
غزل شماره ۴۶۷ حافظ : زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
این غزل با مصراع زان می عشق کز او پخته شود هر خامی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع زان می عشق کز او پخته شود هر خامی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که خواسته…

این غزل با مصراع بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی آغاز شده است در این غزل عاشق می گوید که عشقی…

این غزل با مصراع سلام الله ما کر اللیالی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید تنها تو نیستی که…

این غزل با مصراع یا مبسما یحاکی درجا من اللالی آغاز شده است در این غزل عاشق فکر می کند که به…

این غزل با مصراع کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید اگر انسان درستکار…

این غزل با مصراع سلیمی منذ حلت بالعراق آغاز شده است در این غزل شاعر گفته است که ایام جوانی ایامی است…

این غزل با مصراع زین خوش رقم که بر گل رخسار میکشی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی آغاز شده است در این غزل شاعر می…

این غزل با مصراع هزار جهد بکردم که یار من باشی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که یکی…

این غزل با مصراع نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید قدر…

این غزل با مصراع عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که عمر خود…

این غزل با مصراع ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید فکر های…

این غزل با مصراع ای که دایم به خویش مغروری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که اگر انقدر…

این غزل با مصراع طفیل هستی عشقند آدمی و پری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید اگر کاری را…

این غزل با مصراع خوش کرد یاوری فلکت روز داوری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید در صورتی می…

این غزل با صدای روزگاریست که ما را نگران میداری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید اگر قصد داری…

این غزل با مصراع ای که مهجوری عشاق روا میداری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید دوستانت را ارزش…

این غزل با مصراع ای که در کوی خرابات مقامی داری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید محبت کردن…

این غزل با مصراع بیا با ما مورز این کینه داری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که از…

این غزل با مصراع صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید با…

این غزل با مصراع تو را که هر چه مراد است در جهان داری آغاز شده است در این غزل شاعر می…

این غزل با مصراع شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید گرچه زندگی…

این غزل با مصراع چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید روزگارت را…

این غزل با مصراع به جان او که گرم دسترس به جان بودی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید از انسان های…

این غزل با مصراع دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که یاری…

این غزل با مصراع سبت سلمی بصدغیها فؤادی آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که روزگار وفایی به هیچ…