تاریخ انتشار : بروزرسانی :
دلنوشته « مارال فرجاد » از دلتنگی اش و سفری که به اجبار برای درمان باید برود اخبار گوناگون
مارال فرجاد, بازیگر فیلم های شام عروسی از بازیگران شناخته شده ای است که از خانواده ای هنرمند است که پدر و خواهرش مونا هم از بازیگران سرشناس ایرانی هستند.

بازیگر سریال تا صبح که مدتی درگیر بیماری سرطان شد سعی کرد با مبارزه با این بیماری خودش را نجاد دهد و الهام بخش همه بیمارانی باشد که درگیر سرطان می شوند. دلنوشته مارال فرجاد از دلتنگی اش و سفری که به اجبار برای درمان باید برود را در پرشین وی ببینید.

دلنوشته مارال فرجاد

مارال نوشت :

(( دریا در غربت )) نمی دونستم یه روزی میشه (( مارال در غربت)) من عاشق ایرانم .

من عاشق مردم عصبی در خیابانم..من عاشق موتور های که لای میکشن در ترافیک ..

من عاشق دعواهای تو خیابونم ..من عاشق بچه های فال فروشم …

من عاشق دستفروش های توی مترو هستم که کلی چیزهای باحال دارن ( وقتی میگم عاشقم یعنی خودم میرم ازشون خرید میکنم ،به جای اینکه جوراب از مغازه ۷۰ هزارتومن بخرم همون رو میخرم ۱۵ هزار تومن )من عاشق ترافیک تو تهرانم ….

من عاشق هرچی خوب وبده توی تهرانم…

من عاشق مردمی هستم که می یان جلو تو خیابون به من میگن :ا شما مارال فرجادی ما خیلی دوستتون داریم …ن

می دونن من هزاربرابر دوستشون دارم…من انقدر عاشق مردمم هستم از وقتی اومدم بیشتر مترو‌سوار میشم تا مردم رو بیشتر ببینم ….

اخ من دوسال و نیم نیستم ،،دلم برای تک تک تون تنگ شده….وقتی رفتم تازه فهمیدم چقدر عاشقتون بودم ….

عاشق همه تون…….قبلا وقتی جای شلوغ بود ،جای صف بود .ترافیک بود فحش میدادم .میگفتم چقدر بدبختیم …

دستفروش میدیدم …بچه های فال فروش رو میدیدم .بچه های سر چهارراه میدیدم هم دلم می سوخت و هم عصبی می شدم …

ولی الان می ببینمشون می خوام همشون بغل کنم …دوست داشتم تو جیب هام پر پول بود .پر لباس های خوشگل،پر عروسک میدادم بهشون ….

عکس جدید مارال فرجاد

دلنوشته مارال فرجاد از دلتنگی اش و سفری که به اجبار برای درمان باید بروددلنوشته مارال فرجاد از دلتنگی اش و سفری که به اجبار برای درمان باید برود

.این مریضی این رفتن از ایران باعث شد ،بفهمم من عاشق شماها هستم…….

برای همین وقتی کامنت می ذارین برام دوست دارم می شد جواب تک تک تون رو میدادم ….

میگفتم فکر نکنین من فقط برای شما عزیزم ….شماها هزار برابر برای من عزیزید ،میدونید چرا چون من اصلا شماها رو ندیدم نمی شناسمتون …

ولی همین که ایرانی هستید …من عاشقتونم…..اخ اخ اشک هام سرازیر شدن……

چون میخوام بگم من مجبورم باز برم…..اگه شما دلتون برای من تنگ نشه….

بیماری سرطان خانم بازیگربیماری سرطان خانم بازیگر

ولی من دلم برای همه تون پر میکشه…خیلی دوستتون دارم…..

دیگه نمی خوام اسمش رو ببرم .بقول (شهر موش ها) این اسمش رو نبر من هم زود تمام میشه .بر میگردم………

عکس هم برای سریال دریا در غربت هست….. یک نوزادی که اول جنگ اسیر میشه در عراق …..

و اونجا بزرگ میشه…….

صبح که داشتم فکر میگردم باز باید برگردم .گفتم مارال در غربت بعد یاد این عکسم افتادم :دریا در غربت.


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود.
دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما در سایت منتشر شد.

نظرات

اولین نظر را شما ثبت کنید
دیدگاه‌ها برای این مطلب بسته شده‌اند.

پربازدیدترین‌های پرشین وی

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...