داستان زیبای | پسرک بیسکویت فروش

داستان زیبای | پسرک بیسکویت فروش

خانم تورو خدا بیاین بیسکوییت بخرین ارزونه فقط پنجاه تومان زن به او مینگرد و در حالی که به وی مینگرد فقط میگوید: یک دونه بده ولی فردا مییام ازت صد تا میخرم ...

رایانمهربهنودگشت