تاریخ انتشار : بروزرسانی :
بازسازی صحنه قتل در مشهد ؛ روایت تلخ زن ۲۷ ساله از ۱۳ سال زندگی در آتش اخبار گوناگون
قتل شوهر در مشهد؛ زن ۲۷ ساله مشهدی که به دلیل کمبود محبت و زندگی آزاردهنده، شوهرش را به قتل رسانده بود، در حضور قاضی صحنه جنایت را بازسازی کرد و از سرگذشت تلخ خود گفت. او از ازدواج اجباری در ۱۳ سالگی، اعتیاد و خیانت شوهر، چند بار اقدام به خودکشی و...
به گزارش پرشین وی، زن جوانی که در مشهد شوهرش را با انگیزه کمبود محبت در زندگی مشترک به طرز هولناکی به قتل رسانده بود، پس از آن که صحنه جنایت را در حضور قاضی بازسازی کرد، به تشریح سرگذشت خود پرداخت. او در مصاحبه با روزنامه خراسان، پشت پرده این ماجرای تکان‌دهنده را فاش کرد و از ۱۳ سال زندگی در آتش، اعتیاد و خیانت شوهر و نهایتاً تصمیم به قتل گفت.

قتل شوهر در مشهد

قتل شوهر در مشهد توسط همسر ۲۷ ساله‌اش، یکی از پرونده‌های جنایی تلخی است که این روزها در محافل قضایی و رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای داشته است. این زن که از اتباع افغانستانی مقیم ایران است، در ۱۳ سالگی به اجبار خانواده، با مردی ۲۰ ساله ازدواج کرد و ۱۳ سال زندگی پر از خشونت، اعتیاد و خیانت را تحمل کرد تا نهایتاً با ضربات متعدد چاقو به قتل شوهرش انجامید. ماجرای این پرونده، ابعاد تکان‌دهنده‌ای از زندگی در فقر، ازدواج اجباری و خشونت خانگی را به تصویر می‌کشد.

جزئیات قتل شوهر در مشهد و بازسازی صحنه

یازدهم اردیبهشت گذشته، جسد مرد ۳۷ ساله‌ای در بیابان‌های اطراف جاده روستای «انداد» مشهد کشف شد. خالکوبی خاصی روی بازوی جسد، سرنخ مهمی برای شناسایی هویت مقتول بود. با انتشار خبر کشف جسد، صاحبان خون شناسایی شدند و ماجرای مردی که از چهارم اردیبهشت گم شده بود، زیر ذره‌بین تحقیقات قضایی و پلیسی قرار گرفت. کارآگاهان به سراغ همسر ۲۷ ساله مرد گمشده رفتند و او را به اتهام قتل عمد دستگیر کردند.

این زن جوان در بازجویی‌های فنی و تخصصی به قتل شوهرش با ضربات متعدد چاقو به ناحیه سر اعتراف کرد و مدعی شد جسد خون‌آلود را جوان متاهلی به نام «حمید» و دوستش به بیابان‌های اطراف جاده روستایی انتقال داده‌اند. خیلی زود حمید نیز به دام افتاد. در ادامه، این زن جوان در حضور قاضی صحنه جنایت را بازسازی کرد و در مصاحبه با روزنامه خراسان، پرده از سرگذشت تلخ ۱۳ ساله خود برداشت.

روایت تلخ زن قاتل از زندگی در آتش

این زن جوان که تا کلاس چهارم ابتدایی تحصیل کرده، در ۱۳ سالگی به اجبار خانواده پای سفره عقد نشسته و از آن پس دیگر به مدرسه نرفته است. او در مصاحبه خود به پرسش‌های روزنامه خراسان درباره جزئیات زندگی و انگیزه قتل پاسخ داده است.

از ازدواج اجباری تا زندگی در کوره‌های آجرپزی

این زن در پاسخ به این سوال که چرا ادامه تحصیل نداد، گفت: «چون آن زمان در ۱۳ سالگی ازدواج کردم. یک روز وقتی از مدرسه به خانه آمدم به من گفتند که خواستگار آمده است و باید ازدواج کنی! من هم پای سفره عقد نشستم و دیگر به مدرسه نرفتم.» او درباره نحوه آشنایی با همسرش توضیح داد: «آشنایی با او نداشتم ولی آن‌ها با پدرم همسایه بودند و در کوره‌های آجرپزی با هم در یک محل کار می‌کردند. در واقع آشنای پدرم بودند.»

وی درباره مخالفت خود با این ازدواج گفت: «نه تنها راضی نبودم که حتی معنی ازدواج را هم نمی‌دانستم.» او همچنین فاش کرد که این ازدواج به دلیل مشکلات مالی پدرش صورت گرفته است: «۱۷ سال قبل وقتی در کوره‌های آجرپزی بودیم، برادرم ازدواج کرد و پدرم نمی‌توانست هزینه‌های عروسی او را بپردازد. به همین خاطر پدرم به خانواده همسرم گفت که دختری به شما می‌دهم و شما پولی به ما بدهید تا پسرم ازدواج کند.»

زندگی با مردی دائم‌الخمر و معتاد

این زن درباره اختلافاتش با شوهرش گفت: «نجیب دائم‌الخمر بود و مدام نه تنها مشروبات الکلی مصرف می‌کرد، بلکه اعتیاد هم داشت و همواره مرا کتک می‌زد و فرزندانم را زیر مشت و لگد می‌گرفت. زندگی آشفته و داغانی داشتم به طوری که اصلاً به من توجه نمی‌کرد و فقط به دنبال ولخرجی و تفریح و خوشگذرانی خودش بود.»

او درباره شغل همسرش گفت: «کارگری می‌کرد و ما زیر خط فقر بودیم.»

چرا طلاق نگرفتی؟

این زن در پاسخ به این سوال که چرا طلاق نگرفت، گفت: «با خودم فکر می‌کردم شاید اصلاح شود و زندگی‌ام رو به بهبودی برود. مدام قول می‌داد که خوب می‌شود. من هم پشت سر هم فرزند به دنیا می‌آوردم. به خودم می‌گفتم اگر این بار پسری به دنیا بیاورم شاید شوهرم به من توجه کند ولی فرقی نمی‌کرد. باز می‌گفتم شاید دختر به دنیا بیاورم بهتر شود اما فایده‌ای نداشت. خیلی اذیتم می‌کرد به طوری که دیگر تحمل این زندگی آشفته را نداشتم.»

اقدام به خودکشی و نجات از مرگ

او درباره تلاش‌هایش برای رهایی از این وضعیت گفت: «چند بار دست به خودکشی زدم. دو بار قرص خوردم و یک بار هم با مواد مخدر خودکشی کردم ولی هر بار مرا به بیمارستان رساندند و از مرگ نجات یافتم تا این که بالاخره تصمیم گرفتم او را بکشم.»

خیانت شوهر و آشنایی با مردی دیگر

این زن درباره خیانت شوهرش گفت: «خیلی سعی کردم محبتش را جلب کنم ولی او هیچ محبتی نسبت به من نداشت. او مرا نمی‌دید و به من خیانت می‌کرد.» او در پاسخ به این سوال که چرا با مرد متاهل آشنا شد، گفت: «من در این شرایط زندگی، کسی را برای درد دل پیدا نمی‌کردم. به همین دلیل با حمید آشنا شدم و او هم به درددل‌هایم گوش می‌داد. او شماره تلفن مرا پیدا کرده بود. یک روز تلفنی تماس گرفت و پاسخ من به آن تلفن موجب شد تا با هم در ارتباط باشیم. در واقع نوعی انتقام از همسرم بود.»

درخواست کمک از خانواده و شکایت نافرجام

این زن درباره عدم کمک خانواده‌اش گفت: «پدرم مرا به خانه‌اش راه نمی‌داد. حتی اطرافیانم مرا از خانه خودشان بیرون می‌کردند. من هیچ پناهگاهی نداشتم.» او درباره یک بار شکایت خود برای طلاق گفت: «یک بار شکایت کردم تا به صورت قانونی طلاق بگیرم ولی او می‌گفت تو را طلاق نمی‌دهم تا موهایت مانند دندان‌هایت سفید شود! حتی گفتم من حاضرم فقط هفته‌ای یک بار فرزندانم را ببینم ولی او نپذیرفت. زندگی ما از همان ابتدا اشتباه بود. چند ماه به خانه پدرم رفتم ولی او مرا از خانه بیرون انداخت.»

پشیمانی و عذاب وجدان

این زن در پایان با ابراز پشیمانی گفت: «بله، پشیمانم. من هر اندازه هم که با شوهرم اختلاف داشتم، نباید با مرد غریبه آشنا می‌شدم و با او درددل می‌کردم. این موضوع احساس و عاطفه اندک را هم که نسبت به شوهرم داشتم در وجودم نابود کرد و زندگی‌ام را به سردی کشاند.»


فروش دامنه های رند و سه حرفی

اخبار مرتبط

تازه ترین ها در پرشین وی

فال روز شنبه 27 تیر ماه 1405 فال و طالع بینی

۱۹ ساعت پیش

فال روز شنبه 27 تیر ماه 1405 امروز روزِ شروع‌های تازه و تصمیم‌های قلبیه. بهترین فرصت اینه که با اعتمادبه‌نفس وارد تجربه‌های جدید بشی و...

پربازدیدترین‌های پرشین وی

آخرین مطالب همین بخش

برای نمایش مطالب بیشتر، صفحه را به پایین بکشید...