یکشنبه, ۳۱ تیر , ۱۴۰۳
درخواست تبلیغات

چرا سوره های قرآن با بسم الله شروع می شوند؟

اشتراک:
شروع کارها به نام خدا احکام و مسائل شرعی
سر لوحه ی همه کار ها با نام خدا شروع میشود .سوره ی قران که صد و چهار ده سوره دارد ، صد و سه سوره ی این قران با بسم الله شروع شده است . ارتباط محتوای بسم الله با مضمون هر سوره را دراین بخش ببینید.

اغاز هر کاری همیشه با نام خدا شروع میشود .نام خدا نه تنها در قران بلکه در تمام کتاب های ادیان هم با نام خدا شروع کردند. نام خدا سرچشمه ی همه ی پاکی ها و خوبی هاست .شروع هر چیز با نام او نشاندهده ی ان است که خداهمیشگی است و هر چه رنگ خدایی نداشته باشد، فانی است . در این مجموعه در موردشروع کارها با نام خدا مطالبی را جمع اوری کرده ایم .ما را در پرشین وی ببینید.

شروع کارها با نام خدا

و اما اینکه این نام شریف بر سر هرسوره تکرار شده ، نخست باید دانست که خداى سبحان کلمه (سوره ) را در کلام مجیدش چند جا آورده، از آن جمله فرموده : (فاتوا بسوره مثله )، و فرموده : (فاتوا بعشر سور مثله مفتریات ) وفرموده : (اذا انزلت سوره )، و فرموده : (سوره انزلناها و فرضناها).از این آیات مى فهمیم که هر یکاز این سوره ها طائفه اى از کلام خدا است ، که براى خود و جداگانه ، وحدتى دارند، نوعىاز وحدت ، که نه در میان ابعاض یک سوره هست ، و نه میان سوره اى و سوره اى دیگر.و نیز از اینجا مى فهمیم که اغراض و مقاصدى که از هر سوره بدست مى آید مختلف است ،

و هر سوره اى غرضى خاص و معناى مخصوصى را ایفاء مى کند، غرضى را که تا سوره تمام نشودآن غرض نیز تمام نمى شود، و بنا بر این جمله (بسم الله ) در هر یک از سوره هاراجع به آن غرض واحدى است که در خصوص آن سوره تعقیب شده است.پس بسم الله در سوره حمد راجع به غرضى است که در خصوص این سوره هست و آن معنائى کهاز خصوص این سوره بدست مى آید، و از ریخت این سوره برمى آید حمد خدا است ، اما نهتنها بزبان ، بلکه باظهار عبودیت ، و نشان دادن عبادت و کمک خواهى و در خواست هدایت است ،

پس کلامى است که خدا به نیابت از طرف بندگان خود گفته ، تا ادب در مقام اظهار عبودیت رابه بندگان خود بیاموزد.و اظهار عبودیت از بنده خدا همان عملى است که مى کند، و قبل از انجامش بسمالله مى گوید، و امر ذى بال و مهم همین کارى است که اقدام بر آن کرده ، پس ابتدابه نام خداى سبحان هم راجع به او است ، و معنایش این است : خدایا من به نام توعبودیت را براى تو آغاز مى کنم ، پس باید گفت : متعلق باء در بسم الله سوره حمد ابتداءاست ، در حقیقت مى خواهیم اخلاص در مقام عبودیت ، و گفتگوى با خدا را به حد کمال برسانیم.

شروع کارها به نام خدا فواصل بسم الله

شروع سوره ها با بسم الله الرحمن الرحیم

، و بگوئیم پروردگارا حمد تو را با نام تو آغاز مى کنم ، تا این عملم نشانه و مارکتو را داشته باشد، و خالص براى تو باشد، ممکن هم هست همانطور که قبلا گفتیم متعلق آن فعل (ابتداء)باشد، و معنایش این باشد که خدایا من خواندن سوره و یا قرآن را با نام تو آغاز مى کنم ، بعضى هم گفته اند: (باء) استعانت است ، و لکن معنى ابتداء مناسب تر است ، براى اینکه درخود سوره ، مسئله استعانت صریحا آمده ، و فرمود: (ایاک نستعین )، دیگر حاجت به آن نبود که دربسم الله نیز آن را بیاورد.

معنى و موارد استعمال لفظ (اسم )و اما اسم ؟ این کلمه در لغت بمعناىلفظى است که بر مسمى دلالت کند، و این کلمه از ماده (سمه ) اشتقاق یافته ، و سمه بهمعناى داغ و علامتى است که بر گوسفندان مى زدند، تا مشخص شود کدامیک از کدام شخص است ، وممکن هم هست اشتقاقش از (سمو) به معناى بلندى باشد، مبدا اشتقاقش هر چه باشد کارى نداریم ، فعلا آنچه
لغت و عرف از لفظ (اسم ) مى فهمد، لفظ دلالت کننده است ، و معلوم است که لازمه این معنا آن است که اسم غیر از مدلول و مسمى باشد.البته این یک استعمال است ، استعمال دیگر اینکه اسمبگوئیم و مرادمان از آن ذاتى باشد که وصفى از اوصافش مورد نظر ما است

که در این موردکلمه (اسم ) دیگر از مقوله الفاظ نیست ، بلکه از اعیان خارجى است ، چون چنین اسمى همان مسماىکلمه (اسم ) به معناى قبلى است.مثلا کلمه (عالم – دانا – که یکى از اسماء خدایتعالى است ) اسمى است که دلالت مى کند بر آن ذاتى که به این اسم مسمى شده ، و آن ذات عبارت استاز ذات بلحاظ صفت علمش ، و همین کلمه در عین حال اسم است براى ذاتى که از خود آن ذات جز از مسیر صفاتش خبرى نداریم ، در مورد اول اسم از مقوله الفاظ بود، که بر معنائى دلالتمى کرد، ولى در مورد دوم ، دیگر اسم لفظ نیست ، بلکه ذاتى است از ذوات که داراى وصفىاست از صفات.

فرق بین اسم و اسم اسم و علت تفکیک بین آندوو اما اینکه چرا با این کلمه چنین معامله اى شده ، که یکى مانند سایر کلمات از مقوله الفاظ، و جائى دیگر از مقوله اعیان خارجى باشد؟در پاسخ مى گوئیم علتش این شده که نخست دیده اند لفظ (اسم ) وضع شده براى الفاظى که دلالت بر مسمیاتى کند، ولى بعدها برخوردند که اوصاف هر کسى در معرفى او و متمایز کردنش از دیگران کار اسم را مى کند، به طوریکه اگر اوصاف کسى طورى در نظر گرفته شود که ذات او را حکایت کند،

آن اوصاف درست کار الفاظ را مى کند، چون الفاظ بر ذوات خارجى دلالت مى کند، و چون چنین دیدند، اینگونه اوصاف را هم اسم نامیدند.نتیجه این نامگذارى این شد که فعلا (اسم ) همانطور که در مورد لفظ استعمال مىشود، و بان لحاظ اصلا امرى لفظى است ، همچنین در مورد صفات معرف هر کسى نیز استعمال مى شود،و به این لحاظ از مقوله الفاظ نیست ، بلکه از اعیان است.آنگاه دیدند آن چیزى که دلالت مى کند

بر ذات ، و از هر چیزى به ذات نزدیکتر است ، اسم بمعناى دوم است ، (که با تجزیهو تحلیل عقلى اسم شده )، و اگر اسم به معناى اول بر ذات دلالت مى کند، با وساطت اسمبمعناى دوم است ، از این رو اسم بمعناى دوم را اسم نامیدند، و اسم به معناى اول را اسماسم.البته همه اینها که گفته شد مطالبى است که تحلیل عقلى آن را دست مى دهد، و نمى شود لغترا حمل بر آن کرد، پس هر جا کلمه (اسم ) را دیدیم ، ناگزیریم حمل بر همان معناى اولکنیم.

در صدر اول اسلام این نزاع همه مجامع را بخود مشغول کرده بود، و متکلمین بر سر آن مشاجره هامى کردند، که آیا اسم عین مسمى است ؟ و یا غیر آنست ؟ ولکن اینگونه مسائل دیگر امروز مطرح نمى شود، چون آنقدر روشن شده که به حد ضرورت رسیده است ، و دیگر صحیح نیست که آدمى خودرا به آن مشغول نموده ، قال و قیل صدر اول را مورد بررسى قرار دهد، و حق را بهیکطرف داده ، سخن دیگرى را ابطال کند، پس بهتر آن است که ما نیز متعرض آن نشویم.توضیح لفظ جلاله(الله )و اما لفظ جلاله (الله )، اصل آن (ال اله ) بوده ، که همزه دومى در اثر کثرت
استعمال حذف شده ، و بصورت الله در آمده است ، و کلمه (اله ) از ماده (اله ) باشد،

فواصل بسم اللهتفسیر بسم الله

بایگانی‌های فواصل بسم الله و شروع کارها به نام خدا

که به معناى پرستش است ، وقتى مى گویند (اله الرجل و یاله )، معنایش این است که فلانى عبادتو پرستش کرد، ممکن هم هست از ماده (و ل ه ) باشد، که بمعناى تحیر و سرگردانى است ،و کلمه نامبرده بر وزن (فعال ) به کسره فاء، و بمعناى مفعول (ماءلوه ) است ، همچنان که کتاببمعناى مکتوب (نوشته شده ) مى باشد، و اگر خدایرا اله گفته اند، چون ماءلوه و معبود است ، ویا بخاطر آن است که عقول بشر در شناسائى او حیران و سرگردان است.و ظاهرا کلمه (الله ) در اثر غلبه استعمال علم (اسم خاص ) خدا شده ، و گرنه قبل از نزول قرآن این کلمه بر سر زبانها
دائر بود، و عرب جاهلیت نیز آن را مى شناختند،

همچنان که آیه شریفه : (و لئن سئلتهم من خلقهم؟ لیقولن الله ) (و اگر از ایشان بپرسى چه کسى ایشان را خلق کرده ، هر آینه خواهند گفت: الله )، و آیه : (فقالوا هذا لله بزعمهم ، و هذا لشرکائنا)، (پس درباره قربانیان خود گفتند: اینمال الله ، و این مال شرکائى که ما براى خدا داریم )، این شناسائى را تصدیق مى کند.از جملهادله ایکه دلالت مى کند بر اینکه کلمه (الله ) علم و اسم خاص خدا است ، این است کهخدایتعالى به تمامى اسماء حسنایش و همه افعالى که از این اسماء انتزاع و گرفته شده ، توصیف مى شود،

ولى با کلمه (الله ) توصیف نمى شود، مثلا میگوئیم الله رحمان است ، رحیم است ، ولى بعکس آننمیگوئیم ، یعنى هرگز گفته نمیشود: که رحمان این صفت را دارد که الله است و نیز میگوئیم (رحم الله و علم الله و رزق الله )، (خدا رحم کرد، و خدا دانست ، و خدا روزى داد،) ولى هرگزنمیگوئیم (الله الرحمن ، رحمان الله شد)، و خلاصه ، اسم جلاله نه صفت هیچیک از اسماء حسناى خدا قرارمى گیرد، و نه از آن چیزى به عنوان صفت براى آن اسماء گرفته میشود.از آنجائى که وجود خداى سبحانکه اله تمامى موجودات است ، خودش خلق را به سوى صفاتش هدایت مى کند،و مى فهماند که به چه اوصاف کمالى متصف است ،

لذا مى توان گفت که کلمه (الله ) بطور التزام دلالت بر همه صفات کمالىاو دارد، و صحیح است بگوئیم لفظ جلاله (الله ) اسم است براى ذات واجب الوجودى که دارنده تمامى صفاتکمال است ، و گرنه اگر از این تحلیل بگذریم ، خود کلمه (الله ) پیش از اینکه نام خدایتعالىاست ، بر هیچ چیز دیگرى دلالت ندارد، و غیر از عنایتى که در ماده (ا ل ه ) است، هیچ عنایت دیگرى در آن بکار نرفته است.معنى رحمن و رحیم و فرق آن دوو اما دو وصف رحمانو رحیم ، دو صفتند که از ماده رحمت اشتقاق یافته اند، و رحمت صفتى است

انفعالى ، و تاءثرخاصى است درونى ، که قلب هنگام دیدن کسى که فاقد چیزى و یا محتاج به چیزى است که نقصکار خود را تکمیل کند، متاءثر شده ، و از حالت پراکندگى به حالت جزم و عزم در مى آیدتا حاجت آن بیچاره را بر آورد، و نقص او را جبران کند، چیزیکه هست این معنا با لوازم امکانیشدرباره خدا صادق نیست ، و به عبارت دیگر، رحمت در خدایتعالى هم به معناى تاءثر قلبى نیست ، بلکه باید نواقص امکانى آن را حذف کرد، و باقى مانده را که همان اعطاء، و افاضه ، و رفع حاجتحاجتمند است ، به خدا نسبت داد.کلمه (رحمان ) صیغه مبالغه است که بر کثرت و بسیارى رحمت دلالت مىکند، و کلمه (رحیم ) بر وزن فعیل صفت مشبهه است ، که ثبات و بقاء و دوام را میرساند،

پس خداى رحمان معنایش خداى کثیر الرحمه ، و معناى رحیم خداى دائم الرحمه است ، و بهمین جهت مناسببا کلمه رحمت این است که دلالت کند بر رحمت کثیرى که شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنین و کافر مى شود، و به همین معنا در بسیارى از موارد در قرآن استعمال شده ، از آنجمله فرموده : (الرحمن على العرش استوى )، (مصدر رحمت عامه خدا عرش است که مهیمن بر همه موجودات است) و

نیز فرموده : (قل من کان فى الضلاله فلیمدد له الرحمن مدا)، (بگو آن کس که در ضلالتاست باید خدا او را در ضلالتش مدد برساند) و از این قبیل موارد دیگر.و نیز بهمین جهت مناسب ترآنست که کلمه (رحیم ) بر نعمت دائمى ، و رحمت ثابت و باقى او دلالت کند، رحمتى که تنهابمؤ منین افاضه مى کند، و در عالمى افاضه مى کند که فنا ناپذیر است ، و آن عالم آخرتاست ، همچنانکه خدایتعالى فرمود: (و کان بالمؤ منین رحیما)، (خداوند همواره ، به خصوص مؤ منین رحیم بوده است)، و نیز فرموده : (انه بهم رؤ ف رحیم )، (بدرستى که او به ایشان رئوف و رحیم است)، و آیاتى دیگر، و به همین جهت بعضى گفته اند: رحمان عام است ، و شامل مؤ من وکافر مى شود، و رحیم خاص ‍ مؤ منین است.

شفقنا

گردآوری:
برچسب ها:
اخبار مرتبط:
فیلم پرشین وی
آرون گروپ
آرون گروپس