مشاهده : 394ضرب المثلRSS

داستان ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

داستان ضرب المثل از هفت خان رستم گذشتهفال و طالع بینی
رستم نام شخصیتی تاریخی است که در ادبیات ما جایگاه و مقام ویژه ای دارد و شاعران بسیاری در مدم و رشادت های او سخن گفته اند که فردوسی بزرگترین آنهاست.

حتما بارها ضرب المثل از هفت خان رستم را شنیده اید و یا استفاده کرده اید ولی آیا درباره این هفت خان چیزی می دانید. ریشه تاریخی ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته را در پرشین وی بخوانید.

کاربرد ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته :

وقتی شخصی برای رسیدن به هدفی موانع بسیار سختی را پشت سر می‌گذارد این ضرب المثل به کار می‌رود.

کیکاووس در اقدامی جسورانه با لشکری به سمت مازندران عازم شد تا دیو سپید
را از میان بر دارد امّا او از دیو سپید شکست خورد. دیو سپید چشم آن‌ها را نابینا کرد
و آن‌ها را در سیاه‌چاله‌ای تاریک و وحشتناک زندانی نمود کیکاووس مخفیانه قاصدی نزد
زال فرستاد و از او خواست تا رستم را به کمک آن‌ها بفرستد. زال ماجرا را با رستم در
میان گذاشت. رستم تنها با رخش، بسوی مازندران روانه می‌شود، تمام روز را تاخت تا به دشت پهناوری رسید.

خان اول: نبرد رخش با شیر

رستم راه دو روزه را در یک روز پیمود؛ به همین دلیل گرسنه شد و خواست تا استراحت کند.

اما آن نیستان بیشهٔ شیری بود که در نیمه‌های شب آن شیر به لانه‌اش بازمی‌گشت.
هنگامی که رستم در خواب عمیق فرو رفته بود شیر به رخش حمله کرد و رخش
خروشید سُم‌هایش را بر سر شیر کوبید و دندان بر پشت شیر فرو برد و آن‌قدر شیر را به زمین زد تا جان بداد.

داستان ضرب المثل:

خان دوم: گذر از بیابان خشک

پس از گذشتن از خان اول، با طلوع خورشید، رستم از خواب بیدار شد و تن رخش
را تیمار کرد و زین کرد و به‌راه افتاد. بیابانی بی‌آب و علف و سوزان در پیش بود گرما
چنان بود که اگر مرغ از آن‌جا گذر می‌کرد در هوا بریان میشد. رستم پهلوان از شدت
تشنگی به ستوه آمده.

همچنان می‌رفت و با خدا در نیایش بود؛ اما روزنهٔ امیدی پدیدار نبود
هرلحظه توانش کمتر میشد. مرگ را در نظر مجسّم می‌کرد

در این رویاء بود که تن پیلوارش سست شد و ناتوان بر خاک تفتدیده افتاد.
همانگاه میشی از کنار او گذشت. از دیدن میش امیدی در دل رستم پدید آمد
و اندیشید که میش باید آبشخوری در این بیابان داشته باشد. دوباره نیروی خود
را جزم کرد و بلند شد در پی میش به راه افتاد. میش وی را به آبشخوری رهنمون
ساخت و از مرگ حتمی نجات یافت. رستم دانست که این کمک از سوی خداست.
او از آب نوشید و سیراب شد. آن‌گاه زین از رخش جدا کرد و او را در آب چشمه شست
و تیمار کرد و سپس در پی خورش به شکار گور رفت.

گوری را شکار کرد و بریان ساخت و بخورد و آمادهٔ خواب شد. پیش از خواب رو بر رخش کرد و گفت :
«مبادا تا من خفته‌ام با موجودی بستیزی یا شیر و پلنگ پیکار کنی. اگر دشمن پیش آمد نزد من بتاز و مرا آگاه کن.»

ریشه تاریخی ضرب المثل از هفت خان رستم

خان سوم: کشتن اژدها

رخش تا گرگ و میش هوا به چرا مشغول بود. اما مکانی که رستم در آنجا خوابیده بود
لانه اژدهایی بود که از ترس آن هیچ جنبنده‌ای یارای گذشتن از آن دشت را نداشت.
وقتی اژدها به خانهٔ خود بازگشت، رستم را در خواب و رخش را در چرا دید و به سوی رخش حمله‌ور شد.

رخش بیدرنگ به بالین رستم شتافت و سم خود را بر زمین کوبید شیهه کشید.
رستم از خواب گران بیدار شد آماده نبرد شد امّا چیزی نیافت کمی از رفتار رخش
آزرده گشت. اژدها ناگهان ناپدید شده بود رستم به بیابان نظر کرد و چیزی ندید.

ماجرای ضرب المثل از هفت خان رستم

به رخش خروشید که چرا بیهوده او را از خواب بیدار کرده‌است و دوباره سر بر
بالین گذاشت و خوابید. اژدها دوباره از تاریکی بیرون جهید. رخش باز به سوی
رستم تاخت و سم خود را بر خاک کوبید و گرد و خاک کرد.

رستم بیدار شد و بر بیابان نگاه کرد و باز چیزی ندید. سومین بار اژدها
پدیدار شد که از نفسش آتش فرو می‌ریخت. رخش از چراگاه بیرون دوید
اما نمی‌دانست چه‌کار کند چون اژدها زورمند بود و رستم خشمگین.

چاره‌ای نداشت به بالین رستم دوید و خروشید و جوشید و زمین را به
سم چاک کرد. رستم از خواب گران برجست و با رخش برآشفت. اما این
بار اژدها نتوانست گردد و رستم در تاریکی شبهه او را دید. تیغ از نیام کشید
به سوی اژدها آمد و به اژدها حمله کرد.

اژدها زورمند بود و چنان با رستم گلاویز شد که گویی پیروز خواهد شد.
رخش چون چنین دید ناگاه برجست و دندان در تن اژدها فرو برد و پوست او
را چون شیر از هم بدرید. رستم از کار رخش خیره ماند. تیغ برکشید و سر از
تن اژدها جدا کرد. رودی از خون بر زمین جاری شد و تن اژدها چون لخت کوهی
بیجان بر زمین ماند. رستم خدا را یاد کرد و سپاس گفت. در آب سر و تن را بشست، سوار رخش شد و به راه افتاد.

معنای ضرب المثل از هفت خان رستم

خان چهارم: زن جادوگر

رستم شاد و پویا راه دراز را می‌پیمود تا به چشمه‌ساری پر گل و سبزه رسید.
سفره‌ای آراسته در کنار چشمه دید که بره‌های بریان‌ شده و دیگر خورش‌ها بر
سُفره بود. جامی زرین پر از می نیز کنار سفره خودنمایی می‌نمود. رستم خوشحال
و بی‌خبر از همه جا خواست سورچرانی کند امّا آن سفره، تلهٔ اهریمن بود.
رستم پیاده شد و بر سفره نشست، جام را نوشید و تنبور را برداشت و ترانه‌ای
فرح‌بخش در وصف حال خویش خواند و تنبور را نواخت .آواز رستم به گوش پیرزن
جادوگر رسید. پیرزن خویش را بزک کرد و سر سفره آمد، دستور کشتن رستم
را داشت. او که یک خر درنده هم داشت.

ضرب المثل از هفت خان رستم

هفت خان رستم

بیدرنگ خود را بر صورت زن جوان زیبایی
درآورد و نزد رستم آمد. رستم از دیدار وی شاد شد و بر او آفرین گفت و خداوند
را به سپاس گفت. چون رستم نام خدا را بر زبان آورد، ناگهان چهرهٔ جادوگر تغییر
یافت و سیمای شیطانی‌اش آشکار شد. رستم به او نگاه کرد و دریافت که او جادوگر است.
پیرزن خواست که فرار کند اما رستم کمند انداخت و سر او را به بند آورد.
دید گنده پیری پر نیرنگ است. خنجر از کمر کشید او را دو نیمه کرد.

هفت خان رستم

خان پنجم: جنگ با اولاد مرزبان

در این خان، رستم در مسیر راه خود، در کنار رودی به خواب رفت و رخش در
چمن‌زاری به چرا مشغول شد. دشت‌بان آن ناحیه که از چرای رخش به خشم
آمده بود به رستم حمله برده و در خواب ضربه‌ای به وی وارد کرد. رستم از خواب
برخاست و گوش‌های دشت‌بان را کنده و کف دستش نهاد. دشت‌بان به مرزبان
منطقه که اولاد نام داشت عارض شد. اولاد با تنی چند از سپاهیانش به نزد
رستم شتافت تا او را تأدیب نماید امّا رستم ایشان را تنبیه کرده اولاد را با
کمند به دام انداخت بلد راه خویش کرد.

اولاد که خود را اسیر رستم دید،
به او گفت: ای پهلوان! مرا نکش، هر خدمتی از دستم بر آید کوتاهی
نخواهم کرد، رستم به او گفت که اگر محل دیو سپید را نشانم دهی،
تو را شاه مازندران خواهم کرد در غیر این صورت، تو را خواهم کشت.
اولاد پیشاپیش رخش به راه افتاد تا به مکان دیو سپید رسیدند.

کاربرد ضرب المثل از هفت خان رستم

خان ششم: جنگ با ارژنگ دیو

رستم و اولاد به کوه اسپروز یعنی محلی که در آن دیو سپید، کاووس را در بند
کرده بود، رسیدند؛ چون تاریکی شب سر رسید از جانب شهر مازندران خروشی
برآمد و به هر گوشه شهر شمع و آتشی افروخته شد. رستم از اولاد پرسید:

آنجا که از چپ و راست آتش افروخته شد کجاست؟ اولاد گفت: آنجا آغاز
کشور مازندران است و دیوهای نگهبان در آن جای دارند و آنجا که درختی
سر به آسمان کشیده خیمه‌‌ٔ ارژنگ‌دیو است که هر از گاهی فریاد برمی‌آورد.
رستم شب را خوابید و صبح روز بعد اولاد را با طناب به درختی بست و
به جنگ ارژنگ دیو رفت. رستم با حمله‌ای برق‌آسا سر ارژنگ‌دیو را از
تن جدا ساخت و در نتیجه سپاهیان ارژنگ‌دیو نیز از ترس پراکنده شدند.

سپس رستم و اولاد به سمت محلی رفتند که نگهداری کاووس و
سپاهیانش بود و آنان را از بند رها ساختند. کاووس رستم را به محل
دیو سپید رهنمون ساخت و رستم با اولاد به سمت غاری که محل
زندگی دیوسپید به راه افتادند دیو را هلاک نموده باز گشتند.

ضرب المثل از هفت خان رستم

ریشه تاریخی ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

ریشه تاریخی ضرب المثل از هفت خان رستم گذشته

خان هفتم: جنگ با دیو سپید

در خان آخر، رستم و اولاد به هفت کوه که غار محل زندگی دیوسفید در آن قرار داشت،
رسیدند. شب را در حوالی آنجا سپری کردند. صبح روز بعد رستم پس از بستن
دست و پای اولاد، به نگهبانان غار حمله‌ور شد و آنان را از بین برد. وی سپس
وارد غار تاریک بی‌بن شد. در غار با دیوسپید مواجه شد که همانند کوهی به خواب رفته بود.

دیوسفید مسلح به سنگ آسیاب، کلاهخود و زره‌آهنی به جنگ رستم شتافت
رستم یک پای او را از ران جدا ساخت. دیو با همان حال با رستم در گلاویز بود و
نبردی طولانی میان آندو صورت گرفت که گاه رستم و گاه دیو بر یکدیگر چیره
می‌گشتند. در پایان، رستم با خنجر دل دیو را شکافت و جگر او را برای مداوای
چشمان کم سو شدهٔ کیکاووس درآورد.

دیوان کوچک با مشاهدهٔ صحنه فرار را بر قرار ترجیح دادند. جگر دیوسفید را رستم
نزد کاووس نابینا آورد و قطره‌ای از خون جگر به چشمان کاووی چکاند و نور به دیدگان
وی بازگشت. سپاهیان ایران نیز همگی بینایی خود را بازیافتند و به جشن و پایکوبی مشغول شدند.

آخرین خبر

2018-12-26 / گردآوری:
برچسب ها:

نو عروس

دکتر طاهری

مسابقه گردشگری

نظر خود را بنویسید-نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی
طالع بینی ازدواج متولدین آبان با ماه های سال (۱)طالع بینی ازدواج متولدین آبان با ماه های سال (۱)
شخصیت شناسی آدمها از روی لباس هایی که می پوشندشخصیت شناسی آدمها از روی لباس هایی که می پوشند
غزل شماره ۷۲ حافظ : راهیست راه عشق که هیچش کناره نیستغزل شماره ۷۲ حافظ : راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
غزل شماره ۱۹۸ حافظ : گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنندغزل شماره ۱۹۸ حافظ : گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
غزل شماره ۳۷۵ حافظ : صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیمغزل شماره ۳۷۵ حافظ : صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
غزل شماره ۱۹۶ حافظ : آنان که خاک را به نظر کیمیا کنندغزل شماره ۱۹۶ حافظ : آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
ویژگی های شخصیتی خود را با تست روان شناسی حیوانات بشناسیدویژگی های شخصیتی خود را با تست روان شناسی حیوانات بشناسید
طالع بینی سال نو چینی به عنوان سال خوکطالع بینی سال نو چینی به عنوان سال خوک
داستان ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شودداستان ضرب المثل زور من وقت غربیل کردن معلوم می شود
غزل شماره ۲۰۶ حافظ : پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بودغزل شماره ۲۰۶ حافظ : پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
ضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتادهضرب المثل مثل اینکه آقا از آسمان افتاده
طالع بینی چینی متولدین سال گاوطالع بینی چینی متولدین سال گاو
شخصیت شناسی افراد با حروف انگلیسیشخصیت شناسی افراد با حروف انگلیسی
غزل شماره ۲۰۵ حافظ : تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بودغزل شماره ۲۰۵ حافظ : تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
غزل شماره ۲۰۱ حافظ : شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهندغزل شماره ۲۰۱ حافظ : شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند
غزل شماره ۲۰۳ حافظ : سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بودغزل شماره ۲۰۳ حافظ : سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود
غزل شماره ۷۰ حافظ : مردم دیده ما جر به رخت ناظر نیستغزل شماره ۷۰ حافظ : مردم دیده ما جر به رخت ناظر نیست
غزل شماره ۱۹۷ حافظ : شاهدان گر دلبری زین سان کنندغزل شماره ۱۹۷ حافظ : شاهدان گر دلبری زین سان کنند
داستان ضرب المثل خواندنی و شنیدنی ، یک کلاغ ، چهل کلاغداستان ضرب المثل خواندنی و شنیدنی ، یک کلاغ ، چهل کلاغ
غزل شماره ۳۸۰ حافظ : بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویمغزل شماره ۳۸۰ حافظ : بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم
بازی محلی و جذاب ، بل بلی جان یا همان اتل متل توتولهبازی محلی و جذاب ، بل بلی جان یا همان اتل متل توتوله
غزل شماره ۷۳ حافظ : روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیستغزل شماره ۷۳ حافظ : روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
غزل شماره ۷۴ حافظ : حاصل کارگه کون و مکان این همه نیستغزل شماره ۷۴ حافظ : حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
غزل شماره ۱۹۹ حافظ : واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنندغزل شماره ۱۹۹ حافظ : واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند
طالع بینی شهریور ۹۷ برای متولدین ۱۲ ماه سالطالع بینی شهریور ۹۷ برای متولدین ۱۲ ماه سال
غزل شماره ۷۵ حافظ : خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیستغزل شماره ۷۵ حافظ : خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
طالع بینی هندی مرد متولد شهریور ماهطالع بینی هندی مرد متولد شهریور ماه
غزل شماره ۷۶ حافظ : جز آستان توام در جهان پناهی نیستغزل شماره ۷۶ حافظ : جز آستان توام در جهان پناهی نیست
غزل شماره ۲۰۴ حافظ : یاد باد آن که نهانت نظری با ما بودغزل شماره ۲۰۴ حافظ : یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود
طالع بینی ازدواج متولدین مهر باسایر ماه ها (۱)طالع بینی ازدواج متولدین مهر باسایر ماه ها (۱)