
غزل شماره ۳۴۹ حافظ : دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم
این غزل با مصراع دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم آغاز شده است در مصراع این غزل عاشق این را…

این غزل با مصراع دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم آغاز شده است در مصراع این غزل عاشق این را…

این غزل با مصراع دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم آغاز شده است عاشق در این غزل از صبرهایی که…

این غزل با مصراع صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم آغاز شده است موضوع این غزل دوری از دورویی و…

این غزل با مصراع من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم آغاز شده است . موضوع این غزل اعتماد…

این غزل با مصراع بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم آغاز شده است موضوع این غزل ناتوان…

این غزل با مصراع عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم آغاز شده است موضوع این ابراز عشق و علاقه…

این غزل با مصراع چل سال بیش رفت که من لاف میزنم آغاز شده است . موضوع این غزل گنده گویی و…

این غزل با مصراع حجاب چهره جان میشود غبار تنم آغاز شده است . موضوع این غزل ابراز علاقه ی صحیح به…

این غزل با مصراع گر من از سرزنش مدعیان اندیشم آغاز شده است . موضوع این غزل خطاهایی است که در گذشته…

این غزل با مصراع من که از آتش دل چون خم می در جوشم آغاز شده است . موضوع این غزل زخم…

این غزل با مصراع خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم آغاز شده است موضوع این غزل قناعت کردن است شاعر…

این غزل با مصراع من دوستدار روی خوش و موی دلکشم آغاز شده است وعده ی روزهای خوب و خوش و خرم…

این غزل با مصراع چرا نه در پی عزم دیار خود باشم آغاز شده است . موضوع این غزل عزم و قصد…

این غزل با مصراع مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید مسیر…

این غزل با مصراع در خرابات مغان گر گذر افتد بازم آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید تمامی درد…

این غزل با مصراع گر دست رسد در سر زلفین تو بازم آغاز شده است شاعر می گوید با استفاده از هوش…

این غزل با مصراع نماز شام غریبان چو گریه آغازم آغاز شده است موضوع این غزل عشق دو طرفه است شاعر می…

این غزل با مصراع مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم آغاز شده است . موضوع این غزل ، داشتن اعتماد به…

این غزل با مصراع به تیغم گر کشد دستش نگیرم آغاز شده است . موضوع این غزل سختی های جاری یافته در…

این غزل با مصراع تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم آغاز شده است موضوع این غزل گذرا بودن ثانیه ها…

این غزل با مصراع جوزا سحر نهاد حمایل برابرم آغاز شده است . شاعر در این غزل می گوید که نباید در…

این غزل با مصراع من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم آغاز شده است ، شاعر در این غزل می…

این غزل با مصراع مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم آغاز شده است عاشق در این غزل از…

این غزل با مصراع در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم آغاز شده است . موضوع این غزل صورت زیبای معشوق است شاعر…

این غزل با مصراع گر دست دهد خاک کف پای نگارم آغاز شده است . موضوع این غزل دلگیر نبودن از دنیاست…

این غزل با مصراع گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم آغاز شده است . شاعر می گوید در روزگار کنونی…

این غزل با مصراع ز دست کوته خود زیر بارم آغاز شده است . در این غزل شاعر می گوید تو در…

این غزل با مصراع خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم آغاز شده است شاعر در این غزل می گوید که عشق…

این غزل با مصراع هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم آغاز شده است ، شاعر می گوید در دنیا…

این غزل با مصراع دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم آغاز شده است ، عاشق در این غزل می گوید که…