چهرههایی که در سینمای ایران به سختی شناخته میشدند

گریم در سینما فقط یک تغییر ظاهری ساده نیست؛ گاهی چهرهپردازی آنقدر با دقت و مهارت انجام میشود که بازیگر را به شخصیتی کاملاً تازه تبدیل میکند. در سینمای ایران نیز نمونههای زیادی وجود دارد که مخاطب در نگاه اول بهسختی میتواند بازیگر اصلی را پشت لایههای گریم، تغییر چهره، ریش، مو، چینوچروک یا طراحی خاص صورت تشخیص دهد.
گریمهای سینمای ایران در برخی فیلمها و سریالها، نقش مهمی در باورپذیر شدن شخصیتها داشتهاند. بازیگرانی مانند مصطفی زمانی، محسن تنابنده و شماری دیگر از هنرمندان، در قالب شخصیتهایی ظاهر شدهاند که بدون اجرای حرفهای چهرهپردازی، تأثیرگذاری آنها کامل نمیشد.
گریم رئال مهرداد میرکیانی و گریم سهبعدی عبدالله اسکندری در این فیلم، صحنههای اسیدپاشی را برای این بازیگر به تجربهای پیچیده و ترسناک تبدیل کرد.
مرد هزارچهره سینمای ایران در بیش از ۳۰ پروژه با عبدالله اسکندری همکاری داشته و نقشهایی نظیر پیرزن «آدم برفی» را با تبحر ایفا کرده است.
او با چهرهپردازی عبدالله اسکندری و مسعود ولدبیگی، نقشهایی چون جادوگری بدترکیب و زنی مردنما به نام مشدریا را بازی کرد.
سودابه خسروی با طراحی چهرهای با ریش و موی کاملاً سفید، تصویر یک نقاش مبتلا به آرتروز گردن را از بهداد خلق کرد.
او با گریم عبدالله اسکندری و محمدرضا قومی، در نقشهایی با فواصل سنی زیاد ظاهر شد و برای نقش کبوتر، سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل زن را دریافت کرد.
او با وجود سختیهای گریم سنگین عبدالله اسکندری و استفاده از موادی خاص برای سیاه نشان دادن پوست و قیگونه کردن چشمها، این نقش را ایفا کرد.
او با چهرهپردازی نوید فرحمرزی، نقش زنی شکننده و تنها را بازی کرد که برایش سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم زن را به همراه داشت.
او در این آثار با گریمهای متفاوت مجید و بابک اسکندری، تصویر جدیدی از آشفتگیهای روحی یا چهره یک پیرزن را به نمایش گذاشت.
طراحی گریم این فیلم در ژانر درام اجتماعی بر عهده محمود دهقانی بوده و مورد توجه مردم و منتقدان قرار گرفت.
او نقش پیرزنی ۱۲۰ ساله را بازی کرد که این گریم، عبدالله اسکندری را به یکی از ۱۰ گریمور برتر دنیا در سال ۱۹۹۹ تبدیل کرد.
پانتهآ پناهیها در ۳۸ سالگی نقش یک زن ۸۰ ساله روستایی را با صورتی آفتابسوخته و جزئیات دقیق چین و چروک ایفا کرد که طراحی آن بر عهده مهرداد میرکیانی بود.
این بازیگر با تجربه گریم مردانه و شخصیتی چندوجهی، یکی از بحثبرانگیزترین نقشآفرینیهای خود را رقم زد.
نقش چهرهپردازان در موفقیت یک شخصیت
چهرهپردازان حرفهای یکی از ارکان مهم پشت صحنه سینما هستند. آنها باید فقط به زیبایی یا تغییر ظاهر فکر نکنند، بلکه باید شخصیت، زمان داستان، شرایط اجتماعی، سن، روحیه و حتی گذشته کاراکتر را در چهره او نشان دهند. به همین دلیل، گریم موفق نتیجه تحقیق، تجربه و شناخت دقیق از متن و شخصیت است.
در سینمای ایران، بسیاری از گریمهای ماندگار حاصل همکاری نزدیک چهرهپرداز، کارگردان، طراح لباس و بازیگر بوده است. اگر این هماهنگی وجود نداشته باشد، گریم ممکن است مصنوعی یا جدا از فضای فیلم به نظر برسد. اما وقتی همه اجزا درست کنار هم قرار بگیرند، چهره جدید بازیگر به بخشی از هویت فیلم تبدیل میشود.
گریمهای تاریخی و شخصیتهای واقعی
یکی از دشوارترین بخشهای چهرهپردازی، زمانی است که بازیگر باید نقش یک شخصیت واقعی یا تاریخی را بازی کند. در این حالت، مخاطب ممکن است از قبل تصویری از آن شخصیت در ذهن داشته باشد و کوچکترین ناهماهنگی در چهره، توجه او را جلب کند.
در چنین نقشهایی، چهرهپرداز باید میان شباهت ظاهری و باورپذیری سینمایی تعادل ایجاد کند. هدف فقط کپی کردن چهره واقعی نیست؛ بلکه باید شخصیتی ساخته شود که هم شبیه باشد، هم روی پرده زنده و طبیعی دیده شود. این کار نیاز به دقت و مهارت زیادی دارد.
گریم؛ هنری که کمتر دیده میشود اما بسیار اثرگذار است
بخش زیادی از زحمت چهرهپردازان پشت صحنه اتفاق میافتد و شاید در نگاه اول به اندازه بازیگر یا کارگردان دیده نشود. اما در بسیاری از فیلمها، اگر گریم حذف شود یا ضعیف باشد، شخصیت هم کامل شکل نمیگیرد. به همین دلیل، چهرهپردازی را میتوان یکی از هنرهای پنهان اما تعیینکننده سینما دانست.
در گزارشهایی که به ماندگارترین گریمهای سینمای ایران میپردازند، معمولاً نام بازیگران بیشتر به چشم میآید؛ اما پشت هر چهره متفاوت، ساعتها طراحی، تست، اجرا و اصلاح وجود دارد. همین تلاشهاست که باعث میشود یک نقش، سالها بعد هم در ذهن تماشاگر باقی بماند.
























