مجله اینترنتی پرشین وی؛ سبک زندگی، سرگرمی و خانواده
تبلیغات
امروز:
شعر و ادب

شعر زیبای بوسه و آتش از فریدون مشیری

شعر زیبای بوسه و آتش از فریدون مشیری

شعر بوسه و آتش فریدون مشیری

شعر بوسه و آتش فریدون مشیری را در ادامه می خوانید

در همه عالم کسی به یاد ندارد
نغمه سرایی که یک ترانه بخواند
تنها با یک ترانه در همه ی عمر
نامش اینگونه جاودانه بماند

صبح که در شهر، آن ترانه درخشید
نرمی مهتاب داشت، گرمی خورشید
بانگ: هزار‌آفرین! زهرجا بر شد
شور و سروری به جان مردم بخشید

نغمه، پیامی ز عشق بود و ز پیکار
مشعل شب های رهروان فداکار
شعله بر افروختن به قله کهسار
بوسه به یاران، امید و وعده به دیدار

شعر بوسه و آتش فریدون مشیری

شعر بوسه و آتش فریدون مشیری

خلق، به بانگ “مرا ببوس” تو برخاست!
شهر، به ساز “مرا ببوس” تو رقصید!
هرکس به هرکس رسید نام تو را پرسید
هر که دلی داشت، بوسه داد و ببوسید!

یاد تو، در خاطرم همیشه شکفته ست
کودک من، با “مرا ببوس” تو خفته ست
ملت من، با “مرا ببوس” تو بیدار
خاطره ها در ترانه ی تو نهفته ست

روی تو را بوسه داده ایم، چه بسیار
خاک تو را بوسه می دهیم، دگر بار
ما همگی ” سوی سرنوشت” روانیم
زود رسیدی! برو، “خدا نگهدار”

“هاله” ی مهر است این ترانه، بدانید
بانگ اراده ست این ترانه، بخوانید
بوسه ی او را به چهره ها بنشانید
آتش او را به قله ها برسانید

زمزار

اشتراک‌گذاری:

از دیگر بخش‌های پرشین‌وی

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *