داستان ضرب المثل جالب ، بشنو ولی باور نکن !

مشاهده : 474
داستان ضرب المثل جالب ، بشنو ولی باور نکن ! فال و طالع بینی
داستان ضرب المثل بشنو ولی باور نکن و کاربرد اشعار و ضرب المثل ها

ضرب المثل ها جملات کوتاه و پر معنی هستند که هر کدام در موقع مناسب کاربرد دارند و هرکدام یک از
این حکایت ها و ضرب المثل ها تجربه های گذشتگان است که می توانند بسیار پند آموز باشند.
ضرب المثل بشنو ولی باور نکن نیز داستان جالبی دارد که درباره شیشه خریدن مرد خسیس برای
پنجره های خانه اش و یک باربر جوان است که در این قسمت داستان این ضرب المثل را بطور کامل قرار
داده ایم. برای خواندن متن داستان ضرب المثل جالب و آموزنده در سایت پرشین وی همراه ما باشید.

بشنو ولی باور نکن

در زمان‌های‌ دور، مرد خسیسی زندگی می کرد.او تعدادی شیشه برای پنجره های خانه اش سفارش داده بود.
شیشه بر ، شیشه ها را درون صندوقی گذاشت و به مرد گفت باربری را صداکن تا این صندوق را
به خانه ات ببرد من هم عصر برای نصب شیشه ها می آیم.

از آنجا که مرد خسیس بود ، چند باربر را صدا کرد ولی سر قیمت با آنها به توافق نرسید.
چشمش به مرد جوانی افتاد ، به او گفت اگر این صندوق را برایم به خانه ببری ، سه نصیحت
به تو خواهم کرد که در زندگی بدردت خواهد خورد.

ضرب المثل های فارسی

ضرب المثل های فارسی

باربر جوان که تازه به شهر آمده بود ، سخنان مرد خسیس را قبول کرد.باربر صندوق را بر روی دوشش
گذاشت و به طرف منزل مرد راه افتاد.

کمی که راه رفتند، باربر گفت : بهتر است در بین راه یکی یکی سخنانت را بگوئی.

مرد خسیس کمی فکر کرد.

نزدیک ظهر بود و او خیلی گرسنه بود.

به باربر گفت : اول آنکه سیری بهتر از گرسنگی است و اگر کسی به تو گفت گرسنگی بهتر از
سیری است ، بشنو و باور مکن.

باربر از شنیدن این سخن ناراحت شد زیرا هر بچه ای این مطلب را می دانست.ولی فکر کرد شاید بقیه
نصیحتها بهتر از این باشد.

همینطور به راه ادامه دادند تا اینکه بیشتر از نصف راه را سپری کردند.
باربر پرسید: خوب نصیحت دومت چه است؟

مرد که چیزی به ذهنش نمی رسید پیش خود فکر کرد کاش چهارپایی
داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل می بردم.یکباره چیزی به ذهنش رسید و گفت : بله پسرم نصیحت
دوم این است ، اگر گفتند پیاده رفتن از سواره رفتن بهتر است ، بشنو و باور مکن.

باربر خیلی ناراحت شد و فکر کرد ، نکند این مرد مرا سر کار گذاشته ولی باز هم چیزی نگفت.
دیگر نزدیک منزل رسیده بودند که باربر گفت: خوب نصیحت سومت را بگو، امیدوارم این یکی بهتر از بقیه باشد.مرد
از اینکه بارهایش را مجانی به خانه رسانده بود خوشحال بود و به مرد گفت : اگر کسی گفت باربری
بهتر از تو وجود دارد ، بشنو و باور مکن

ماجرای جالب بشنو ولی باور نکن

ماجرای جالب بشنو ولی باور نکن

مرد باربر خیلی عصبانی شد و فکر کرد باید این
مرد را ادب کند بنابراین هنگامی که می خواست صندوق را روی زمین بگذارد آنرا ول کرد و صندوق با
شدت به زمین خورد ، بعد رو کرد به مرد خسیس و گفت اگر کسی گفت که شیشه های این
صندوق سالم است ، بشنو و باور مکن

ضرب المثل جالب و پند آموز

از آن‌ پس، وقتی‌ کسی‌ حرف بیهوده می زند تا دیگران را فریب دهد یا سرشان را گرم کند ، گفته‌
می‌شود که‌ بشنو و باور مکن.

بیش تر بدانید: کاربرد ضرب المثل ها

مثل‌ها نقطه اتصال فرهنگ عوام و خواص هستند. در حوزه ادب رسمی و مکتوب، آنجا که شاعر خود
را به زبان و فرهنگ مردم نزدیک می‌کند، وقتی است که از مثل‌های آنان بهره می‌گیرد؛ مثل‌ها از
این رو نزدیکترین گونه به ساحت ادب رسمی؛ یعنی شعر و نثر فصیح و بلیغ هستند. زیرا تمام
ویژگی‌های اثر بلیغ را در خود دارند. شعر و مثل همسایه دیوار به دیوارند، شاعران و نویسندگان
همواره برای آنکه به لطف، شیرینی و رسایی کلام خود بیفزایند، از مثل بهره جسته‌اند. بسیاری
از مثل‌ها نیز حاصل رواج اشعار معروف شاعران و نویسندگان فارسی‌زبان است. این تعامل و تبادل
بر غنای ادب گران‌سنگ فارسی افزوده و زبان مردم را غنی ساخته است. بی جهت نیست که علامه
همایی می‌نویسد: «بزرگترین سرمایه ادب فارسی همین امثال است که تمام حکمت‌ها و دانش‌های
بشری را متضمن است. مثل فشرده افکار هر قومی است.»

کودکان و باشگاه خبرنگاران

2020-10-15 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi