته مژگان، مهمانان در خانه جمع شده بودند و پس از آوردن کیک، کیوان شمعهای تولدش را فوت کرد. فضای خانه پر از صدای خنده و تبریک بود؛ اما رسیدن نخستین هدیه، حالوهوای همسر او را تغییر داد.
روی جعبه کادو نوشته شده بود: «تولدت مبارک عزیز دلم، همیشه شاد باشی.» فرستنده هدیه نیز زنی به نام مینا بود و داخل جعبه یک ساعت گرانقیمت قرار داشت. مژگان برای اینکه جشن در حضور مهمانان به تنش کشیده نشود، واکنشی نشان نداد و تلاش کرد مراسم را با خنده و شوخی به پایان برساند.
پس از رفتن مهمانان، او انتظار داشت شوهرش درباره فرستنده هدیه توضیح بدهد؛ اما کیوان بدون اشاره به موضوع خوابید. مژگان نیز تا صبح به این فکر میکرد که چرا زنی دیگر باید چنین هدیهای همراه با یک پیام صمیمانه برای شوهرش بفرستد.
توضیح شوهر درباره فرستنده هدیه چه بود؟
صبح روز بعد، مژگان از همسرش خواست درباره هدیه توضیح بدهد. کیوان مدعی شد مینا یکی از همکارانش است؛ اما همسرش که همکاران او را میشناخت، این پاسخ را نپذیرفت. مژگان در دادگاه گفت پنهانکاری شوهرش بیش از خود هدیه موجب افزایش شک و بیاعتمادی او شد.
پس از این اتفاق، رفتار کیوان نیز بهتدریج تغییر کرد. به ادعای مژگان، هرقدر بیشتر درباره ماجرا سؤال میکرد، شوهرش فاصله بیشتری از او میگرفت و حاضر نبود پاسخ روشنی درباره مینا بدهد.
دیدن شوهر جوان در کافه با زن ناشناس
مدتی بعد، مژگان برای گفتوگو با همسرش به نزدیکی محل کار او رفت؛ اما در همان حوالی، کیوان را همراه زنی جوان در یک کافه دید. او متوجه شد آن زن همان کسی است که ساعت گرانقیمت را برای جشن تولد فرستاده بود.
به گفته این زن جوان، کیوان یک دسته گل قرمز نیز برای مینا خریده بود. مشاهده این صحنه باعث شد مژگان امید خود را به ادامه زندگی مشترک از دست بدهد. او پس از بازگشت به خانه، وسایل شخصیاش را جمع کرد و به منزل پدرش رفت.
مژگان در برابر قاضی اعلام کرد که از نظر او رابطه پنهانی شوهرش محرز شده و دیگر نمیتواند با بیاعتمادی ایجادشده به زندگی مشترک ادامه بدهد. به همین دلیل از دادگاه خواست حکم طلاق آنها را صادر کند.
اعتراف شوهر به رابطه خارج از زندگی مشترک
قاضی پس از شنیدن اظهارات مژگان، از کیوان خواست درباره ادعاهای همسرش توضیح بدهد. مرد جوان پذیرفت که مرتکب اشتباه شده است. او مدعی شد مدتی بود که احساس میکرد عشق و همراهی در زندگی مشترکشان کاهش پیدا کرده و اختلافها و سرزنشهای مداوم، او را از همسرش دور کرده است.
کیوان گفت احساس میکرد مینا او را بهتر درک میکند؛ بااینحال پذیرفت که پنهانکاری و ورود به رابطهای خارج از چارچوب ازدواج، تصمیم درستی نبوده است. او همچنین اظهار کرد قصد ازدواج با آن زن را ندارد و تنها میخواهد مدتی بهتنهایی زندگی کند.
این مرد جوان در نهایت با درخواست طلاق موافقت کرد و گفت شاید جدایی بتواند آرامش را به زندگی هر دو نفر بازگرداند.
تصمیم قاضی درباره درخواست طلاق زوج جوان
قاضی پس از شنیدن اظهارات دو طرف، تصمیم آنها را تا اندازهای هیجانی و متأثر از وضعیت فعلی دانست. او از این زوج خواست پیش از تصمیم نهایی، مدتی به مشاور خانواده مراجعه کنند و با آرامش بیشتری درباره آینده زندگی مشترکشان تصمیم بگیرند.
بر اساس تصمیم دادگاه، درصورتیکه جلسات مشاوره به حل مشکلات آنها منجر نشود، رسیدگی به درخواست طلاق در جلسه بعدی ادامه خواهد یافت. زوج جوان پس از امضای صورتجلسه، دادگاه را ترک کردند.
پنهانکاری چگونه اعتماد زندگی مشترک را از بین برد؟
آنچه این زوج را به دادگاه خانواده کشاند، تنها یک ساعت گرانقیمت نبود. پیام عاشقانه روی هدیه، توضیحی که زن جوان آن را خلاف واقع میدانست، پنهانکاری شوهر و مشاهده او در کنار شخصی دیگر، اعتماد میان آنها را بهتدریج از بین برد.
حتی اگر یکی از طرفین از مشکلات عاطفی، سرزنش یا نبود همراهی در زندگی مشترک ناراضی باشد، ورود به یک رابطه پنهانی راهحل اختلافها نیست. گفتوگوی صادقانه، مراجعه به مشاور و تصمیمگیری روشن درباره ادامه یا پایان ازدواج میتواند از عمیقتر شدن بحران جلوگیری کند.
منابع: همشهری آنلاین، روزنامه ایران





