باند سرقت ناصر گربه | ماجرای سرقتهای سریالی از خانههای تهران و اعترافات متهمان
حوادث روزباند سرقت ناصر گربه
باند سرقت ناصر گربه با چهار عضو شامل سه مرد و یک زن فعالیت میکرد که همگی در زمان سرقت، صورتهای خود را میپوشاندند تا ردی از خود به جا نگذارند. آنها اغلب خانههایی را هدف قرار میدادند که در محلههای خلوتتر شمال و غرب تهران قرار داشت و در ساعاتی وارد عمل میشدند که احتمال حضور صاحبخانه کمتر بود. بررسیهای اولیه نشان میداد اعضای این باند با دقت بالایی هدفهای خود را انتخاب میکردند و پس از ورود، تنها اموال سبک و گرانقیمت را برمیداشتند تا به راحتی از محل متواری شوند. این شگرد حرفهای، کارآگاهان را به این نتیجه رساند که با سارقانی باسابقه و آشنا به روشهای پلیسی روبهرو هستند.
آشنایی در زندان؛ سرآغاز ماجرای باند سرقت ناصر گربه
ماجرای تشکیل این باند از جایی شروع شد که دختری ۲۸ ساله به نام نسترن برای ملاقات برادرش که به اتهام سرقت منزل در زندان بود، به آنجا رفتوآمد داشت. در همان ملاقاتها، او با همبند برادرش، مردی ۴۵ ساله به نام ناصر آشنا شد. ناصر که در میان مجرمان به «ناصر گربه» معروف بود، بیش از ۷ بار سابقه سرقت منزل داشت و بهدلیل بالا رفتن از دیوار خانهها و ورود مخفیانه به ساختمانها، این لقب را گرفته بود. این آشنایی در ابتدا ساده و کوتاه بود، اما رفتهرفته به رابطهای عاطفی تبدیل شد. نسترن که مجذوب رفتار و حرفهای ناصر شده بود، پس از آزادی او ارتباطش را ادامه داد و خیلی زود تصمیمی گرفت که حالا برایش به یک پرونده سنگین کیفری تبدیل شده است.
بر اساس اعترافات ناصر، او در دوران حبس با نسترن آشنا شده و پس از آزادی، با وعدههایی مانند ازدواج و شروع یک زندگی تازه، او را با خود همراه کرده است. ناصر در بازجوییها گفته است: «دختری که با من به سرقت میآمد، دختر مورد علاقهام بود.» این جمله، پای نسترن را به عنوان عضو اصلی باند به پرونده باز کرد.
| عضو باند | نقش در سرقتها | سابقه کیفری |
|---|---|---|
| ناصر (معروف به ناصر گربه) | سرکرده باند، ورود به خانهها، تخریب در | بیش از ۷ سابقه سرقت منزل |
| نسترن | مراقبت و همراهی در سرقتها | بدون سابقه کیفری |
| دو مرد دیگر | همکاری در سرقت و حمل اموال | سابقهدار |
سرنخهای پلیس؛ از اثر انگشت تا اعترافات ناصر گربه
کارآگاهان در نخستین گام، تصاویر دوربینهای مداربسته اطراف محل سرقتها را بازبینی کردند. اگرچه متهمان با پوشاندن چهره و رعایت نکات امنیتی، تلاش کرده بودند هیچ سرنخی از خود باقی نگذارند، اما نوع ورود، شیوه تخریب در و انتخاب هدفها نشان میداد با سارقانی حرفهای و سابقهدار روبهرو هستند. در ادامه، سرنخها یکییکی کنار هم قرار گرفت تا اینکه در آخرین سرقتی که به پلیس گزارش شد، اثر انگشت یکی از متهمان روی بخشی از محل سرقت به دست آمد. با انتقال این اثر انگشت به بانک اطلاعاتی پلیس، هویت ناصر گربه خیلی زود شناسایی شد. او بیش از ۷ بار سابقه سرقت منزل داشت و بهدلیل بالا رفتن از دیوار خانهها و ورود مخفیانه به ساختمانها، این لقب را گرفته بود.
ناصر گربه پس از بازداشت، ابتدا سعی کرد خود را بیاطلاع نشان دهد، اما وقتی با مستندات پلیس و اثر انگشتش روبهرو شد، لب به اعتراف باز کرد. او در بخشی از تحقیقات، از نقش نسترن در سرقتها پرده برداشت و پس از آن، نسترن و دیگر همدستان باند نیز بازداشت شدند و به خالی کردن خانهها اعتراف کردند. اعضای این باند به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در اختیار پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند و تحقیقات برای روشن شدن ابعاد دیگر این پرونده ادامه دارد.
اعترافات نسترن؛ از آشنایی در زندان تا پشیمانی تلخ
نسترن که برای اولین بار پایش به دنیای مجرمان باز شده است، در گفتوگو با کارآگاهان از ماجرای آشنایی خود با ناصر و چگونگی ورود به باند سرقت گفت. او در این باره عنوان کرد: «من برای ملاقات برادرم به زندان میرفتم. آنجا ناصر را دیدم. همبند برادرم بود. اول فقط در حد سلام و احوالپرسی بود، اما بعد کمکم حرف زدیم و آشنا شدیم.»
نسترن در پاسخ به این سوال که آیا میدانسته ناصر یک سارق حرفهای و سابقهدار است، گفت: «بله، میدانستم. خودش هم پنهان نمیکرد. میگفت چند بار زندان رفته، اما میگفت دیگر خسته شده و میخواهد زندگیاش را عوض کند. حرفهای قشنگ میزد و میگفت دلش میخواهد مسیر زندگیش را تغییر بدهد.»
او درباره دلیل همراهی با ناصر در سرقتها نیز اعتراف کرد: «اشتباه کردم. فکر میکردم دوستم دارد. میگفت اگر پول داشته باشیم، ازدواج میکنیم، خانه میگیریم و زندگیمان را شروع میکنیم. من هم باور کرده بودم. گفت بیا چند مورد سرقت انجام بدهیم و بعد دور خلاف را خط بکشیم.»
نسترن درباره اولین تجربه سرقت خود گفت: «خیلی زیاد میترسیدم. تمام بدنم میلرزید. حتی میخواستم برگردم، اما ناصر گفت فقط یک بار است و بعد همه چیز درست میشود. بعد از آن دیگر وارد ماجرا شدم. خودش به من آموزش داد. اول سخت بود اما کمکم عادت کردم.»
او درباره نقش خود در سرقتها نیز عنوان کرد: «بعضی وقتها فقط مراقب بودم، بعضی وقتها هم همراهشان میرفتم داخل. صورتم را میپوشاندم که کسی مرا نشناسد.» نسترن در پایان با ابراز پشیمانی گفت: «پشیمانم. خیلی پشیمانم. هم زندگی خودم را خراب کردم، هم آبروی خانوادهام را بردم. کاش هیچوقت آن آشنایی شکل نمیگرفت.»
جمعبندی
پرونده باند سرقت ناصر گربه نشان میدهد که چگونه یک آشنایی ساده در زندان میتواند به تشکیل یک باند حرفهای و انجام سرقتهای سریالی منجر شود. ناصر، سارق سابقهداری که با لقب «ناصر گربه» شناخته میشد، با وعدههای دروغین ازدواج و شروع یک زندگی تازه، دختری جوان و بیسابقه را به دنیای جرم و جنایت کشاند. نسترن که خود از خانوادهای آبرودار و با تحصیلات لیسانس تربیت بدنی است، حالا با پشیمانی از این تصمیم اشتباه خود سخن میگوید و معترف است که زندگی خود و آبروی خانوادهاش را به باد داده است. این پرونده، هشداری است برای تمام کسانی که فریب وعدههای شیرین مجرمان را میخورند و ناآگاهانه پا به مسیرهای خطرناک میگذارند. تحقیقات پلیس برای شناسایی دیگر ابعاد این پرونده همچنان ادامه دارد.












لحظهای که ترافیک بزرگراه امام علی را شوکه کرد؛ سرقت موبایل مقابل چشم شهروندان
فاجعه مرگ ۱۴ نوزاد در آتشسوزی بخش نوزادان بیمارستان + ویدئو
دستگیری مهدی طولانی بدلِ بهرام افشاری با شگردی عجیب! + عکس
مقتول در لحظه هوشیاری نام قاتل را برد، اما مادر متهم روایت دیگری دارد! + عکس
وقتی یک دختر ۱۱ ساله پشت فرمان نیسان نشست! / وحشت در جادههای اصفهان + عکس
قتل پدر ۶۵ ساله با ضربات کاتر به دست پسرش / جنایت هولناک در سلیمانیه تهران + عکس
پردهبرداری از آخرین جملهی ساسان پیش از مرگ: نامرد! من کاری نکرده بودم + عکس
رمزگشایی از قتل هولناک مادر به دست پسر / پایان کابوس چهلساله + عکس
قتل شوهر با دمنوش سمی / فرجام تلخ رابطه پنهانی همسر سوم + عکس
پایان ۹ ماه جستوجو برای نوزاد ربودهشده؛ کودک در خمین پیدا شد


















نظرات