مارال فرجاد از تجربه پنج سال مبارزه با سرطان در بوداپست گفت / از بمباران خانه در تهران تا نامزدی جشنواره در میانه شیمیدرمانی

مارال فرجاد، بازیگر ایرانی، پنج سال است که با سرطان دست و پنجه نرم میکند. او این روزها در بوداپست روند درمان را پشت سر میگذارد و در گفتوگویی از تجربهای همزمان از بیماری، جنگ و از دست دادن خانهاش سخن گفت.
مارال فرجاد و تجربه پنج سال سرطان
این بازیگر روایت کرد که چگونه در میانه درمان و دور از وطن، با خبر بمباران محله و خانهاش در تهران مواجه شده است.
بمباران خانه در تهران
مارال فرجاد میگوید: «روز هشتم فروردین، حوالی نیمهشب، پیامی در اینستاگرام از سوی یکی از همسایههایش در تهران دریافت کرد که به او خبر داده بود که درِ خانهاش باز مانده، چون دیوارها فرو ریخته است.» او ابتدا متوجه ماجرا نمیشود، اما بعد درمییابد که هفدهم اسفند، درست روبهروی خانهاش بمباران شده و موج انفجار باعث تخریب حدود ده، یازده خانه در کوچهشان شده و حدود بیست نفر از همسایهها جان باختهاند. این منطقه پس از آن نیز چندین بار دیگر، در روزهای ۱۹ و ۲۳ اسفند، هدف حمله قرار گرفته است.
همیشه مخالف جنگ بودهام
او تأکید میکند: «از ابتدا مخالف جنگ بودم و باور داشتم که جنگ نهتنها آزادی نمیآورد، بلکه ویرانی به همراه دارد. با این حال، در محیطی که در بوداپست در آن زندگی میکنم، بسیاری از اطرافیانم طرفدار جنگ هستند و تصور میکردند که با یک عملیات کوتاهمدت میتوان به آزادی رسید.» فرجاد این نگاه را سادهانگارانه میداند و توضیح میدهد که جنگ بهتدریج از حمله به زیرساختهای نظامی به تخریب زیرساختهای حیاتی مانند صنعت، نفت و گاز میرسد و در نهایت میتواند به تجزیه کشور بینجامد.
نقد عملکرد رسانهای و مدیریتی
فرجاد در بخشی از صحبتهایش به نقد عملکرد رسانهای و مدیریتی در داخل ایران میپردازد و میگوید: «از دست دادن اعتماد عمومی، نتیجه مجموعهای از رفتارهاست؛ از نحوه برخورد با هنرمندان و مجریان گرفته تا نحوه اطلاعرسانی درباره فسادها. اعلام ارقام اختلاس بدون معرفی و محاکمه عاملان، تأثیری در بهبود وضعیت ندارد، در حالی که برای جرائم کوچک مانند سرقت موبایل، افراد بهصورت علنی نمایش داده میشوند.»
میان دو فشار
او خود را در موقعیتی توصیف میکند که میان دو فشار دو قشر گرفتار شده است؛ از یکسو انتقاد از وضعیت داخلی، و از سوی دیگر مخالفت با حمله به کشور. به گفته او، «در چنین شرایطی هر موضعی میتواند به برچسبزدن منجر شود و فرد را به یکی از دو سوی ماجرا منتسب کند و گاهی برچسب میخورم که حکومتی هستم و پول میگیرم.»
هیچ وقت نخواستم خارج از ایران زندگی کنم
او سپس به مسیر حرفهای و بیماریاش میپردازد و میگوید: «من پنج سال است که بیمارم و چهار بار سرطانم عود کرده است. دو سال تقریباً حالام خوب بود، اما چون نیاز به درمان داشتم، مجبور بودم مرتب بین تهران و بوداپست رفتوآمد کنم. در این مدت هم به ایران میآمدم و برمیگشتم، چون عاشق ایرانم. این را هم البته بگویم از ابتدا هیچ وقت دوست نداشتم خارج از کشور زندگی کنم. ایران را دوست دارم؛ حتی دلم برای متروی شلوغ و پر از دستفروشش، حتی هوای آلودهاش تنگ میشود.»
ریشههای عشق به ایران
او ادامه داد: «من از بچگی در ایران بودهام، چون پدرمان بازیگر بود و عشق را از مردم میگرفتیم. این رابطه عاطفی عمیق با مردم، در من و خواهرم هم ریشه دوانده است. وقتی هنرمان در ایران رشد میکند و سرچشمه آنجا است، شکوفایی در خارج از کشور، حتی برای آدمهای خیلی مطرح هم سخت است. برای همین، آدم در ایران جان میگیرد و میتواند رشد و شکوفایی داشته باشد.»
اولویتهای زندگی
مارال فرجاد درباره اولویتهای زندگیاش توضیح داد: «در زندگی همیشه کارم اولویت بوده است. اگر الآن برخی چیزها را در زندگی ندارم، به خاطر این است که کارم را در اولویت قرار دادم. میشود گفت خوشبختانه، چون لذت کار را بردم، و متأسفانه، چون برخی چیزها را از دست دادهام.»
ترس از فراموش شدن در بازیگری
او درباره تجربه بیماریاش و تاثیر آن بر حرفه بازیگریاش میگوید: «وقتی سرطان گرفتم، موهایم را از دست دادم. بعد دوباره درآمد، اما باز باید درمان میشدم. اوایل که آمده بودم خارج، مدام گریه میکردم و به خواهرم میگفتم که در بازیگری فراموش میشوم. و این دغدغه همیشه همراه من بود.»
بازگشت به صحنه با فیلم زندهشور
مارال فرجاد در فیلم «زندهشور» کاظم دانشی به ایفای نقش پرداخت فیلمی که به خاطر آن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را دریافت کرد. این بازیگر درباره بازگشت به صحنه و پیشنهاد نقشی در فیلم کاظم دانشی گفت: «در این مدت بارها به ایران آمدم؛ یک بار چهار ماه ایران بودم، پیشنهاد دندانگیری نداشتم. یکی دو پیشنهاد تئاتر و چند نقشی که چنگی به دل نمیزد به من پیشنهاد شد، ولی به دلیل فشار کاری توانش را نداشتم، هرچند تئاتر را بسیار دوست دارم و سابقه زیادی در آن دارم. تا اینکه کاظم دانشی یک روز من را دید و پرسید: “چه کار میکنی؟” گفتم: “هیچی، زندگی میکنیم و مریضم، میروم برای درمان و برمیگردم.”»
شیمیدرمانی در میانه فیلمبرداری
مهر امسال، چهارمین دوره عود بیماریام بود و قرار بود برای درمان به بوداپست بیایم. دو هفته مانده به سفرم، یکی از عوامل فیلم زندهشور زنگ زد و گفت: “میخواستم به تو نقشی پیشنهاد بدهیم، پانزده تا بیست روز کار داریم.” من گفتم که دارم میروم، اما همسرم گفت: “شک نکن، حتی شده برو و بیا. حتماً این نقش را بازی کن، به تو کمک میکند.” این شد که «زندهشور» را شروع کردم.
حمایت تیم فیلم
فرجاد درباره سختیهای کار و حمایت تیم میگوید: «سه چهار سکانس بازی کردم، پنج مهر رفتم تا سیزده مهر بودم. شیمیدرمانی را برای روز آخر گذاشتم، یعنی سیزدهم مهر. چهاردهم مهر برگشتم. میدانی، شیمیدرمانی حال آدم را بد میکند، ولی این سختی را تحمل کردم تا فاصله ۲۱ روز را حفظ کنم. وقتی برگشتم، بازی شروع شد. تیم واقعاً هوایم را داشت و بعد از پنج سال دوری از کار، تجربه فوقالعادهای بود. با حامد بهداد همبازی بودم، نقش خیلی خوبی داشتم و فرصت دیده شدن پیدا کردم.»
نامزدی جشنواره در میانه شیمیدرمانی
او ادامه میدهد: «وقتی کار تمام شد و من به بوداپست برگشتم، شیمیدرمانی را شروع کردم، اما در ذهنم میگفتم که اگر بتوانم شرایط درمانیام را طوری تنظیم کنم که بهمن ماه به ایران برگردم، حتماً در نشست خبری جشنواره از کاظم دانشی تشکر میکنم که به من بار دیگر امید و انرژی داد. تا آن زمان کسی به من نقش نداده بود، و این برایم ارزشمند بود. روز اختتامیه جشنواره، داشتم شیمیدرمانی میشدم. داروی مسکن به من تزریق کردند که درد را حس نکنم. صدای پیامها را شنیدم و دیدم پیامهای زیادی آمده: “مارال، تو کاندید شدی!” باور نمیکنید چقدر خوشحال شدم. در آن حال، احساس کردم وظیفه دارم ویدئویی ضبط کنم و از کاظم دانشی تشکر کنم که به من نقش داد و این کار امیدی دوباره را به من تزریق کرد.»
نقش هنرمندان در شرایط فعلی
فرجاد همچنین از سختیهای درمان میگوید؛ از شیمیدرمانیهای دورهای، ناتوانی جسمی پس از آن و تنهاییای که در این مسیر تجربه میکند. او درباره نقش هنرمندان در شرایط فعلی معتقد است که بیان مستقیم مواضع، دیگر تأثیر گذشته را ندارد و بهتر است واقعیتها از طریق تصویر به نمایش گذاشته شوند. به باور او، انتشار عکس و مستندات از آنچه در ایران میگذرد، میتواند اثرگذارتر از هرگونه شعار یا موضعگیری کلامی باشد.
لزوم حضور صداهای متنوع
در پایان، او بر لزوم حضور صداهای متنوع در رسانهها تأکید میکند؛ صداهایی که ممکن است منتقد باشند، اما در عین حال مخالف جنگ و نابودی کشور نیز هستند. به اعتقاد او، استفاده از این طیفها میتواند به درک بهتر شرایط و کاهش شکافها کمک کند.
خبرآنلاین






