ماجرای اسید پاشی به سه مرد جوان در تبریز
اخبار گوناگوندر تبریز بار دیگر اسید پاشی شده است این بار اسید پاشی
بر روی سه مرد در خیابان وحدت تبریز اتفاق افتاد مرد 30 ساله 15
درصد مرد 25 ساله 6 درصد سوخته اند و مرد 48 ساله اندامش آسیب
دیده است این سه مرد به بیمارستان سینا منتقل شدند در ادامه ماجرای اسید پاشی در تبریز را بخوانید.
اسید پاشی در تبریز
رئیس مرکز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشکی آذربایجانشرقی گفت: اسیدپاشی در تبریز ۳ نفر را روانه بیمارستان کرد.
«فرزاد رحمانی» در اینباره اظهار کرد: طی تماس تلفنی در ساعت ۱:۳۰ بامداد
امروز(یکشنبه) با مرکز اورژانس تبریز، اسیدپاشی بر روی سه مرد در خیابان وحدت گزارش شد.
وی در تشریح وضعیت مصدومان افزود: مرد ۳۰ ساله با سوختگی ۱۵ درصد و آسیب شدید
چشم چپ، مرد ۲۵ ساله با سوختگی ۶ درصد و مرد ۴۸ ساله با آسیب جزئی اندام و
چشم توسط اورژانس به بیمارستان سینا منتقل شدند و تحت درمان هستند.
طی ماههای اخیر دو مورد اسیدپاشی در تبریز گزارش شده است.
ماجرای اسید پاشی در تبریز
وارد بخش سوختگی زنان که میشوی، اتاق بستری او جزو مناطق ممنوعه است
و پزشکان، ملاقات با او را به دلیل سوختگی شدید درجه سه از ناحیهی صورت و گردن، ممنوع کردهاند.
از صورتش چیزی به جز بانداژ مشخص نیست و با گلوی سوخته از روزهای سختی که میگذراند، میگوید.
معصومه جلیل پور** چه شد که قربانی اسیدپاشی شدی؟
اسید پاش، خواستگارم بود و هر روز به محل کارم که یک سالن آرایشگری بود، میآمد.
خانوادهام از خواستگاری او باخبر بودند و طی چند ماه اخیر، سمجتر شده بود و هر روز
مقابل خانهمان میایستاد و ماردم را که میدید به او میگفت «من مهسا رو دوست دارم»
و از او خواهش میکرد که وساطت کند تا من پیشنهاد ازدواج او را قبول کنم. زندگی قبلیام
با شکست مواجه شده بود، به همین دلیل مادرم حق انتخاب را به خودم داده بود.
طبق ادعاهای خودش، پدرش خلافکار بود و به من میگفت «راه من از پدرم جداست و در کارهای
خلاف او شریک نمیشوم». در ابتدا هیچ حسی به او نداشتم، اما بعد از پافشاریهای مدامش،
برادرم شروع به تحقیق دربارهی او کرد و کسانی که او را میشناختند، در بارهی او گفتند
«کم از پدرش نداره و هر دو خلاف کار هستند، چندین پرونده دارند و خفت گیری میکنند»!
زمان اسید پاشی در تبریز
بیست و هفتم اسفند ماه بود که دوباره دم در خانهی ما سبز شد، با شنیدن حرفهای برادرم
و تایید نشدن او در تحقیقات، قاطعانه به او گفتم «دور من رو خط بکش، من قصد ازدواج ندارم».
مقابل چشمان من با دو خانم تماس گرفت و رو به من گفت «همانطور که میبینی دور و بر من
شلوغه، اما من تو رو میخوام». در جوابش گفتم «تو اگر الماس هم باشی، بعد از این حرکات دیگه نگاتم نمیکنم».
معصومه جلیل پور بعد از حادثه اسید پاشی28 اسفند بود و داشتم با مادرم برای خرید عید بیرون میرفتم، خانهمان در طبقهی سوم بود
و قبل از آماده شدن مادرم پایین آمدم و به مادرم گفتم پایین منتظرش هستم، غافل از این که
«محمد» آن بیرون ایستاده بود، در را که باز کردم با او مواجه شدم و از من خواست تا به ماشین
او بروم. به من گفت «یه لحظه بیا کارت دارم».سرم را از شیشهی ماشینش داخل بردم و گفتم
«چی کار داری؟مگه نگفتم من دیگه با تو کاری ندارم، دست از سرم ندارم».
به محض این که این را گفتم با دستانش موهایم را که بلند بودند گرفت و به زور مرا داخل ماشین
کشید.مستقیم به سمت اتوبان حرکت کرد و گفت «دو تا سوال ازت دارم». شروع کرد به التماس
که «اگر پیشنهادمو قبول کنی، همون میشم که تو میگی».
نحوه اسید پاشیدن به صورت دختر جوان
گفتم «من تو رو نمیخوام»، از میدان فهمیده دور زد و ماشین را کنار خیابان نگه داشت،
قمهی بزرگی را درآورد و تهدید کرد که سر من را میبرد. دستم را برای محافظت از خودم
جلو بردم و قمه را روی انگشتانم و دستم کشید، اگر پتو را کنار بزنی میبینی، تاندونهای انگشتم قطع شده است.
اسید پاشی به صورت جوان تبریزیصندلی ماشین را خواباند و روی سینهام نشست، از پشت سرش یک بطری برداشت.
اول فکر کردم، آب است و میخواهد بترساندم، بعد اسید را وحشیانه روی من ریخت
و با پایش پرتم کرد کنار اتوبان و گفت «حالا که قبول نکردی، نباید کسی دوستت داشته باشه
و تو رو بگیره، حالا دیگه کسی سراغت نمیاد». ماشین را راند و دور شد و رفت.
بعد از آن چه کردید، خانوادهتان چگونه با خبر شدند؟
حدود بیست دقیقه در آن وضعیت در اتوبان تنها بودم و کاری از دستم برنمیآمد، تمامی لباسهایم
را اسید سوزانده بود و با لباسهای سوخته و نیم تنه منتظر بودم تا کسی نجاتم دهد. یک آقا و خانم
ماشین را نگه داشته و کمک کردند، صورتم را با آب شستند، خانم یک چادر به من داد تا خودم را با آن
بپوشانم و به اورژانس زنگ زدند، شماره تماس خانهی خواهرم را به اورژانس دادم.
گوشی و کیفم در ماشین او جا مانده بود، با مادرم تماس گرفته و گفته بود «مهسا را کشتم،
برید پیداش کنید» و مادرم که فشار خون و قند بالایی دارد، تا حد مرگ پیش رفته بود.
ایسنا












هشدار درباره خرید دارو در فضای مجازی ؛ پشت عبارت «صد درصد گیاهی» چه خطری پنهان است؟
تکلیف سهمیههای کنکور ۱۴۰۵ روشن شد ؛ تغییرات کی اجرا می شود؟
تک ماده برای چه نمرههایی است؟ شرایط قبولی و استفاده از تک ماده 1405
چرا بسته اینترنت زود تمام میشود؟ ماجرای vpn و عدد ۲.۷، رومینگ و مصرف پنهان گوشی
هشدار جدی هواشناسی ؛ بارش گسترده در شمالغرب و مواج شدن دریای خزر در راه است
سقوط ۵۵ میلیونی شاهین در بازار خودرو ؛ قیمت جدید سایپا ساینا
سایت مای مدیو برای کارنامه امتحانات نهایی | محدودیت زمانی اعتراض و هشدار درباره لغو درخواست
آزمون ورودی تیزهوشان ؛ تغییرات جدید در پذیرش مدارس سمپاد و نگرانی دبیران
نسخه کوچک رامبد جواهریان در قاب مادر و دختری / نوردخت با چهرهای خیرهکننده جلب توجه کرد! + عکس
تصویر عاشقانه آیشواریا و آبیشک در نیویورک / شایعه طلاق با یک سلفی از بین رفت! + عکس
روایت زندگی عدنان عفراویان / سرنوشت تلخ «باشو» پس از ۴۱ سال + ویدئو
دلتنگی عمیق عموپورنگ برای مادر در حرم امام رضا (ع) + ویدئو
آخرین وضعیت سلامت خسرو احمدی پس از خونریزی مغزی + عکس
تغییر چهره صابر ابر / سبیلهای رنگشده ترند جدیدی که فضای مجازی را تکان داد + عکس
برن سات و کنان دوغولو به شایعات پایان دادند / دوازده سال عشق و سکوت + عکس
ادای احترام پرویز پرستویی به شهید خانواده اکبر عبدی + عکس
ایرج طهماسب و حمید جبلی دوباره کنار هم / ملاقاتِ دو رفیقِ قدیمی + عکس
تصویری که مهاجرت خانواده قاسمخانی را دوباره بر سر زبانها انداخت + عکس



نظرات