اعترافات زن جوان و همدست قاتل از قتل همسرش در تهران

اعترافات زن جوان و همدست قاتل در پروندهای جنجالی و تکاندهنده در تهران، حقایق وحشتناکی را آشکار کرد. پروندهای که با مفقود شدن یک مرد جوان در منطقه حسن آباد آغاز شد و به کشف یک جنایت خونین و برنامهریزی شده منجر گردید. در این ماجرا، نزدیکترین افراد به مقتول، یعنی همسر و یک جوان ۲۰ ساله، به عنوان متهمان اصلی شناخته شدند که با همدستی و نقشهای قبلی، جان مرد را به کام مرگ کشاندند.
تحقیقات پلیس آگاهی تهران بزرگ نشان داد که این قتل تصادفی نبوده و حاصل ماهها برنامهریزی و ایجاد رابطه نامشروع است. متهمان پس از ارتکاب جنایت، تلاش کردند با ارسال پیامکهای فریبنده و دروغهای پیچیده، توجه خانواده مقتول را منحرف کنند، اما هوشیاری کارآگاهان و ردیابی دقیق سرنخها، نهایتاً منجر به دستگیری آنان و کشف جسد در مکانی دور افتاده شد. این گزارش به بررسی دقیق جزئیات این پرونده و اعترافات زن جوان و همدست قاتل میپردازد.
آغاز پرونده با مفقودی و دروغهای پیچیده
ماجرا از اواخر اسفندماه ۱۴۰۱ آغاز شد، زمانی که برادر و خواهر یک مرد متولد ۱۳۶۱ به کلانتری منطقه حسن آباد مراجعه کردند و از ناپدید شدن برادرشان شکایت کردند. آنها اعلام داشتند که برادرشان در تاریخ ۲۱ اسفندماه برای بردن وسایل همسر و دختر ۱۵ سالهاش به منزل شخصیشان در شهر جدید پردیس رفته و دیگر بازنگشته است. با وجود اینکه خانواده مدعی بودند این مرد حدود دو ماه پیش به دلیل مشکلات خانوادگی به خانه پدری بازگشته بود، اما ناپدید شدن او در سفر به پردیس، شکها را برانگیخت.
خانواده مقتول در ابتدا به دلیل دریافت پیامکهای مشکوک از گوشی تلفن همراه مقتول، که در آن ادعا میشد وی قصد سفر به ترکیه را دارد و حتی درخواست انتقال سند خودرو یدککشش به نام همسرش را مطرح کرده بود، از طرح شکایت خودداری کردند. اما زمانی که هیچ تماسی از سمت مقتول دریافت نشد و رفتار همسرش نیز غیرعادی به نظر رسید، تصمیم گرفتند موضوع را جدیتر پیگیری کنند و پرونده در اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ تشکیل شد.
کشف رابطه نامشروع و دستگیری متهمان
کارآگاهان اداره یازدهم با بررسیهای اولیه و بازجویی از همسر مقتول، با تناقضگوییهای فراوانی مواجه شدند. این تناقضها محور تحقیقات را بر روی همسر مقتول متمرکز کرد. پلیس با ردیابیهای اطلاعاتی متوجه شد که همسر مقتول از حدود شش ماه پیش با جوانی ۲۰ ساله به نام «سینا» (متولد ۱۳۸۲) رابطه داشته است. تحقیقات نشان داد که سینا در روز ناپدید شدن مقتول، به محل سکونت آنها در پردیس مراجعه کرده بود.
با شناسایی سینا، کارآگاهان متوجه شدند که وی مدتی در استانهای غربی کشور بوده و هماکنون در حال بازگشت به تهران است. پلیس با ایجاد مراقبت نامحسوس در مناطق بومهن و پردیس، منتظر مراجعت سینا بود. در ساعت ۴ بامداد روز یکشنبه ۱۳ فروردین ماه، سینا به منزل مقتول در پردیس بازگشت. با ورود او به خانه، کارآگاهان یورش بردند و هم سینا و هم همسر مقتول را دستگیر کردند. در بازرسی از سینا، یک قبضه اسلحه کمری جنگی کشف شد که نشاندهنده آمادگی او برای ارتکاب جنایات بیشتر بود.
جزئیات جنایت و اعترافات شگفتانگیز
پس از دستگیری، متهمان در برابر ادله محکم پرونده نتوانستند انکار کنند و اعترافات زن جوان و همدست قاتل حقایق تلخی را فاش کرد. سینا اعتراف کرد که از شش ماه پیش با مریم (همسر مقتول) آشنا شده و به دلیل اختلافات زناشویی مریم با همسرش، رابطهای فراتر از حد معمول پیدا کردهاند. آنها با هم توافق کردند که برای رسیدن به ازدواج و حذف موانع، مقتول را از بین ببرند.
سینا توضیح داد که در روز جنایت، او در طبقه دوم خانه منتظر بوده و مریم همسرش را به بهانه بردن وسایل به پردیس فرستاده است. وقتی مقتول به خانه بازگشت، سینا با اسپری فلفل به صورت او حمله کرد، دست و پایش را بست و با طناب او را به قتل رساند. پس از جنایت، آنها جسد را در یک چمدان بزرگ قرار داده و با خودروی مقتول به بیابانهای منطقه مهرآباد در جاده دماوند بردند و در یک گودال عمیق دفن کردند.
برنامهریزی برای قتلهای بعدی و کشف جسد
نکته تکاندهنده در این پرونده، انگیزه سینا برای تهیه اسلحه بود. او اعتراف کرد که پس از شنیدن پیگیریهای شدید خانواده مقتول (برادر و خواهرش) برای یافتن برادرشان، تصمیم گرفته بود آنها را نیز به قتل برساند تا کسی از ماجرا باخبر نشود. به همین دلیل به غرب کشور رفته و اسلحه را خریداری کرده بود تا پس از بازگشت به تهران، اقدام به قتل اعضای خانواده کند، اما پلیس پیش از او اقدام کرد.
با اعترافات متهمان، تیمهای تشخیص هویت، پزشکی قانونی و آتشنشانی به محل دفن جسد در بیابانهای مهرآباد اعزام شدند و جسد مقتول را کشف کردند. سرهنگ علی ولیپور گودرزی، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ، اعلام کرد که به دلیل برنامهریزی قبلی برای قتل و همچنین برنامهریزی برای قتل اعضای خانواده مقتول، پرونده از اداره یازدهم به اداره دهم ویژه قتل ارجاع شده است. متهمان با قرار بازداشت موقت در زندان به سر میبرند و تحقیقات تکمیلی برای رسیدگی به ابعاد دیگر این جنایت ادامه دارد.
جمعبندی
اعترافات زن جوان و همدست قاتل نشان داد که چگونه طمع و روابط ناسالم میتواند منجر به جنایات غیرقابل جبران شود. این پرونده نمونهای از هوشیاری پلیس در کشف جنایات پنهان و پیگیری دقیق سرنخها بود. قتل برنامهریزی شده و تلاش برای پوشش حقیقت با دروغهای پیچیده، نهایتاً منجر به دستگیری و محاکمه متهمان شد و عدالت برای خانواده داغدار مقتول اجرا گردید.













