
داستان پند آموز | قدرت دعا کردن
زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به…

زنی بود با لباسهای کهنه و مندرس وارد خواربار فروشی محله شد و با فروتنی از صاحب مغازه خواست کمی خواروبار به…

دو راهب از ميان جنگل مي گذشتند كه چشمشان به زني زيبا افتاد كه كنار رودخانه ايستاده بود و نمي توانست از…

داستان بقال و خاتون فیه مافیه، روایتی از عشق و دلدادگی است که در آن مولانا به نکتهای ظریف اشاره میکند: اصل،…

ناصرالدین شاه سالی یک بار آش نذری می پخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می یافت تا ثواب ببرد. رجال…

داستان جالب دانشجو و استاد درباره خدا، روایتی شنیدنی از پرسش یک دانشجو درباره دیدن خدا و پاسخ حکیمانه استاد است. این…

وقتی سارا دخترک هشت سالهای بود، شنید که پدر و مادرش درباره برادر کوچکترش صحبت میکنند. فهمید که برادرش سخت بیمار است…

سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید. او بسیار خسته…

شکارچیان روش جالبی برای شکار میمون دارند به این صورت که یک سوراخ در نارگیل ایجاد میکنند و درون آن مقداری کمی…

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هر روز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی می بست...چوب را روی…

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی…

,دخترک به همراه سایر همکلاسی ها سوار بر وانت به سوی آینده ای رنگی ، در حرکت است. فاطمه در سر آرزوی…

داستانی تاثیرگذار از پسربچهای گلفروش که با نگاهی به کفشهای زنی جوان، درسی عمیق از ایثار و مهربانی به او آموخت. این…

مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید: باید…

نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد.…

پسر کوچولو از مدرسه اومد و دفتر نقاشیش رو پرت کرد روی زمین! بعد هم پرید بغل مامانش و زد زیر گریه!…

داستان ببخشیم و بگذریم آموزنده، حکایتی است از کشاورزی که کینه روباهی را به دل گرفت و با آتش انتقام، مزرعه گندم…

حاتم را پرسیدند که :« هرگز از خود کریمتر دیدی؟»....

روزی مردی داخل چالهای افتاد و بسیار دردش آمد.

داستان پدر و خواستگاران، روایتی پندآموز از پسری فقیر اما نیکسیرت است که به خواستگاری دختری میرود. پدر دختر به دلیل فقر،…

گویند زنی زیبا و پاک سرشت به نزد حضرت موسی عليهالسلام، كليمالله، آمد و به او گفت: «ای پیامبر خدا، برای من…

تابستان شده بود و هوا خیلی گرم بود. به آپارتمان جدیدی رفته بودیم که کولر نداشت. کولری خریدم. برای بردن کولر به…

در روزگاران قدیم هر گاه مشتری به ظاهر پولداری وارد بعضی از دکانهای زرگری میشد و از کم و کیف و عیار…

داستان جالب خارپشت و مار، حکایتی اخلاقی است که به ما درباره همزیستی، تحمل و چگونگی غلبه عادتهای منفی بر زندگی میآموزد.…

روزی یکی از دوستان بهلول گفت : ای بهلول! من اگر انگور بخورم آیا حرام است؟...

کفش هایش انگشت نما شده بود و جیبش خالی!یک روز دل انگیز بهاری از کنار مغازه ای می گذشت؛ مأیوسانه به کفشها…

روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد گفت:…

مسافری خسته که از راهی دور میآمد به درختی رسید و تصمیم گرفت که در سایه آن قدری استراحت کند غافل از…

کاسپارف شطرنج باز معروف در بازی شطرنج به یک آماتور باخت همه تعجب کردند و علت را جویا شدند....

داستان ضرب المثل قدر زر زرگر شناسد، حکایتی آموزنده از ذوالنون مصری است که ارزش واقعی اشیاء و افراد را تنها اهل…

در زمانهای گذشته پادشاهی تخته سنگی را در وسط جاده قرار داد وبرای اینکه عکس العمل مردم را ببیند خودش را در…