داستان کوتاه | مردم آزار

مشاهده : 9518
داستان کوتاه | مردم آزار اس ام ا س ، داستان ، معما
اذیت آزار مردم چه به صورت جدی و چه به صورت شوخی و سرگرمی عملی زشت می باشد در ادامه این مطلب با داستان های در این باره با شما خواهیم بود

مردم آزای کار بسیار زشت و نکوهیده ای می باشد که اسلام نیز آن را از گناهان بزرگ و از رذایل اخلاقی برشمرده است و توصیه به ترک این اخلاق زشت کرده است شاید این کار برای شما خوشایند باشد اما آیا از تبعات آن آگاه هستید و می دانید چه چیزی احتمال دارد اتفاق بیفتد. در ادامه با یه سری از داستان کوتاه مردم آزار در باب مسئله مردم آزاری برای شما آماده کرده ایم

داستان کوتاه مردم آزار

مردم آزاری را حکایت کنند که سنگی بر سر صالحی زد درویش را مجال انتقام نبود. سنگ را نگاه همی‌داشت تا زمانی که ملک را بر آن لشکری خشم آمد و در چاه کرد.

درویش اندر آمد و سنگ در سرش کوفت. گفتا تو کیستی و مرا این سنگ چرا زدی.
گفت من فلانم و این همان سنگست که در فلان تاریخ بر سر من زدی.

گفت چندین روزگار کجا بودی گفت از جاهت اندیشه همی‌کردم، اکنون که در چاهت دیدم فرصت غنیمت دانستم.

بیشتر بدانید :از سری داستان کوتاه مردم آزار این بار همسایه ی مردم آزار

روزی مردی برای خود خانه ای بزرگ و زیبا خرید که حیاطی بزرگ با درختان میوه داشت.
در همسایگی او خانه ای قدیمی بود که صاحبی حسود داشت که همیشه سعی می کرد اوقات او را
تلخ کند و با گذاشتن زباله کنار خانه اش و ریختن آشغال آزارش می داد.

یک روز صبح خوشحال از خواب برخاست و همین که به ایوان رفت دید یک سطل پر از زباله در ایوان است. سطل را تمیز کرد، برق انداخت و آن را از میوه های تازه و رسیده حیاط خود پر کرد تا برای همسایه ببرد.

وقتی همسایه صدای در زدن او را شنید خوشحال شد وپیش خود فکر کرداین بار دیگر برای دعوا آمده است.
وقتی در را بازکرد مرد به او یک سطل پر از میوه های تازه و رسیده داد و گفت :
” هر کس آن چیزی را با دیگری قسمت می کند که از آن بیشتر دارد …..”

داستان کوتاه مردم آزار

داستان کوتاه مردم آزار و همسایه اش

داستان تنبیه همسایه مردم آزار

مردی خدمت رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) آمد و از این که همسایه اش او را آزار می رساند،
زبان به گلایه گشود. رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) که کانون علم و بردباری بود،
او را به صبر دعوت کرد. مرد آرام شد و رفت.
چند روز بعد بازگشت و از آزار و اذیّت همسایه زبان به شکایت باز کرد. مجدداً رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) او را به شکیبایی فرا خواند. مرد آرام شد و رفت.

پس از چند روز، دوباره آن مرد بازگشت و از همسایه اش شکوه نمود. این بار پیامبر(صلّی الله علیه و آله) به او فرمود: اسباب و اثاثیه خود را جمع کن و داخل کوچه قرار بده! وقتی رهگذرانی که از کوچه عبور می کنند از تو علّت این اقدام را سؤال کردند، به آنها بگو برای رهایی از آزار و اذیّت همسایه به اینجا پناه آورده ام!

داستان کوتاه مردم آزار

دستان آموزنده تنبیه همسایه مردم آزار

مرد همین ابتکار را به کار برد. رهگذران علت این اقدام مرد را از وی جویا می شدند و او به آنان پاسخ گفت. خبر به گوش همسایه ی مردم آزار رسید. آبروی خود را در خطر دید؛ پس شتابان نزد همسایه آمد و با خواهش و التماس از او خواست بیش از این به مردم چیزی نگوید و اسباب خود را به منزل ببرد و به او قول داد که من بعد، آزاری به او نرساند.
مرد نیز که به مقصود خود رسیده بود، اسباب و اثاثیه اش را به منزل برگرداند و از آن پس، همسایه اش او را آزار نرساند.

خوب است بدانید :تا توانی مردم آزاری مکن!

دراسلام بسیار سفارش به احترام و اکرام مومن شده و هیچ کس حق ندارد مومنی را مورد آزار و اذیت
قرار دهد، همان طور که در آیات و روایات آمده که پشت سر مؤمن صحبت کردن غیبت محسوب می شود
و در مورد زیان و آزار و اذیت برادران و خواهران دینی وارد شده که آزار بندگان مومن خداوند موجب
غضب و عذاب الهی است و باز داشتن آن از آنان سبب ایمنی از عذاب و خشم خدایی خواهد بود.

باید متوجه بود که خشم خداوند ناچیز و بی اهمیت نبوده و شوخی بردار هم نمی باشد، غضب الهی چیزی است که پیامبران، از آن وحشتناک و ائمه هدی علیهم السلام از آن گریزانند و شخصی همچون حضرت یحیی (علیه السلام) از آن گریان می باشد.

گلستان سعدی , برترین ها , الشیعه , روشنا

2018-05-24 / گردآوری:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
فیلم پرشین وی