خاطرات غسال های کهنه کار؛ پشت پرده شستشوی اموات
خاطرات غسال های کهنه کار، روایتی است از کسانی که در سکوت و خلوت، آخرین خدمت را به انسانها میرسانند. شناخت این افراد و درک شرایط کاری آنها، نگاهی متفاوت به مفهوم مرگ و زندگی ایجاد میکند. دلمان میخواهد بدانیم کسی که آخرین لحظات حضورش در دنیای مادی را برایمان مدیریت میکند، چه کسی است و چگونه روزگار میگذراند. این شناخت میتواند تأثیری عمیق بر نگرش ما به زندگی داشته باشد و به ما بیاموزد که چقدر زمان برای بودن با عزیزانمان ارزشمند است.
درباره این قشر زحمتکش کم نوشته نشده است. هر از گاهی یک سایت، نشریه یا روزنامه به بهانهای سراغ آنها میرود و از زندگیان و روحیاتشان مینویسد. آنها مخازنی پر از حرفهای نگفته و خاطرات تلخ و شیرین هستند. اگر نویسنده بودند، حتماً هفتهای یک کتاب مطلب منتشر میکردند. اما این خاطرات تنها برای خواندن نیست؛ بلکه برای درک عمیقتر از جایگاه انسان در این جهان است. بیایید نگاهی دقیقتر به این فضای مقدس و چالشبرانگیز بیندازیم.
فضای داخلی غسالخانه و تجهیزات شستشو
سالن جدید غسالخانه، خیلی وقت نیست که به بهرهبرداری رسیده است. در و دیوار و زمین و سنگهایش تمیز و نو هستند. از همان اول که وارد میشوی، بوی کافور میپیچد توی سرت. صدای قرآن ملایمی از توی بلندگو به گوش میرسد که هر از گاهی جایش را به دعا و مناجات میدهد. غسالها زیادند. بیست و خردهای نفر. لباسهای مخصوص به تن کردهاند؛ روپوش و شلوار سرمهای، مقنعه آبی روشن، چکمه بلند و دستکشهای پلاستیکی، ماسک و یک پیشبند که باعث میشود خیلی خیس نشوند.
سن و سالهایشان متفاوت است. در بینشان چهرههای خیلی جوان که میخورد بیست، بیست و یک ساله باشند پیدا میشود و هستند کسانی که میانسالی را تجربه میکنند. پنج شش سنگ برای شستشو آنجاست. وقتی جنازه را میآورند داخل، گروهی که نوبتش است و مسئول شستن میت میشود، میت را تحویل میگیرد. اسم و مشخصاتش مشخص میشود و این که روی کدام سنگ باید شسته شود. کاور را باز میکنند و پیش از آن که بیندازندش داخل سنگ، موانع شستشو مثل چسب یا لاک یا رنگ را برطرف میکنند.
مراحل دقیق غسل و چالشهای غسالان
«از بیمارستان آمدهها و تصادفیها وقت بیشتری میبرند.» این را غسال کهنهکار میگوید. میگوید آنهایی که از بیمارستان آمدهاند به دست و پاها و بدنشان چسبهای بیمارستان مانده و پاک کردنش وقتشان را میگیرد. تصادفیها هم که اگر وضعشان وخیم باشد و خونریزی داشته باشند، کمی طول میکشد تا بتوانند با سدر و خاک رس و چیزهای دیگر خونش را بند بیاورند و شروع کنند به غسل دادنش. روی از بین بردن موانع و تمیز کردن زیر ناخنها تأکید دارند و معتقدند اگر میت با مانع برود و غسلش درست نباشد، گناهش گردن آنهاست.
وقتی این کار تمام شد، چند نفری جنازه را میاندازند داخل وان سنگی. یک وان نسبتاً گود و سنگی که تنها امکاناتش سوراخی است که آب از آن میرود داخل فاضلاب! برای شستن هر میت، چهار نفر مسئولند. یکی آبریز، یکی غسال، یکی کمک غسال و آخری خلعتبر. اول از همه آبریز آب را میریزد و جنازه را خیس میکند. گویا نیتکننده هم همان آبریز است. نیت میکند و آب را نگه میدارد تا غسال کارش را شروع کند.
غسال و کمک غسال با دقت زیاد میت را این طرف و آن طرف میکنند و مطمئن میشوند که خوب شستشو شده و مانعی باقی نمانده است. حرفهایترها این کار را کمتر از ده دقیقه انجام میدهند و تازهواردها پانزده دقیقهای برای این کار وقت میخواهند. در همین مدت، خلعتبر کارش را شروع کرده و از پارچهی لولهشدهای که به صورت رل بالای هر سنگ قرار دارد، یک پیراهن و یک روسری در میآورد و منتظر میشود تا شستشوی جنازه تمام شود.
نگاه عمیق غسالان به زندگی و مرگ
وقتی غسل تمام شد، دو سه نفری جنازه را بلند میکنند و آخرین لباسش را به او میپوشانند و همان موقعها به هفت ناحیهی سجدهگاهش کافور میزنند. کفن را میبندند و میگذارندش روی ریل، تا آن طرف یکی بیاید و تحویلش بگیرد و برای دفن ببردش. در تمام این مدت هم ناظرها به کار هیئت شستشو نظارت میکنند و موارد شرعی را تذکر میدهند. کارشان از یک ربع هشت صبح شروع میشود تا چهار بعد از ظهر. تعطیل و غیرتعطیل هم ندارد. هر برگهای که پذیرش شود، جنازهی صاحب برگه باید شسته شود و روی زمین نماند.
دوسال است که در سازمان بهشت زهرا کار میکند و هشت ماهی میشود که به سالن تطهیر آمده. میگوید: «اولین روزی که به اینجا آمدم، از پشت شیشه مشغول تماشا شدم. آن موقعها غسالها لباسهایشان سبز و مقنعههایشان سبز کمرنگ بود. همان موقع حس کردم فرشتههایی را میبینم که از آسمان به زمین آمدهاند و دارند ماموریتی زمینی را انجام میدهند. هنوز هم بعد از هشت ماه، هر وقت میآیم داخل و همکارانم را میبینم، فرشتههایی نورانی در پیش چشمم مجسم میشوند که با زمینیها متفاوتند.»
بیرا یسه میبینند و حس میکنند که اینها خیلی افسرده هستند و مدام غم میخورند، این طور نیست اینجا بیشتر بچهها به بالا وصلند و این اتصال مانع از افسردگی میشود.» برای پرستو، سر و کار داشتنِ زیاد با اموات باعث نشده که مرگ برایش عادی شود و در عوض سبب شده تا قدر زندگیاش را بیشتر بداند. میگوید: «هر روز صبح که از همسر و فرزندم خداحافظی میکنم، طوری با آنها برخورد میکنم که انگار آخرین بار است میبینمشان؛ چون میبینم کسانی را که سالم از خانههایشان بیرون آمدهاند و شب دیگر برنگشتهاند.»
میگوید: «این طور نیست که من مرتب به خودم بگویم که ای وای! امروز دیگر من میمیرم! نه! اینطور نیست. کار در اینجا بیشتر باعث شده تا قدر لحظاتی که در آن هستم، قدر زنده بودنم را بدانم و به این فکرکنم که زمان زیادی ندارم برای بودن با کسانی که دوستشان دارم...چشم به هم بگذاریم عمر تمام شده و ما قدر لحظاتی که داشتیم را ندانسته ایم.» برای پرستو، برعکس همکارش کار در اینجا باعث شده که تحملش بالاتر برود و زودرنجیاش کم شود.
"اکثرشان با شغلشان ارتباط برقرار کردهاند و دوستش دارند. دلشان میخواهد در همین کار بمانند و به آن عادت کردهاند. معتقدند که خدا خودش کمکشان میکند و در کار انرژی زیادی دارند و این را جز مرحمت و لطف خدا نمیدانند."
جمعبندی
خاطرات غسال های کهنه کار نشان میدهد که این افراد با درک عمیق از زندگی، به خدمتگزاران اموات هستند. آنها با صبر و حوصله، آخرین مراسم را انجام میدهند و به ما میآموزند که قدر لحظات باقیمانده را بدانیم. این شغل مقدس، نیازمند روحیهای پاک و ایمانی راسخ است.
ویدیو هوش مصنوعی از حمله به عروسی سیریک / روایتی تازه از یک تراژدی انسانی
چرا واکسن آنفلوآنزا امسال در داروخانهها نیست؟
قیمت پرواز تهران – اصفهان، امروز چهارشنبه ۱۱ شهریور ۱۴۰۵
خبر تلخ هومن حاجعبداللهی از پایتخت ۸ + ویدیو
سایپا ۴ محصول جدید را با قیمت قطعی و قرعهکشی عرضه کرد ؛ جزئیات کامل فروش شهریور ۱۴۰۵
قبض گاز یک میلیارد تومانی در تهران صادر شد ؛ مشترکان پرمصرف چه کسانی هستند؟
خبر مهم برای کنکوریها؛ ترمیم معدل ۱۴۰۵ فقط در خرداد انجام میشود
تقویم امروز چهارشنبه یازدهم شهریور 1405
گریم پوریا پورسرخ در سریال «اعتراف میکنم» چهرهاش را 360 درجه تغییر داده است+ عکس
نقش آفرینی جذاب امیر جدیدی و هدی زینالعابدین در فیلم «اسکورت» + آنونس رسمی
نسخه کوچک رامبد جواهریان در قاب مادر و دختری / نوردخت با چهرهای خیرهکننده جلب توجه کرد! + عکس
تصویر عاشقانه آیشواریا و آبیشک در نیویورک / شایعه طلاق با یک سلفی از بین رفت! + عکس
روایت زندگی عدنان عفراویان / سرنوشت تلخ «باشو» پس از ۴۱ سال + ویدئو
دلتنگی عمیق عموپورنگ برای مادر در حرم امام رضا (ع) + ویدئو
آخرین وضعیت سلامت خسرو احمدی پس از خونریزی مغزی + عکس
تغییر چهره صابر ابر / سبیلهای رنگشده ترند جدیدی که فضای مجازی را تکان داد + عکس
برن سات و کنان دوغولو به شایعات پایان دادند / دوازده سال عشق و سکوت + عکس
نظرات