
غزل شماره ۳۷۹ حافظ : سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم
این غزل با مصراع سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم آغاز شده است در این غزل عاشق می گوید که…

این غزل با مصراع سرم خوش است و به بانگ بلند میگویم آغاز شده است در این غزل عاشق می گوید که…

این غزل با مصراع ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید از…

این غزل با مصراع ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم آغاز شده است عاشق در این غزل می گوید که برای…

این غزل با مصراع دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم آغاز شده است شاعر در این غزل می گوید…

این غزل با مصراع صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم آغاز شده است موضوع این غزل دوری از افرادی است که ادعای…

این غزل با مصراع بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید…

این غزل با مصراع خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم آغاز شده است در این غزل شاعر انسان ها را به…

این غزل با مصراع بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم آغاز شده است در این غزل شاعر می گوید عاشق به عهد…

این غزل با مصراع ما درس سحر در ره میخانه نهادیم آغاز شده است شاعر می گوید راه و روش زندگی را…

این غزل با مصراع صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم آغاز شده است موضوع این غزل صلاح کار…

این غزل با مصراع ما ز یاران چشم یاری داشتیم آغاز شده است موضوع این غزل انتظاری است که عاشق از دوستان…

این غزل با مصراع خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم آغاز شده است شاعر در این غزل می گوید که ای…

این غزل با مصراع فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم آغاز شده است شاعر می گوید به حرف پیشینیان و بزرگان…

این غزل با مصراع ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم آغاز شده است . در این غزل شاعر می…

این غزل با مصراع گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم آغاز شده است . موضوع این غزل جبران گذشته هایی…

این غزل با مصراع عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم آغاز شده است موضوع این غزل آمدن غم به زندگی است…

این غزل با مصراع ما بی غمان مست دل از دست دادهایم آغاز شده است موضوع این غزل زندگی پراز آشوب و…

این غزل با مصراع دردم از یار است و درمان نیز هم آغاز شده است عاشق در این شعر می گوید که…

این غزل با مصراع دیدار شد میسر و بوس و کنار هم آغاز شده است عاشق در این غزل می گوید که…

این غزل با مصراع آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم آغاز شده است موضوع این غزل دوری کردن از انسان…

این غزل با مصراع گر از این منزل ویران به سوی خانه روم آغاز شده است موشوع این غزل تجربه هایی است…

این غزل با مصراع خرم آن روز کز این منزل ویران بروم آغاز شده است . شاعر می گوید آن روزی که…

این غزل با مصراع غم زمانه که هیچش کران نمیبینم آغاز شده است . موضوع این غزل غم ها زمانه است که…

این غزل با مصراع در خرابات مغان نور خدا میبینم آغاز شده است موضوع این غزل خوبی کردن در حالات مختلف و…

این غزل با مصراع حالیا مصلحت وقت در آن میبینم آغاز شده است در این غزل شاعر از زیبایی های راه عشق…

این غزل با مصراع به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم آغاز شده است موضوع این غزل چگونگی عاشق شدن عاشق…

این غزل با مصراع من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم آغاز شده است موضوع این غزل وداع عاشق با معشوق است…

این غزل با مصراع روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم آغاز شده است موضوع این غزل کمک به هم نوعان است…

این غزل با مصراع حاشا که من به موسم گل ترک می کنم آغاز شده است . موضوع این غزل زهد و…

این غزل با مصراع به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم آغاز شده است موضوع این غزل صادق بودن و رو راست…