داستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است

مشاهده : 526
داستان ضرب المثل فکر نان کن که خربزه آب است فال و طالع بینی
ضرب المثل ها شیرینی هر زبانی هستند و خواندن داستان های آنها همیشه جذاب است. ریشه تاریخی ضرب المثل فکر نون کن که خربزه آب را در ادامه بخوانید.

اگر شما هم دوست دارید در این ایام قرنطینه بخشی از فرهنگ و ادبیات زبان فارسی را بهتر بشناسید می توانید با ما همراه باشید و داستانهای ضرب المثل های ایرانی را بخوانید. داستان ضرب المثل فکر نون کن که خربزه آب را در پرشین وی بخوانید.

ضرب المثل فکر نون کن که خربزه آب

در روزگاران قدیم دو دوست بودند که کارشان خشتمالی بود.
از صبح تا شب برای دیگران خشت درست می کردند و اجرت بخور و نمیری می گرفتند.
آنها هر روز مقدار زیادی خاک را با آب مخلوط می کردند تا گل درست کنند ، بعد به کمک
قالبی چوبی ، از گل آماده شده خشت می زدند.

یک روز ظهر که هر دو خیلی خسته و گرسنه بودند ، یکی از آنها گفت : ” هرچه کار
می کنیم ، باز هم به جایی نمی رسیم.
حتی آن قدر پول نداریم که غذایی بخریم و بخوریم.
پولمان فقط به خریدن نان می رسد.
بهتر است تو بروی کمی نان بخری و بیاوری و من هم کمی بیشتر کار کنم تا چند تا خشت
بیشتر بزنم.

فکر نون کن که خربزه آب

فکر نون کن که خربزه آب

” دوستش با پولی که داشتند ، رفت تا نان بخرد.
به بازار که رسید ، دید یکجا کباب می فروشند و یکجا آش، دلش از دیدن غذاهای گوناگون ضعف رفت.
اما چه می توانست بکند ، پولش بسیار کم بود.
به سختی توانست جلوی خودش را بگیرد و به طرف کباب و آش و غذاهای متنوع دیگر نرود.

وقتی که به سوی نانوایی می رفت ، از جلوی یک میوه فروشی گذشت.
میوه فروش چه خربزه هایی داشت! مدتها بود که خربزه نخورده بود.
دیگر حتی قدرت آن را نداشت که قدم از قدم بردارد.
با خود گفت : کاش کمی بیشتر پول داشتیم و امروز ناهار نان و خربزه می خوردیم.
حیف که نداریم.

ریشه تاریخی ضرب المثل فکر نون کن که خربزه آب

تصمیم گرفت از خربزه چشم پوشی کند و به طرف نانوایی برود.اما نتوانست.این بار با خود گفت: اصلا ً چه
طور است به جای نان، خربزه بخرم.خربزه هم بد نیست، آدم را سیر می کند.با این فکر ، هرچه پول
داشت، به میوه فروش داد و خربزه ای خرید و به محل کار ، برگشت.

در راه در این فکر بود که آیا دوستش از او تشکر خواهد کرد؟ فکر می کرد کار مهمی کرده
که توانسته به جای نان، خربزه بخرد.وقتی به دوستش رسید ، او هنوز مشغول کار بود.
عرق از سر و صورتش می ریخت و از حالش معلوم بود که خیلی گرسنه است.
او درحالی که خربزه را پشت خودش پنهان کرده بود ، به دوستش گفت : ” اگر گفتی چی خریده
ام؟ ”

فکر نون کن که خربزه آب

فکر نون کن که خربزه آب

دوستش گفت : ” نان را بیاور بخوریم که خیلی گرسنه ام.مگر با پولی که داشتیم ، چیزی
جز نان هم می توانستی بخری؟ زود باش.
تا من دستهایم را بشویم، سفره را باز کن.”مرد وقتی این حرفها را شنید ، کمی نگران شد و با
خود گفت: ” نکند خربزه سیرمان نکند.” دوستش که برگشت ، دید که او زانوی غم بغل گرفته و به
جای نان ، خربزه ای درکنار اوست.

داستان ضرب المثل

در همان نگاه اول همه چیز را فهمید.
جلوی عصبانیت خودش را گرفت و گفت: ” پس خربزه دلت را برد؟ حتما ً انتظار داری با خوردن خربزه
بتوانیم تا شب گل لگد کنیم و خشت بزنیم ، نه جان من ، نان قوت دیگری دارد.
خربزه هر چقدر هم شیرین باشد ، فقط آب است.”آن روز دو دوست خشتمال به جای ناهار ، خربزه خوردند
و تا عصر با قار و قور شکم و گرسنگی به کارشان ادامه دادند.

از آن پس ، هر وقت بخواهند از اهمیت چیزی و درمقابل ،بی اهمیت بودن چیز دیگری حرف بزنند ،
می گویند : ” فکر نان کن که خربزه آب است.”

درباره ضرب المثل

حیات امثال و حکم به دوران قبل از کتابت و نوشتارهای ادیبانه باستانی رسیده که بعدأ به صورت نقل‌قول از گفتارهای ناب نوشته در ادبیات عتیق ملل متمدن ضبط شده‌اند. کتیبه‌های متعلق به سومری‌ها که با خط میخی نوشته شده، حاوی امثال و حکمی هستند که محققین «زبان‌شناس»∗ به کشف و ترجمه آن توفیق یافته‌اند.

با توجه به مطلب فوق، هر اثر ادیبانه‌ای که ضابط امثال و حکم باشد، نباید بدون تحقیق و بررسی، منشأ و مبدأ آن مَثَل تلقی گردد. بسیاری از امثال پیش از اینکه در آثار نویسندگان یا شعرا ظاهر شوند، مدت‌ها در زبان و گویش عامیانه مردم رایج و سایر بوده و همانند افسانه‌ها و قصه‌ها، سینه به سینه نقل شده‌اند. در کنار منابع شفاهی و گویشی، اهمیت ضبط و نگارش ادبی امثال و حکم، امثال سایره و اصطلاحات مثلی را نباید نادیده گرفت.

عسگری ـ ستاره

2020-11-18 / گردآوری:
برچسب ها:
گزارش خطا در خبر
نظر خود را بنویسید - نظرات کاربران (۰)
logo-samandehi