پاسخ تند دختر شهید باکری به توهین رائفی پور به شهدا در رسانه ملی

شهید مهدی باکری به سال ۱۳۳۳ ه. ش. در شهرستان میاندوآب در یک خانواده مذهبی و با ایمان متولد شد. او از فرماندهان ایرانی در جنگ با رژیم بعث بود که در جریان عملیات بدر حسینی وار جنگید و عاقبت در همین عملیات کشته شد. پاسخ تند آسیه فرزند شهید باکری به توهین رائفی پور را در پرشین وی ببینید.
پاسخ تند آسیه فرزند شهید باکری به توهین رائفی پور
دختر شهید باکری با انتشار مطلبی در اینستاگرام از اظهارات اخیر رائفی پور به شدت انتقاد کرد.
دختر شهید باکری: کسی نیست توی دهان رائفیپور بزند
آسیه باکری، فرزند شهید باکری در یک استوری اینستاگرامی به توهین رائفی پور به شهدا در رسانه ملی پاسخ داد. دختر شهید باکری در این رابطه نوشت: تقصیر شما نیست، کسی نیست توی دهانتان بزند.
بیوگرافی آسیه باکری
خانم باکری متولد ۱۵ اردیبهشت ۱۳۶۲ میباشد او دختر شهید حمید باکری از فرماندهان سپاه پاسداران بوده که سالها در جنگ ایران و عراق فعالیت کرد و در نهایت در ۶ اسفند ۱۳۶۲ به شهادت رسید و زمان شهادت حمید باکری دخترش آسیه باکری فعالیت های زیادی در زمینه حقوق زنان انجام داده است در چند سال اخیر با توییت ها و پست و استوریهای اینستاگرامی از حقوق بانوان در کشور دفاع و حمایت کرده است.
فرمانده شهید چطور به شهادت رسید؟
مهدی باکری و ۱۲ تن از فرماندهان و مسئولان لشکر در عملیات بدر، حسینوار جنگیدند و حسینوار به شهادت رسیدند. بعدازظهر ۲۵ اسفند ۱۳۶۳ ارتش عراق پس از ورود به حربیه، در دشت مقابل گلوگاه کیسهای پیش آمد و پس از تصرف خاکریز اول خودی، نیروهای لشکر عاشورا را محاصره کرد.
جمشید نظمی فرمانده گردان سیدالشهدا (ع)، چند بار با اصرار از مهدی باکری فرمانده لشکر، خواست تا هر چه سریعتر عقبنشینی کنند و از حلقه محاصره دشمن نجات یابند، ولی هر بار پاسخ او چنین بود: «ما میخواهیم با دشمن بجنگیم چگونه برگردیم. مسئله اسلام در میان است… خدا بالای سر ماست… همینجا خواهیم جنگید و به عقب نخواهیم رفت.»
اندکی بعد که محاصره کاملتر و نبرد تنبهتن شد، برادر کاملی بیسیمچی فرمانده، پیغام رمزی را که از قرارگاه رده بالاتر لشکر دریافت کرده بود، به اطلاع مهدی باکری رساند: «میگویند شما به عقب برگردید.»، اما باز هم مهدی باکری راضی نشد و از بیسیمچی و دیگر نیروها خواست روی سیلبند را با آتش پوشش دهند. سپس خود با پرتاب چند نارنجک پشت سیلبند بازگشت و مانند یک تکاور ماهر به نبرد ادامه داد.
لحظه شهادت شهید باکری
در گرماگرم نبرد، تکبیرگویان و در حال ذکر و دعا برای حضرت صاحب الزمان (عج) و طلب استعانت از آن حضرت، در حالی که نیروهای همراهش را به مقاومت تشویق میکرد، ناگهان تیری به پیشانی مهدی باکری اصابت کرد. سپس او به قایقی که دیگر مجروحان در آن قرار داشتند منتقل شد و قایق به عقبه نیروهای خودی در شرق دجله حرکت کرد.
در این میان، در حالیکه تیربار دشمن قایق را زیر رگبار گرفته بود، یک گلوله آر. پی. جی به موتور قایق اصابت کرد. در پی این اقدام؛ قایق به سرعت آتش گرفت و پیکر نازنین فرمانده و همرزمان مجروحش سوخت. مدتی بعد جریان آب قایق را در نقطهای کنار خشکی متوقف کرد. در تمام ساعات باقیمانده روز، آتش شدید دشمن مانع از تخلیه قایق شد و با فرارسیدن شب، اثری از قایق، شهید باکری و دیگران یافت نشد.
عملیات بدر
بدین ترتیب مهدی باکری و ۱۲ تن از فرماندهان و مسئولان لشکر در عملیات بدر، حسینوار جنگیدند و حسینوار به شهادت رسیدند. چنان که مهدی باکری در قسمتی از وصیتنامهاش میفرماید: «ای عاشقان اباعبدالله (ع)، بایستی شهادت را در آغوش گرفت و گونهها بایستی از حرارت و شوقش سرخ شود و ضربان قلب تندتر بزند. بایستی محتوای فرامین امام را درک و عمل نماییم تا بلکه قدری از تکلیف خود را در شکرگزاری به جا آورده باشیم.»
اینستاگرام ـ ایمنا














