
داستان کوتاه | یادداشتی طنزآمیز برای ولتر و مهمان ناخواندهاش
در این داستان کوتاه درباره ولتر، با روایتی طنزآمیز از برخورد یک مهمان از خود راضی با نویسنده شهیر فرانسوی و یادداشتی…

در این داستان کوتاه درباره ولتر، با روایتی طنزآمیز از برخورد یک مهمان از خود راضی با نویسنده شهیر فرانسوی و یادداشتی…

در این داستان جالب، پسری برای خرید کادوی تولد پدرش تلاش میکند و به دنبال هدیهای با "درد کم" میگردد. این ماجرا…

روزی عارف پیری با مریدانش از کنار قصر پادشاه گذر میکرد. شاه که در ایوان کاخش مشغول به تماشا بود، او را…

داستان کوتاه تیله و شیرینی داستان کوتاه تیله و شیرینی ,پسر و دختر کوچکی با هم بازی میکردند. پسر چند تا تیله…

داستان حفر چاه و رسیدن به آب، درسی عمیق از پشتکار و ناامید نشدن است. مردی که با حفاریهای متعدد و عدم…

میگویند شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. وقتی که زنگ را زدند بیدار شد، با عجله دو مسأله را که روی تخته…

داستان خنده دار یک زوج در اوایل 60 سالگی، در یک رستوران دنج رمانتیک سی و پنجمین سالگرد ازدواجشان را…

داستان پندآموز «داستان پادشاه و سرباز پیر» روایتی تکاندهنده از عواقب وعدههای فراموش شده است. پادشاهی در شبی سرد به سرباز پیر…

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در…

دیشب خواب پریشونی دیده بودم. داشتم دنبال کتاب تعبیر خواب میگشتم که مامان صدا زد: «امیرجان، مامان بپر سه تا سنگک بگیر.»…

پسر کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه و مادربزرگ یه تیرکمون…

یک دهقان و یک شکارچی با هم همسایه بودند. شکارچی سگی داشت که همیشه از خانه شکارچی فرار میکرد و به مزرعه…

پیرمرد ثروتمندی به سختی بیمار بود و با وجود این که چندین پسر و دختر بزرگ داشت اما هیچ کدام سراغی از…

داستان جالب مردی که با عشق به کتابهای قدیمی، کتابخانهای ارزشمند از کتب کهن و نسخ خطی بنا نهاد. این روایت نشان…

پادشاهی پس از این که بیمار شد گفت:«نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند»...

چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله گوسفندان را برای چرا در اطراف آنجا نگه…

گفته اند وقتی ادیسون به مدرسه رفت، بعد از چند روز معلم کلاسشان نامه ای را به ادیسون داد و گفت ...

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد.می توانست، اما رسوایم نساخت…

شاه عباس و شیخ بهایی روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت: دلم مىخواهد ترا قاضى القضات کشور نمایم تا…

كشيشي ۳۰ سال در كليساي شهر كوچكي خدمت كرده و بازنشسته شده بود ...

ﻣﺮﺩﯼ ﺑﻪ ﭘﯿﺶ ﺯﻧﺶ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: "نمی دﺍﻧﻢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﺧﻮﺑﯽ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻡ ﻛﻪ ﯾﻚ فرشته ﺑﻪ ﻧﺰﺩ…

دکتر به شدت به صدا درآمد. دکتر گفت: «در را شکستی! بیا تو.» در باز شد و دختر کوچولوی نه سالهای که…

در این داستان خنده دار، زنی پرحرف با دوستش درباره شنیدههایش از همسایه صحبت میکند، اما دوستش ادعا میکند او دروغ میگوید.…

آمدست، در سراینده های شعر پارسی و افسانه دیرین ایران زمین؛ روزی، روزگاری جمیع پرندگان جلسه ای تشکیل دادند تا پادشاهی نیک…

مدرسهای دانشآموزان را با اتوبوس به اردو میبرد. در مسیر حرکت، اتوبوس به یک تونل نزدیک میشود و ...

داستانی آموزنده با محوریت دعا و نزدیکی به خدا. این روایت به این پرسش پاسخ میدهد که آیا نیایشهای ما واقعاً باعث…

داستان آموزنده شراب فروش همسایه مسجد، حکایتی پندآموز از تقابل ایمان و قضاوت است. این داستان، ماجرای ملای مسجدی را روایت میکند…

داستان آرایشگر آمریکایی و مهندس ایرانی، حکایتی شنیدنی از وفای به عهد و هوش ایرانی است. آرایشگری که نذر کرده بود در…

داستان آموزنده پادشاه و سه پسر، روایتی جذاب از انتخاب ولیعهد و درسی عمیق درباره پرورش استعدادها و پتانسیلهای درونی. این داستان…

داستان دختر کوچولو و مادر بیمارش، روایتی دلنشین از فداکاری و عشق بیقید و شرط است. این داستان، شجاعت و اصرار یک…