
غزل شماره ۴۰۹ حافظ : ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
این غزل با مصراع ی خونبهای نافه چین خاک راه تو آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید به زندگی…

این غزل با مصراع ی خونبهای نافه چین خاک راه تو آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید به زندگی…

ایمن غزل با مصراع ای آفتاب آینه دار جمال تو آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید از ناامیدی در…

این غزل با مصراع مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید تا…

این غزل با مصراع گفتا برون شدی به تماشای ماه نو آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید سعی کن…

این غزل با مصراع به جان پیر خرابات و حق صحبت او آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع میفکن بر صف رندان نظری بهتر از این آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید مسئولیتی…

این غزل با مصراع شراب لعل کش و روی مه جبینان بین آغاز شده است در غزل شاعر می گوید که مشتاق…

این غزل با مصراع نکتهای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید وقتی…

این غزل با مصراع چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع بالابلند عشوه گر نقش باز من آغاز شده است در این غزل عاشق با معشوق خود صحبت می…

این غزل با مصراع کرشمهای کن و بازار ساحری بشکن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که ناز و…

این غزل با مصراع ای نور چشم من سخنی هست گوش کن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید عاشق…

این غزل با مصراع ز در درآ و شبستان ما منور کن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که کم صبری…

این غزل با مصراع گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که کارهایی…

این غزل با مصراع ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید به دلیل…

این غزل با مصراع منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید مردم به…

این غزل با مصراع دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که می…

این غزل با مصراع خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن آغاز شده است موضوع این غزل نصیحت کردن است…

این غزل با مصراع افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع چو گل هر دم به بویت جامه در تن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید به زیبایی های زندگی…

این غزل با مصراع خدا را کم نشین با خرقه پوشان آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که در…

این غزل با مصراع یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید که…

این غزل با مصراع میسوزم از فراقت روی از جفا بگردان آغاز شده است در این غزل عاشق به معشوق خود می…

این غزل با مصراع چندان که گفتم غم با طبیبان آغاز شده است موضوع این غزل درد دل کردن با افرادی است…

این غزل با مصراع فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان آغاز شده است عاشق در این غزل به عشق خود می…

این غزل با مصراع گر چه ما بندگان پادشهیم آغاز شده است در این غزل انسان اشرف مخلوقات نامیده شده و از…

این غزل با مصراع بارها گفتهام و بار دگر میگویم آغاز شده است شاعر در این غزل می گوید بدترین بلا و…