دختر ۲۱ ساله، طلا و ساعت ۳ میلیاردی جراح زیبایی را به باد سرقت برد + عکس
حوادث روزیک جراح زیبایی در شمال تهران هدف سرقت برنامهریزیشده توسط یک باند سرقت قرار گرفت که توسط یک دختر ۲۱ ساله به نام شکیلا مدیریت میشد. شکیلا با ایفای نقش مستأجر، پزشک را به خانهاش کشاند تا همدستانش با تهدید و ضرب و شتم، طلا، دلار و یک ساعت ۳ میلیاردی را بدزدند. این باند به دلیل افتادن کارت شناسایی متهم در صحنه جرم، به سرعت توسط پلیس شناسایی و بازداشت شد. شکیلا در بازجوییها اعتراف کرد که از یک خانواده متمول است و هدف از این سرقتها، برخلاف تصور، نیاز مالی نبوده، بلکه صرفاً برای «تجربه هیجان» و به عنوان یک نوع «تفریح» بوده است. او همچنین فاش کرد که قصد داشت در مرحله بعد، دندانپزشک خود را نیز هدف قرار دهد.
جراح زیبایی
چند روز قبل یک جراح زیبایی با حضور در اداره پلیس از سرقتی عجیب و برنامهریزیشده خبر داد.
او در توضیح ماجرا گفت: برای اجاره دادن یکی از واحدهای مسکونی خود در شمال تهران آگهی داده بودم و قرار بود همان روز خانه را به یک متقاضی نشان دهم. طبق هماهنگی قبلی، دختری جوان برای بازدید از خانه به آنجا آمد. او ماسک به صورت داشت و وانمود میکرد که قصد دارد خانه را اجاره کند. هر دو وارد آپارتمان شدیم تا بخشهای مختلف خانه را نشانش بدهم.
سرقت ساعت مچی لوکس
اما هنوز چند دقیقهای از ورودش نگذشته بود که ناگهان ۴مرد نقابدار به خانهام هجوم آوردند. مردان ناشناس با تهدید قمه، من را مورد ضرب و شتم قرار دادند و دست و پایم را بستند. سپس کیف همراهم را که در آن مقدار قابلتوجهی دلار برای انجام یک معامله همراه داشتم به سرقت بردند. علاوه بر آن، چند قطعه طلا شامل زنجیر، دستبند و انگشتر نیز همراهم داشتم که با تهدید، آنها را سرقت کردند. دزدان همچنین ساعت مچی لوکسی را که حدود ۳میلیارد تومان ارزش داشت، دزدیدند و سپس گریختند.
دختر ۲۱ساله طلا و دلارهای جراح زیباییاش را دزدیدسرنخی که همهچیز را لو داد
با اعلام این شکایت، تیمی از مأموران پلیس آگاهی برای بررسی موضوع در محل حاضر شدند و تحقیقات اولیه آغاز شد. کارآگاهان در بررسی صحنه سرقت با سرنخی غیرمنتظره روبهرو شدند؛ در داخل خانه یک کارت شناسایی پیدا شد. بررسی کارت نشان داد که متعلق به دختری جوان به نام شکیلا است؛ همان دختری که بهعنوان متقاضی اجاره، وارد خانه شده بود.
همین سرنخ کافی بود تا مأموران خیلی زود به هویت او دست یابند و بازداشتش کنند. بررسیها نشان میداد او سابقه کیفری ندارد، اما در این سرقت نقش مهمی داشته است.
در جریان بازجوییها، متهم ابتدا منکر هرگونه دخالت در سرقت شد. اما با ارائه مدارک و شواهد موجود، ناچار به بیان واقعیت شد و اعتراف کرد که این سرقت با همدستی فردی به نام نیما که از مجرمان سابقهدار در زمینه سرقت بوده و چند نفر از دوستان او انجام شده است.
با اعتراف این دختر جوان، تحقیقات برای دستگیری همدستان وی از سوی قاضی احسان شکیبنژاد، بازپرس جنایی تهران آغاز شده است.
حواس پرتی کار دستم داد
شکیلا متولد سال 1384است. او میگوید که هیچ سابقه کیفری ندارد و به خاطر تجربه هیجان با این باند سرقت همکاری کرده است.
چطور وارد این باند شدی؟
از طریق پسری به نام نیما. او را از دوران کودکی میشناختم. بچه محل قدیمیمان و بین دوستانش به «نیما زاغزن» معروف بود؛ بعدا فهمیدم که چون همیشه سوژهها را شناسایی میکرد این لقب را به او دادهاند. البته خودم هم جا پای او گذاشتم.
یعنی تو هم زاغزن باند شدی؟
تقریبا. هر جا که میرفتم دقت میکردم ببینم چهکسی پولدار است یا چهکسی وسایل گرانقیمت دارد.
چه شد که وارد باند نیما زاغزن شدی؟
دلم میخواست یک هیجان را تجربه کنم. یک روز که رفته بودم محله قدیمیمان، از همسایهها شنیدم که نیما آزاد شده است. تصمیم گرفتم به سراغش بروم و از او بخواهم که من را استخدام کند تا سرقت کنم! حتی ایده تشکیل باند و سرقت را هم خودم به او گفتم. نیما هم قبول کرد و باند سرقت را تشکیل داد.
ایده سرقت از این پزشک چطور به ذهنت رسید؟
چند وقت قبل برای عمل بینی به مطبش رفته بودم. همانجا دیدم طلا و ساعت خیلی گرانی دارد. بعد فهمیدم خانهای هم دارد که میخواهد اجاره بدهد. همان موقع به ذهنم رسید که میشود از این موقعیت استفاده کرد.
نقشه دقیقا چه بود؟
قرار شد من نقش مستأجر جراح زیبایی را برای بازی کنم. رفتم خانه را ببینم و وقتی داخل شدیم، بچهها وارد شوند؛ دقیقاً هم همین اتفاق افتاد.
پس چرا خیلی زود دستگیر شدی؟
چون سوتی دادم. کارت شناساییام از جیبم افتاد و همانجا، جا ماند. اگر آن کارت نمیافتاد شاید دیرتر گیر میافتادیم. البته بهتر بگویم حواس پرتی کار دستم داد.
بعد از این سرقت قرار بود، سوژه دیگری را هم شکار کنید؟
بله. حتی سوژه بعدی را هم پیدا کرده بودم.
چهکسی؟
دندانپزشکم! چندبار به مطبش رفته بودم و فکر میکردم شرایطش برای سرقت مناسب است. قرار بود بعد از این ماجرا سراغ او برویم، اما پیش از اجرای دومین نقشه سرقت، گیر افتادم.
مشکل مالی داشتی؟
نه. خانوادهام وضع مالی بدی ندارند. پدرم شرکت دارد و مادرم هم در یک شرکت معتبر کار میکند.
پس چرا وارد این ماجرا شدی؟
بیشتر از سر هیجان. فکر میکردم تجربه جالبی است. به شکل یک تفریح نگاهش میکردم ولی حالا میفهمم اشتباه بزرگی بوده، به اینکه آبروی خانوادگیام را ببرم، نمیارزید.
همشهری












برادر، خواهرش را در خیابانهای تهران به آتش کشید! / انتقام هولناک با اسید + عکس
لحظهای که ترافیک بزرگراه امام علی را شوکه کرد؛ سرقت موبایل مقابل چشم شهروندان
فاجعه مرگ ۱۴ نوزاد در آتشسوزی بخش نوزادان بیمارستان + ویدئو
دستگیری مهدی طولانی بدلِ بهرام افشاری با شگردی عجیب! + عکس
مقتول در لحظه هوشیاری نام قاتل را برد، اما مادر متهم روایت دیگری دارد! + عکس
وقتی یک دختر ۱۱ ساله پشت فرمان نیسان نشست! / وحشت در جادههای اصفهان + عکس
قتل پدر ۶۵ ساله با ضربات کاتر به دست پسرش / جنایت هولناک در سلیمانیه تهران + عکس
پردهبرداری از آخرین جملهی ساسان پیش از مرگ: نامرد! من کاری نکرده بودم + عکس
رمزگشایی از قتل هولناک مادر به دست پسر / پایان کابوس چهلساله + عکس
قتل شوهر با دمنوش سمی / فرجام تلخ رابطه پنهانی همسر سوم + عکس

















نظرات