تاریخ انتشار : بروزرسانی :
محمد شاکری، بازیگر ‘بمب؛ یک عاشقانه’، با چهره‌ای متفاوت همه را غافلگیر کرد / از کودک فیلم پیمان معادی تا ستاره نوجوان امروز اخبار گوناگون
محمد شاکری، بازیگر نوجوان ایرانی، که حضورش در فیلم سینمایی بمب یک عاشقان در نقش یکی از دانش‌آموزان خردسال مدرسه در بحبوحه جنگ، مورد توجه قرار گرفت، اکنون پس از گذشت چند سال با تغییر چهره محسوس به یک چهره نوجوان و فعال در سینما تبدیل شده است. انتشار ویدئوها و تصاویر جدیدی از او، یادآور گذر زمان در سینما و رشد هنرمندان از کودکی تا نوجوانی است.

انتشار ویدئویی جدید از محمد شاکری، بازیگر نوجوان ایرانی، بار دیگر نام او را بر سر زبان‌ها انداخته است. شاکری که فعالیت حرفه‌ای خود را از سنین کم در تئاتر و سپس سینما آغاز کرد، با بازی در فیلم‌هایی چون «بمب؛ یک عاشقانه» (به کارگردانی پیمان معادی و محصول سال ۱۳۹۶) به شهرت رسید. اکنون، پس از گذشت چند سال و رسیدن او به دوران نوجوانی، مقایسه تصاویر جدید با عکس‌های کودکی‌اش، سوژه جالبی برای مخاطبان و رسانه‌ها شده است. محمد شاکری را در پرشین وی ببینید.

محمد شاکری

ویدئو جالب از تغییر چهره محمد شاکری بازیگر خردسال فیلم سینمایی بمب یک عاشقانه را ببینید.

تغییر چهره جالب بازیگر خردسال فیلم بمب یک عاشقانهتغییر چهره جالب بازیگر خردسال فیلم بمب یک عاشقانه

بمب؛ یک عاشقانه

فیلمی به کارگردانی پیمان معادی است که در روزهای پایانی جنگ ایران و عراق (سال ۱۳۶۷) و در اوج بمباران‌های تهران می‌گذرد. داستان فیلم درباره یک زوج جوان فرهنگی به نام‌های ایرج و میترا است که پس از سردی روابطشان، در این روزهای پر اضطراب به هم نزدیک می‌شوند و در خلال ماجراهای جنگ و زندگی روزمره، عشق و امید را در مواجهه با ترس و مرگ کشف می‌کنند.

بمب؛ یک عاشقانه فیلمی به کارگردانی و نویسندگی پیمان معادی و تهیه‌کنندگی احسان رسول‌اف، پیمان معادی و طرحی از مانی حقیقی محصول سال ۱۳۹۶ است.

فیلمنامه فیلم بمب، یک عاشقانه جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره آسیا پاسیفیک در سال ۱۳۹۳ دریافت کرده است.النی کارایندرو، موسیقی‌ساز مطرح سینمای جهان، با حضور در پروژه بمب؛ یک عاشقانه، برای نخستین بار موسیقی یک فیلم از سینمای ایران را ساخته است. فیلم بمب؛ یک عاشقانه از ۱۵ مرداد ۱۳۹۸ در شبکه نمایش خانگی پخش شد.

در فیلم بمب، یک عاشقانه ایرج، ناظم مدرسه و به‌واسطه شغلش سخت‌گير و قاطع و خشك ا‌ست؛ همچنين فردي درون‌گرا و كم‌حرف ا‌ست.
ميترا و ايرج دچار طلاق عاطفي شده‌اند و زیر یک سقف زندگي مي‌كنند؛ در‌حالی‌که هیچ ارتباط عاطفي، كلامي و فيزيكي بین آن‌ها وجود ندارد. آن‌ها حتي هنگام بمباران و با شنیدن صدای آژیر قرمز هم مانند ساير همسايه‌هايشان به پناهگاه نمی‌روند، چون احساس مي‌كنند ديگر چیزی برای از‌دست‌دادن ندارند!

ریشه اصلي طلاق عاطفی در ناتواني در برقراري رابطه صحیح کلامی و مهارت‌های لازم برای بیان خوا‌سته‌ها از همسر ا‌ست؛ همان‌طورکه در سكانسي، ميترا به شاگردش توصیه کند تا براي حل مشکلش با پدر و مادرش گفت‌وگو کند و تاكيد دارد كه گفت‌وگو راهي مهم برای حل مشكلات ا‌ست. اينجا ميترا، نه‌فقط به شاگردش، بلكه به كودك لج‌باز درون خودش هم اين توصيه را مي‌كند؛ چرا كه كليد حل مشكلات زندگي شخصي‌اش را در گفت‌وگو با همسرش مي‌بيند.

در نهايت هم در همان شب سكوت را مي‌شكند و حرفايش را به ايرج مي‌زند.
یکی از دانش‌آموزان ايرج (سعيد) در پناهگاه با ديدن دختر همسایه عاشق او شده ا‌ست. در سكانسي از فيلم نشان داده می‌شود كه او در نماز جماعت مدرسه آرزو مي‌كند که جنگ تمام نشود تا بتواند شب‌ها در پناهگاه

دختر همسايه را ببيند که عشق پرشور و كودكانه سعيد را نشان می‌دهد.

اینستاگرام


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما پس از تأیید نمایش داده می‌شود.
دیدگاه شما با موفقیت ثبت شد دیدگاه شما در سایت منتشر شد.

نظرات

اولین نظر را شما ثبت کنید
دیدگاه‌ها برای این مطلب بسته شده‌اند.

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...